ویرگول
ورودثبت نام
سینا محمدیان
سینا محمدیان
سینا محمدیان
سینا محمدیان
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

اگر نقی معمولی کارفرما بود، بیمه داشت یا نه؟

سریال پایتخت ۵ را که می‌دیدیم، خیلی وقت‌ها می‌خندیدیم؛

به سادگی نقی،

به تصمیم‌های عجولانه‌اش،

به اعتماد بیش‌ازحدش به رفقا،

و به این باور همیشگی‌اش که «چیزی نمی‌شه».

اما اگر یک لحظه، فقط یک لحظه،

از فضای طنز فاصله بگیریم،

پایتخت ۵ پر است از موقعیت‌هایی که اگر در دنیای واقعی اتفاق می‌افتاد،

دیگر خنده‌دار نبود؛

خیلی هم خطرناک بود.

---

اگر نقی بیمه داشت
اگر نقی بیمه داشت

## پایتخت ۵؛ داستان آدم‌هایی که کار می‌کنند، بدون حاشیه امن

نقی معمولی، ارسطو، رحمت، بهتاش…

این‌ها قهرمان نیستند، مدیرعامل نیستند،

ولی دائم در حال کار کردن‌اند.

رانندگی، حمل‌ونقل، کارهای فنی، سفرهای پرریسک،

کار در شرایطی که نه قرارداد مشخص دارد،

نه چارچوب ایمنی،

نه حتی تعریف روشنی از «مسئولیت».

همه چیز روی یک جمله می‌چرخد:

> «خودمون حواسمون هست.»

و دقیقاً همین جمله است که در دنیای واقعی،

هر سال هزاران نفر را گرفتار دادگاه، دیه، زندان و بدهی می‌کند.

---

## وقتی خنده، جای خودش را به فاجعه می‌دهد

در پایتخت ۵ بارها دیدیم:

- ماشین خراب می‌شود

- کسی آسیب می‌بیند

- دعوا شکل می‌گیرد

- یک تصمیم اشتباه، زنجیره‌ای از دردسرها می‌سازد

اما چون سریال است،

آخرش با یک شوخی،

یک آشتی،

یا یک اتفاق معجزه‌وار جمع می‌شود.

در زندگی واقعی اما:

هیچ موسیقی پایانی‌ای پخش نمی‌شود.

---

## کارفرما کیست؟ فقط مدیر کارخانه؟

یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها همین‌جاست.

در دنیای واقعی،

کارفرما فقط کسی نیست که تابلو شرکت بالای سرش باشد.

اگر:

- کسی را برایت رانندگی می‌کند

- کسی برایت کار فنی انجام می‌دهد

- کسی به درخواست تو، در محل تو، کاری انجام می‌دهد

تو مسئول هستی.

حتی اگر:

- فامیلت باشد

- دوستت باشد

- «خودش گفته مشکلی نیست»

---

## اگر پایتخت واقعی بود…

فرض کن نقی معمولی یک کارفرمای واقعی بود.

ارسطو با ماشینش تصادف می‌کرد.

رحمت آسیب می‌دید.

بهتاش در حین کار دچار حادثه می‌شد.

سؤال این نیست که:

«مقصر کیه؟»

سؤال اینه:

هزینه‌اش با کیه؟

در دنیای واقعی:

- هزینه درمان

- دیه

- ازکارافتادگی

- شکایت

- دادگاه

همه روی دوش کسی می‌افتد که کار را سپرده.

---

## «بیمه داریم؟»؛ سؤالی که همیشه دیر پرسیده می‌شود

تقریباً همه پرونده‌های حوادث کاری،

یک وجه مشترک دارند:

بیمه،

بعد از حادثه،

به یاد می‌آید.

همه چیز تا قبل از آن ساده است:

- «اتفاقی نمی‌افته»

- «چند روزه تموم می‌شه»

- «خودمون هوای همو داریم»

اما حادثه:

منتظر خوش‌بینی ما نمی‌ماند.

---

## بیمه مسئولیت کارفرما؛ چیزی که پایتخت نداشت

بیمه مسئولیت کارفرما در قبال کارکنان،

دقیقاً برای همین موقعیت‌هاست.

نه برای روزهای خوب.

برای همان سکانس‌هایی که اگر واقعی بودند،

قصه را تلخ می‌کردند.

این بیمه:

- هزینه درمان را پوشش می‌دهد

- دیه را پرداخت می‌کند

- بار مالی را از دوش کارفرما برمی‌دارد

- و مهم‌تر از همه،

اجازه نمی‌دهد یک حادثه، زندگی چند نفر را نابود کند

---

## طنز پایتخت، آینه تلخ زندگی ماست

ما به نقی می‌خندیم،

ولی خیلی وقت‌ها خودمان همان نقی هستیم.

- کار می‌دهیم بدون قرارداد

- مسئولیت می‌پذیریم بدون پوشش

- ریسک می‌کنیم بدون فکر فردا

و امید داریم که:

«خدا بزرگه».

خدا بزرگ هست،

اما عقل هم داده.

---

## هشدار نداشتن بیمه؛ بی‌صدا، ولی ویرانگر

نبودن بیمه،

مثل نبودن ترمز در ماشین است.

ممکن است:

- مدتی اتفاقی نیفتد

- حتی سال‌ها

اما یک‌بار که لازم شود،

دیگر فرصتی برای جبران نیست.

---

## پایان؛ اگر پایتخت ادامه داشت…

اگر پایتخت فصل دیگری داشت،

و قرار بود واقعی‌تر باشد،

احتمالاً دیگر خنده‌ها کمتر می‌شد.

چون زندگی واقعی،

برای اشتباهات کاری،

بخش پایانی شاد ندارد.

اما ما یک انتخاب داریم:

قبل از حادثه،

قبل از دادگاه،

قبل از پشیمانی.

---

### گاهی عاقلانه‌ترین تصمیم،

### همان تصمیمی است که امیدواریم هیچ‌وقت به آن نیاز پیدا نکنیم.

بیمه مسئولیت کارفرما

نه برای ترساندن،

بلکه برای ادامه داشتن زندگی بعد از یک اشتباه است.

---

هزینه درمانبیمهکارفرماپایتخت
۵
۰
سینا محمدیان
سینا محمدیان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید