بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
جان و دلم در طلبت سوز گداز کردن است
گر تو نگاهی بکنی شب سیاه روشن است
با لب پر شراب تو مست شدن عبادت است
گاهی یه بیت شعر ادمو سالها عقب میبره من عادت دارم نوشته های روی تابلو سیاه کافه ها رو بخونم
هر جمله یه ماجرایی رو تو ذهنم تداعی میکنه
بیت اول و دوم از رو تابلو سیاه کافه که رفتم برداشتم با اجازه شاعر یه چیزی من اضافه کردم شد دزدی ادبی در فراق یار ...