«دیروز از سردیِ آن کابینتها گفتم، اما حقیت این است بدن من نیاز به مراقبت بعد از یک روز سخت دارد. فیروز برای من فقط یک برند نیست، یک شاهد است؛ شاهدی که میداند در آستانه پنجاه سالگی، هنوز هم میشود به سادگیِ یک لبخند، در برابر سختیها ایستاد.»

برند «فیروز» برای ما ایرانیها فراتر از یک نام تجاری است؛ فیروز نماد انسانیت و الگویی در مسئولیت اجتماعی است. نیتِ خیرخواهانه بنیانگذار آن و حضور پررنگ افراد دارای معلولیت در خط تولید، به این محصولات چاشنیِ عشق و احترام به همنوع بخشیده است. اما به عنوان یک طراح، معتقدم بزرگترین ادای احترام به این برند، نقدِ سازندهای است که میتواند تجربه کاربری آن را همتراز با استانداردهای جهانیاش کند.

هربار که برای استفاده روزمره به سراغ روغن بدن فیروز میروم، ناخودآگاه یاد برند «جانسون» میافتم. از سویی خوشحال که تولید هموطنانم همتراز یک برند جهانی است، اما از سوی دیگر، افسوس بخاطر فرم بستهبندی محصول؛ از نظر کاربر دیدن چنین فرمی ترغیبی برای خرید و استفاده است، اما نقطه منفی داستان، زمان استفاده از محصول نمایان میشود.

چالشِ تضادِ فرم صیقلی با دستهای چرب:
دستها چرب هستند، اگر بخواهم دوباره از اسپری محصول استفاده کنم قطعا ظرف از دستم سر میخورد. راه حل کجاست؟ آیا تغییر کلی بستهبندی میتواند پاسخگو باشد؟ مسلما خیر، تغییر کامل خط تولید محصول هزینهبر است و هزینهبر بودن یعنی سود کمتر، خصوصا برای این نوع محصولات.
اینجاست که با یک تغییر کوچک در خط تولید و افزودن چند شیار کوچک و ایجاد بافت در دیواره قوطی، میتوان به رابط کاربری محصول کمک کرد. ما اینجا با مفاهیم Grip و Tactile Feedback در ارگونومی سر و کار داریم. این تغییرِ جزئی به محصول کمک میکند تا حتی در شرایط چرب، مطیع کاربر باقی بماند.
طراحی یعنی دیدنِ همین جزئیاتِ کوچک که زندگی روزمره را از «کلافگی» به «آرامش» تبدیل میکند. فیروز که در «دوست داشتن انسانها» پیشرو است، میتواند با کمی دقت در ارگونومی، در «احترام به دستانِ کاربر» هم بیرقیب شود.