
شاید برای شما هم سوال پیش آمده که مگر میشود یک بازی با گرافیک فانتزی و بچهگانه انقدر خوب باشد که همه به تمجید از آن بپردازند؟ شاید فکر کنید که این بازی مخصوص سرگرم کردن کودکان است؛ ولی وقتی بازی را شروع کرده و درگیر جادوی آن شوید، متوجه خواهید شد که چرا واقعا این بازی میتواند بهترین بازی نسل هشتم برای تمام ردههای سنی لقب بگیرد. درباره این بازی، مقاله و یادداشت و بررسی، فقط میتواند به توصیف بخشی از جادوی این بازی پرداخته و این بازی قطعا شایسته آن است که در وصفش کتابهایی چند جلدی نوشته شود. به جرات میتوان گفت The Legend of Zelda: Breath of the Wild آموزشگاه بازیسازی است و با نگاهی به گذشته، نقشه راه آینده را برای تمام بازیسازان مطرح ترسیم میکند. در این مقاله سعی شده برداشتی آزاد از این بازی، به صورت نسبتا مختصر و بدون اسپویل بخش داستانی و معماها، برای شما بازگو شود تا لذت تجربه بازی برای خوانندگان عزیز حفظ شود. به نظر شما یک بازی تمام عیار چه ویژگیهایی دارد؟ با ما همراه باشید.
دنیایی بسیار وسیع با مناطق کاملا متفاوت:

وقتی برای اولین بار از معبد رستاخیز که مانند غاری در دل کوه جای گرفته، خارج شده و به دنیای هایرول( Hyrule ) قدم میگذاریم، با چشماندازی بسیار زیبا و بزرگ مواجه میشویم. وسعت دنیای بازی را وقتی درک خواهیم کرد که از اولین برج داخل بازی بالا رفته و آن را فعال کنیم. از بالای این برج، با نگاه کردن به دوردستها، دنیایی بسیار وسیع و متنوع برای ما نمایان میشود که تمام آن قابل دسترسی بوده و با سفر به هر منطقه، با آب و هوای جدیدی روبرو میشویم. از مناطقی بسیار سردسیر و برفی گرفته، تا مناطقی همیشه خیس و بارانی، مناطق خشک و کویری و مناطقی سوزان و آتشین. با ورود به هر منطقه، با موجوداتی با خواص همان منطقه روبرو خواهیم شد. در هر منطقه که آثار تمدن در آن مشاهده شود، میتوانیم فروشگاه مواد غذایی، لباسفروشی، فروشگاه سلاح و سایر آیتمها را پیدا کنیم.
کشف اسرار، به مرور و قدم به قدم:

بازی در ابتدا معماهای بسیاری را مطرح میکند که برای کسانی که با مجموعه زلدا آشنایی ندارند، خیلی غریبه است. خبر خوب این است که در این بازی شخصیتپردازی و روایت داستان آنقدر خوب و بهجا انجام شده که در طول بازی به تمامی سوالات و اسراری که در ابتدای بازی برایمان ایجاد شده بود پاسخ داده میشود و لذت کشف اسرار گذشته در طول روند بازی، ما را مجاب به ادامه بازی به مدت چندین ساعت میکند؛ به طوری که به خود نگاه میکنیم و میبینیم 8-7 ساعت متوالی گذشته و ما هنوز غرق در این بازی اسرارآمیز هستیم. در پی مرور خاطرات لینک و زلدا که در یکی از مراحل اصلی بازی صورت میگیرد، با روشی جالب و به یادماندنی، متوجه رابطه پرفراز و نشیب این دو شخصیت دوست داشتنی خواهیم شد. روایت این خاطرات بسیار زیبا و به یاد ماندنی است و حتی اگر برای مرور این خاطرات طبق ترتیب پیش نرویم، باز هم مانند یک فیلم قوی، وقایع گذشته را دیده و از کشف آنان لذت میبریم.
تعامل و گفتگو با کاراکترهای غیرقابلبازی (NPC) ها:

در بازی علاوه بر حیوانات و هیولاها، صدها NPC مختلف با شمایل و رفتار منحصر به فرد وجود دارد که در نوع خود بسیار جالب است. با گفتگو و تعامل با آنها میتوان کلید حل برخی معماها، مکان معابد مخفی، دستور برخی غذاهای خاص، و بسیاری موارد دیگر که در روند بازی به لینک کمک خواهد کرد را دریافت کرد. کافی است با آنها گفتگو کرده و در مورد مسائل مختلف از ایشان پرس و جو کنیم. شاید بتوان گفت به دلیل حجم بسیار بالای دیالوگهای بازی، با یک بازی گفتگومحور طرف هستیم. اکثر دیالوگها به زبان ساده و روان بیان شده و با کمی دقت، میتوان منظور را متوجه شد. البته که آشنایی با زبان انگلیسی در حد درک مطالب و گفتگوهای محاوره ای از الزامات این بازی است؛ زیرا همه چیز فقط مبارزه و ماجراجویی نیست و در بسیاری از موارد نیاز هست تا برای پیشبرد مراحل به توصیه NPC ها عمل کنیم.
صخرهنوردی:

یکی از سرگرمکنندهترین بخشهای بازی، صخرهنوردی و بالا رفتن از برجهای دیده بانی است. لینک با همان جثه کوچکش، آنچنان در بالا رفتن از صخرهها و برجها تلاش میکند که گاهی مجبور میشود تا آخرین میزان استقامتش را برای صعود به کار گیرد ولی باز هم در خیلی از موارد موفق نشده و سقوط میکند. هر چقدر صخره یا برج بزرگتر و بلندتر باشد، استقامت بیشتری را برای صعود لازم خواهد داشت. در ادامه درباره نوار استقامت لینک و نحوه تقویت آن، بیشتر توضیح خواهیم داد. اما برای صخره نوردی باید نگران یک مسئله دیگر هم باشیم: باران! بارش باران موجب سر خوردن لینک از صخرهها خواهد شد و کار صعود را بسیار سخت و گاهی غیرممکن میکند. این مسئله به قدری عذاب آور خواهد بود که ممکن است منجر به صرفنظر موقتی از آن صعود و موکول کردن آن به زمانی دیگر شود.
تبلت اسرارآمیز Sheikah Slate

این تبلت که با فناوری باستانی ساخته شده و قدمت بسیار زیادی دارد، از ابتدای بازی همراه لینک خواهد بود و قابلیتهای ویژه ای را در اختیار کاراکتر دوست داشتنی ما قرار میدهد. اکثر این قابلیتها در اوایل بازی فعال شده و در روند بازی هر کدام، نقش خود را ایفا خواهند کرد. کاربرد این قابلیتها به قدری است که ما را شگفت زده میکند. برای پیشبرد خیلی از قسمتهای بازی، نیازمند استفاده از این قابلیتها و حتی ترکیبی از آنها خواهیم بود.
جایگیری آیتمهای مختلف در HUD:

در هنگام بازی مواردی نظیر تعداد قلبها، Loadout شامل نوع Rune انتخاب شده برای جهت بالا و همچنین نوع سلاح و سپر انتخابی برای جهتهای چپ و راست و همچنین پر یا خالی بودن قدرتهای ویژه هدیه شده به لینک، در گوشه بالای چپ تصویر دیده میشود. نوار استقامت بالای سر لینک بوده و با دویدن، صخره نوردی و پرواز با پاراگلایدر خالی خواهد شد. همچنین در گوشه پایین سمت راست، مینی مپ و در کنار آن، سنسور مخصوص (کاربرد جالبی خواهد داشت)، دمای هوا، نمایشگر میزان نویز(صدا)، ساعت و همچنین پیش بینی وضع هوا دیده میشود.
یک قابلیت جذاب که تبلت اسرارآمیز به ما هدیه میدهد، پیش بینی وضع هوا در چند ساعت آینده است که در با 3 آیکون نمایش داده میشود. با این ویژگی میتوان در هنگام مناسب اقدام به صخره نوردی کرد، تا گرفتار باران و سر خوردن لینک از صخرهها نشویم.
برجها و نقشه هایرول:

به دلیل جهان باز بودن بازی، وجود نقشه برای بازی امری بدیهی است و مانند اکثر بازیهای جهانباز دیگر در ابتدا بخش کوچکی از نقشه، قابل رویت بوده و با پیشرفت در جهان بازی و کشف مناطق جدید، نقشه کامل تر شده و ابعاد جدیدی از هایرول را برای بازیکن به نمایش میگذارد. در هر منطقه از هایرول یک برج دیدبانی بسیار بلند وجود دارد که دارای پس زمینه ای به رنگ قرمز میباشند. با بالارفتن از این برجها و قرار دادن تبلت اسرارآمیز داخل کنسولی که در وسط آن قرار دارد، آن برج فعال شده و رنگ پس زمینه آن به آبی تغییر میکند. با این کار نقشه آن منطقه روی تبلت پدیدار خواهد شد و قابلیت Fast Travelبه بالای برج به نقشه افزوده خواهد شد. همچنین قابلیت Fast Travel علاوه بر این برای معابد (Shrines) که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد نیز وجود خواهد داشت.

معابد (Shrines) با معماهای جذاب و گویهای معنوی(Spirit Orbs):

شروع گشت و گذار در بازی به شناسایی 4 معبد (Shrine) ابتدایی بازی میانجامد و در هر کدام به یکی از قابلیتهای کلیدی تبلت اسرارآمیز Sheikah Slate پی میبریم. معماهای معابد بسیار خلاقانه طراحی شده و حل کردن آنان از لذتبخش ترین قسمتهای بازی است. داخل بازی معابد بسیار زیادی وجود دارند که شاید تا آخر بازی، حتی موفق به کشف نصف آنها هم نشویم. برای رسیدن داخل هر معبد یک الهه در جایگاهی در دوردست نشسته که با ورود شما به این معبد به شما خوشآمد گفته و رسیدن به پیشگاه این الهه، کلید حل این معماست؛ الهه در آخر به عنوان جایزه، یک گوی معنوی (Spirit Orb) به شما هدیه میدهد.

رسیدن به ورودی برخی معابد، آنقدر سخت و چالش برانگیز است که به محض ورود به داخل معبد، الهه را روبروی خود میبینیم و به ما گفته میشود که همین که شما به داخل معبد رسیده اید، خود را ثابت کردهاید و الهه، دودستی گوی معنوی را تقدیممان خواهد کرد. از سوی دیگر برخی معابد معماهای به شدت چالش برانگیزی را پیش روی ما قرار میدهند که رسیدن به راه حل نهایی و رد کردن هر کدام از آنان گاهی تا ساعتها هم طول خواهد کشید. همچنین برای سنجش سطح بازیکن در مبارزات، معابدی طراحی شده که با از بین بردن دشمنان، به پیشگاه الهه میرسیم و گاهی ترکیبی از این موارد را خواهیم دید. اما کاربرد گوی معنوی چیست که انقدر باید برای به دست آوردنش زحمت بکشیم؟
قلب در برابر استقامت:

در این بازی خبری از پر شدن خودکار جان بعد از چند لحظه نیست و زنده ماندن لینک به تعداد قلبهای پر او بستگی دارد. بعد از دعا کردن جلوی تندیس مادر در نیایشگاه مخصوص، که جای آن بعد از صحبت با پیرمرد افسانه ای آشکار خواهد شد، با اهدای 4 عدد گوی معنوی، میتوانیم یک قلب به نوار جان لینک اضافه کنیم؛ ولی داستان به همین جا ختم نمیشود؛ در ادامه بازی آنقدر با این روش به نوار جان لینک قلبهای قرمز اضافه میشود که از خودمان میپرسیم: آیا این همه اش است یا باز هم امکان اضافه کردن قلب وجود دارد؟ جواب کماکان مثبت است؛ البته تا جایی که بالانس نیروهای لینک به هم نخورد. اما منظور چیست؟ در ارتقای نیروهای لینک باید حواسمان به استقامت او هم باشد که با نوار سبز دایره ای بالای سر او نشان داده میشود. انتخاب با خودمان است: قلب بیشتر یا استقامت بیشتر؟ در واقع با اهدای 4 عدد گوی معنوی به تندیس مادر، میتوانیم به جای قلب، استقامت لینک را هم یک سطح افزایش دهیم. افزایش استقامت برای دویدن و فرار از دشمنان، بالا رفتن از برجها و بسیاری از صخرههای بازی لازم است. همچنین مدت پرواز با پاراگلایدر هم، مستقیما به استقامت لینک مربوط میشود. پس باید در اهدای گویهای معنوی محتاط باشیم و به صورت متوازن هر دو نیروی جان و استقامت را ارتقا دهیم.
ذخیره Inventory با حجم بسیار زیاد:

با گشت و گذار و جستجو در سرزمین پهناور هایرول، با صدها آیتم بسیار متنوع روبرو میشویم که قطعا دوست داریم همه آنها را جمع آوری کنیم. حتی آیتمهایی هستند که اطلاعات دقیقی از کاربرد آنها نداریم و فقط آنها را جمع آوری میکنیم که شاید در آینده گره از کار ما باز کنند. برای این منظور اصلا جای نگرانی نیست زیرا هر آیتم فقط یک خانه در Inventory اشغال میکند و تعداد آن با یک عدد در گوشه آن خانه نمایش داده میشود. همچنین وجود چند صفحه برای آیتمها به بازیکن این امکان را میدهد که هر چیزی که رویت کرد را برداشته و به Inventory خود اضافه کند.
پخت و پز، بخش بسیار جذاب بازی:

یکی از جذاب ترین ویژگیهای این بازی، پخت و پز یا همان Cooking است. از همان اوایل بازی، میتوانیم دیگهای پخت و پز را در کمپ هیولاها، در کنار اصطبلها و در برخی خانهها مشاهده کنیم. شاید در ابتدای بازی نیازی به این کار نباشد ولی در ادامه متوجه خواهیم شد که پختن مواد غذایی چقدر میتواند در بهبود خواص آن موثر باشد. یکی از جالب ترین نکات این بخش، امکان ترکیب مواد مختلف با یکدیگر و ساخت انواع معجونها، غذاها و آیتمهای خاص است. برای این منظور میتوانیم کتابهای آشپزی را در سرتاسر Hyrule پیدا کرده و دستورات را از روی آن بخوانیم. معمولا با توجه به شرایط آب و هوایی هر منطقه، در فروشگاههای مواد غذایی میتوانیم به دستورات آشپزی مورد نیاز همان منطقه دست پیدا کنیم.
ویژگی جالب تر این است که برای پخت و پز حتما لازم نیست که یک کتاب آشپزی در اختیار داشته باشیم. چیزهایی که فکر میکنیم ترکیب خوبی با هم ایجاد میکنند را ترکیب کرده و میجوشانیم؛ مطمئنا نتیجه آن ما را شگفت زده خواهد کرد. مثلا با ترکیب برنج-گوشت-قارچ میتوانیم یک غذای بسیار مقوی Healthy Food درست کنیم،با ترکیب تخم پرندگان و کره، املت درست کنیم و با ترکیب 5 عدد موز، یک غذای مقوی درست کنیم که در باس فایتهای پیش رو بسیار به کارمان خواهد آمد. برای حرفه ای شدن در این مورد لازم است که از داخل Inventory، اطلاعات تکمیلی مواد غذایی که در اختیار داریم، با دقت بخوانیم. هر آیتم خواص متفاوتی دارد؛ به طور مثال برخی آیتمها به لینک قلب یا همان Health اضافه کرده و برخی Stamina، آیتمهایی با طبع گرم که قاعدتا در مناطق سردسیر کاربرد دارند و بالعکس. همچنین آیتمهایی با خواص مقاومت در برابر آتش، الکتریسیته و سایر موارد نیز در ادامه روند بازی مورد نیازمان خواهد شد. در خاطر داشته باشید که ترکیب کردن هر آیتم با آیتم دلخواه دیگر همیشه هم نتیجه مورد نظر را نخواهد داد و در نهایت منجر به تولید یک غذای مشکوک یا Dobius Food خواهد شد که در بهترین حالت یک قلب به کاراکتر محبوب ما میافزاید.
تنوع سپر، اسلحه، کمان و فانی بودن آنان:

تکه ای از شاخه درخت، یک مشعل چوبی، یک شمشیر زنگ زده و یا یک گرز چوبی که از بوکوبلینها غنیمت گرفته ایم، میتوانند در شروع این ماجراجویی اسلحه لینک باشند و حتی با درب یک سطل چوبی به عنوان سپر، میتوانیم از لینک محافظت کنیم؛ اما در ادامه به دشمنان سرسخت تری برخور خواهیم کرد و اسلحه و سپر قدرتمندتری را لازم خواهیم داشت. در ادامه تیر و کمان هم به سلاحهای ما افزوده خواهد شد.
برخی سلاحها با کشتن دشمنان و برداشتن سلاح آنان به دست آمده و برخی دیگر به عنوان گنجینه در جای جای هایرول مخفی شده اند. هر سلاح و کمان، دارای یک سطح میباشد که میزان قدرت تهاجمی آن را نمایش میدهد و همچنین سطح هر سپر، نشان دهنده قدرت تدافعی آن در برابر حمله دشمنان است. تمامی این آیتمها دارای طول عمر بوده و با استفاده آنان داخل نبردها، عمرشان نیز به پایان رسیده و متلاشی میشوند. از نظر تنوع اسلحه، با یک لیست بلندبالا مواجه هستیم. انواع شمشیرهای بلند و کوتاه، انواع نیزهها، داس، تبرزین و سلاحهایی با قابلیت حمل آتش، شمشیر دارای الکتریسیته، شمشیر آتشین و دهها سلاح مختلف با قابلیتهای گوناگون در طول بازی پیش روی ما قرار خواهد داشت. همچنین انواع تیرها با قابلیتهای منحصربفرد در طول روند بازی به کمک لینک خواهند آمد. همچنین به دست آوردن انواع سپر و کمان با قابلیتهای مختلف، ما را در ادامه این ماجراجویی مصمم و دلگرم میکنند.
ارتقای لباسها با روشی منصفانه:

در میانه روند بازی، با 3 خواهر خوش سیما روبرو میشویم که در واقع همان ایستگاههای ارتقای لباس هستند که برای سرویس دهی اولیه یک مبلغ دریافت کرده و پس از آن، با استفاده از همان آیتمهای معمول که در طول بازی جمع میکنیم، لباسها را ارتقا میدهند. این ویژگی که لازم نیست برای ارتقای هر لباس جداگانه روپی پرداخت کنیم، بسیار منصفانه بوده و برای ادامه روند بازی لازم نیست روپیهای خود را برای این منظور تمام کنیم.
مبلغ فعالسازی هر ایستگاه، از قبلی بیشتر است و با یک بار فعالسازی میتوانیم هر چند بار بخواهیم به آن مراجعه کرده و لباسهایمان را با ارائه آیتمهای خواسته شده ارتقا دهیم. لزوم فعالسازی هر 3 ایستگاه، از آنجا اهمیت دارد که برای برخی لباسها، فرمول ارتقا به سطح جدید در ایستگاه فعلی ناشناخته است و با مراجعه به دیگر ایستگاهها به فرمول آن دست پیدا خواهیم کرد.
موسیقی:

موسیقی بی نظیر این بازی، همیشه در ذهن بازیکن خواهد ماند و یکی از فراموش نشدنی ترین و زیباترین موسیقیها را در متن این بازی خواهیم شنید. نکته جالب وجود موسیقی متفاوت برای هر نوع از دشمنان لینک است؛ این موضوع آنقدر جالب است که بعضی اوقات که در حال گشت و گذار در دنیای بیکران بازی هستیم، قبل از این که دشمن را ببینیم، با تغییر موسیقی متن بازی متوجه میشویم چه نوع دشمنی در پشت سر لینک ظاهر شده و در تعقیب اوست.
سخن آخر
بسیاری از ویژگیهای جذاب بازی احتیاج به تجربه شخصی داشته و توصیف آن با کلمات، بسیار سخت و زمان بر است.این بازی از سنسورهای حرکتی کنترلر هنگام نشانهگیریها و برخی موارد دیگر استفاده کرده و جذابیت بسیار زیادی خواهد داشت. (البته اگر با این موضوع مشکل دارید میتوانید این قابلیت را در بخش تنظیمات بازی خاموش کنید.) این ویژگی بسیار جذاب و کارآمد بوده و به نوعی استفاده از استیک چپ کنترلر را برای این موارد به حداقل میرساند.(به دلیل مشکل شایع دریفت استیک جوی کان در نینتندو سوئیچ).
نکته مهم: برای پیشبرد خیلی از مراحل، به کار بردن خلاقیت و دیدن نتیجه، شما را شگفت زده خواهد کرد. پس سعی کنید تمام راههایی که برای حل یک معما به ذهنتان میرسد به کار بگیرید؛ قطعا در 90 درصد موارد نتیجه خواهید گرفت.
هر چند در استفاده از کنسول به صورت پرتابل، قطع شدن ارتباط جویکانها با کنسول و در حالت داک متصل به TV در برخی صحنهها افت فریم مشاهده شد، در تجربه کلی من از بازی تاثیر به سزایی نداشت و یکی از لذت بخش ترین بازیهای عمرم را تجربه کردم. البته توصیه سازنده این بازی، استفاده از پرو کنترلر و یا استفاده از جویکانها روی گریپ مخصوص میباشد. به هر حال به نظر من، تا زمانی که این بازی را روی TV بازی نکنیم، بصورت کامل محسور جادوی این بازی نمیشویم.