در روزگاری که بسیاری از نوجوانان درگیر فضای مجازی و روزمرگیهای بیهدفاند، ظهور چهرههایی از دل نسل جدید که با قلم، رؤیا میسازند و برای کودکان این سرزمین مینویسند، خبری امیدبخش برای ادبیات معاصر ایران است. یکی از این چهرههای درخشان، رقیه ترکاشوند، نویسنده جوان، مدرس نویسندگی و ویراستار از شهر تویسرکان است که با وجود توانایی های خود، توانسته جایگاهی قابلتوجه در دنیای نویسندگی پیدا کند.
رقیه ترکاشوند متولد سال ۱۳۸۴ است و در حال حاضر بهعنوان دانشجوی رشتهی مدیریت کسبوکار در دانشگاه ملایر تحصیل میکند. اما آنچه او را از همسالانش متمایز میسازد، نه صرفاً مسیر تحصیلیاش، بلکه دلبستگی عمیقش به دنیای واژهها و روایت است. او از دوران کودکی به نوشتن علاقهمند بوده و با پشتکار مثالزدنی توانسته از تمرینهای روزانه و دلنوشتههای شخصی، به مرحلهی چاپ رسمی آثار برسد.

سه کتاب و یک مسیر روشن
تا امروز، رقیه ترکاشوند سه کتاب منتشر کرده است؛ دو اثر مشترک در ژانر اجتماعی و عاشقانه (که شامل دلنوشتهها و شعر سپید هستند) و یک اثر مستقل در حوزهی ادبیات کودک با عنوانی که بهسرعت مورد توجه منتقدان و مربیان ادبیات کودک قرار گرفت:
کتاب «خرگوشی که میخواست پرواز کند»
این کتاب نخستین اثر مستقل او در زمینه داستان کودک است که با تصویرگری فاطمه سزاوار و ویراستاری سحر لطفی منتشر شده است. انتشار چاپ اول آن، نقطهی عطفی در مسیر حرفهای رقیه ترکاشوند بهحساب میآید، چراکه نشان داد یک نویسنده جوان میتواند با زبان ساده و تخیل قوی، پیامهای عمیق انسانی و تربیتی را به نسل کودک منتقل کند.
خرگوشی که میخواست پرواز کند؛ داستانی برای درک خود و دیگران
کتاب «خرگوشی که میخواست پرواز کند» در ظاهر، یک قصهی ساده و شیرین برای کودکان است؛ اما در لایههای درونی خود، مفاهیمی تربیتی و فلسفی را پنهان کرده که به درک تفاوتها، پذیرش خویشتن و اهمیت همدلی میپردازد.
قهرمان داستان، خرگوش کوچکی است بازیگوش، لجباز و کمی خودخواه که دوست دارد از همه بهتر باشد. او به جای آنکه تواناییهای خودش را بشناسد، مدام در حال مقایسه با دیگران است و یک روز تصمیم میگیرد مثل پرندهها پرواز کند! این تصمیم غیرممکن، او را وارد ماجراهایی میکند که پر از طنز، چالش و در نهایت، خودشناسی است.
ترکاشوند با زبانی لطیف، اما هوشمندانه، دنیای درونی کودکان را به تصویر میکشد؛ جهانی که در آن خیال و واقعیت در هم میآمیزند و هر رفتار ناپخته، درسی در خود دارد. از خلال ماجراهای خرگوش، نویسنده بهطور غیرمستقیم مفاهیمی چون اعتمادبهنفس، پذیرش تفاوتها، فروتنی، و ارزش تجربه را به کودکان آموزش میدهد.
درواقع او نمادی از نسل نویسندگان جوانی است که با باور به خلاقیت و پشتکار، میتوانند از دل شهرهای کوچک به قلههای بزرگ ادبیات برسند. او با سه کتاب، از جمله «خرگوشی که میخواست پرواز کند»، ثابت کرده است که سن، مانعی برای شکوفایی نیست.
آثار او ترکیبی از تخیل، صداقت و بینش انسانی است؛ داستانهایی که نهتنها برای کودکان آموزندهاند، بلکه به بزرگسالان نیز یادآوری میکنند که درون هر کدام از ما، هنوز خرگوشی هست که گاهی دلش پرواز میخواهد...