دفعه ی بعد بیاییم و گوش هایمان رو بگیریم و ببینیم چه چیزهایی را حس میکنیم اگر در محیط شهری باشیم تصاویر متحرکی از ماشین ها و انسان ها میبینیم. اگر در طبیعت باشیم و در کنار رودخانه، خروش آب در رود و پرواز پرندگان در آسمان را میبینیم. بوی آب رود و بوی نمناک خاک و علف های اطراف رود را حس میکنیم. سرما یا گرمای هوا را بسته به فصلش با حسگرهای پوستمان حس میکنیم. اگر هم غذایی با خود برده باشیم و یا چایی روی آتش دم کرده باشیم از طعم خوب غذا و چای آتشی لذت میبریم.
با سایر احساس هایتان بعنوان تمرین همین کار را انجام دهید و هرچه با حواستان درک میکنید بنویسید تا بتوانید احساس یک پیام را درک کنید.
احساس باعث ایجاد تجربه میشود و تجربه مهم ترین موضوع برای ایجاد یک محتوای خوب است. تجربه خوب باعث میشود که یک موضوع در ذهنمان ماندگار شود و دوباره بخواهیم بسته به خوب بودن آن حس یا تجربه دوباره آن را تجربه کنیم. مثلا شما به یک هتل میروید یا به یک سفر داخلی یا خارجی میروید و تجربه متفاوتی از این سفر در ذهن خود خواهید داشت . اگر خیلی به شما خوش بگذرد دوباره هم دوست خواهید داشت که به همان سفر بروید . اگر هم تجربه بدی داشته باشید قید آن سفر لعنتی را میزنید.
محتوا هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر محتوا تجربه خوبی را به مخاطب هدف بدهد مخاطب تجربه محتوا یا پیام شما را در ذهن نگه میدارد و با کمال میل برای دیدن یا شنیدن و یا دریافت محتوا یا پیام جدید دیگری از شما بی صبرانه و با کمال میل منتظر میماند.
درست مثل تجربه یک قرار عاشقانه در رستورانی شیک که هر دو طرف تجربه ای خوب و ماندگار از آن محیط به یاد میسپارند و دلشان میخواهد برای بار دیگر به آنجا بروند . یا مثال بهتر جشن سالگرد ازدواج است که برای بسیاری تکرار یک خاطره یا همان تجربه گذشته است.
تجربه در حقیقت درک انسان با احساساتی که گفتیم از محیط اطراف است. چون انسان همین پنج حواس را برای تجربه دارد. و عامل دوم به خاطر سپاری در مغز است اگر انسانی فراموشی بگیرد و نتواند احساساتش را به خاطر بسپارد دیگر تجربه ای کسب نمیکند. پس بهتر است مخاطب هدفمان را خوب بشناسیم و ببینیم که قرار است در پیاممان چه حس ها و تجربه ای را برای او رقم بزنیم و چطور پیاممان را در ذهن او ماندگار کنیم.
همین تجربه است که باعث میشود انسانها در هر جای زمین با هم متفاوت باشند و معناهای متفاوتی چون روستا، شهر، طبیعت، خانه لوکس، خانه معمولی، زندگی فقیرانه، زندگی لوکس و ... را رقم بزنند.
انسان اگر از ابتدا در یک محیط شیشه ای با دیوار های سفید رشد کند فقط بزرگ میشود و اگر او را در محیطی مثل شهر ناگهان رها کنیم، با این که بزرگ شده است اما ابتدا خیلی میترسد ،چند روزی دیوانه وار و خسته کننده به این ور و آن ور میدود بعد خسته میشود و کم کم سعی در درک محیط و ارتباط با انسان های دیگر و یادگیری زبان آن منطقه میشود. پس توجه به نوع محیط و زبان انسان ها در محتوا خیلی اهمیت دارد که در آینده توضیح میدهم.
ما انسان ها در محیطی که همین الان در آن هستید زندگی میکنیم و به آن عادت کردیم. عادت همان تجربه طولانی مدت است . اگر از خانه بیرون بروید میدانید که به کدام خیابان و کوچه یا میدان بروید . پس تجربه کار شما را راحت کرده است. چون شما یک مخاطب قدیمیه با تجربه هستید. پس اگر مثلا برای یک محصول یک پیام ایجاد میکنید به تجربه مخاطبتان خوب
توجه کنید.
اگر سوالی داشتید در قسمت نظرها بپرسید .
این متن در بخش های دیگر ادامه دارد...