
نویسنده: آروین امیرمرادی
بعد از سفر پر فراز و نشیب Tarnished در سرزمین های میانه، این بار به سراغ سرزمین سایه ها میرویم تا به حقایق تاریک گلدن اوردر و سرنوشت میکلا پی ببریم. این عنوان یک بسته الحاقی برای بازی اصلی Elden Ring است که به هدف پر کردن حفره های داستانی، 2 سال پس از عرضه بازی اصلی در سال 2024 منتشر شده است. این بسته الحاقی موفق شده است تا امتیاز 95 را از سایت متاکریتیک کسب کند و تبدیل به بهترین بسته الحاقی برای یک بازی ویدئویی در تاریخ از نظر امتیاز متا شود. بالاتر از بسته الحاقی Blood And Wine که برای ویچر 3 منتشر شده بود و نمره 94 را به خودش اختصاص داده بود. در این مطلب به بررسی این بسته الحاقی میپردازم؛ خوشحال میشوم با من همراه شوید!
بد نیست مثل همیشه از داستان شروع کنیم. جایی که بازی قرار است سرنوشت میکلا را برایمان روایت کند. تارنیشد برای ورود به این بسته الحاقی مجبور است باس فایت های Starscourge Radahn و Mohg, Lord of Blood را در بازی اصلی شکست دهد تا بتواند وارد سرزمین سایه ها شود.
روایت بازی به گونه ای نیست که بتوانیم به صورت سرراست آن را تعریف کنیم؛ چرا که به دلیل جهان باز بودن بازی، ممکن است ترتیب روایت اتفاقات داستان برای شما نسبت به دوستتان که او نیز بازی را تجربه کرده متفاوت باشد؛ این ماهیت الدن رینگ است که در بسته الحاقی آن نیز این موضوع صدق میکند.
در این عنوان ما قرار است به سرنوشت میکلا و ارتباطش با موگ و رادان بپردازیم و ببینیم اصلا دلیل دزدیده شدن میکلا توسط موگ چه بوده است؟ یا اینکه چرا مالنیا به جنگ رادان رفت تا او را بکشد؟ داستان St. Trina از چه قرار است و فرزند تبعید شده ماریکا که Messmer The Impaler باشد کیست و در بازی چه کاره است. همچنین قرار است در این بسته الحاقی به منشا وجود ملکه ماریکا و دلیل خدا شدنش پرداخته شود تا بفهمیم داستان اصلا از کجا شروع شده است.
به صورت کلی Shadow of The Erdtree موفق شده است تا بخش خیلی زیادی از حفره های داستانی موجود در بازی اصلی را پوشش دهد و حتی معادله بعضی از وقایعی که در بازی اصلی رخ میدهند را به کل تغییر دهد. این یک موفقیت بزرگ برای هیدتاکا میازاکی و تیمش است اما با این حال به نظر می آید ساخت یک نسخه دوم برای الدن رینگ جزو واجبات باشد چرا که جهان بزرگ این بازی را نمیتوان با یک بازی جمع کرد. هرکدام از شخصیت های بازی داستان طولانی و قابل تاملی دارند که بهتر است در نسخه های بعدی بیشتر به آن پرداخته شود. به عنوان مثال گمان میرفت که میازاکی در این بسته الحاقی به داستان گادوین طلایی بیشتر بها بدهد اما زمانی که تایید شد گادوین در این عنوان حضور ندارد، این سوال پیش آمد که آیا قرار نیست ما یک بار هم که شده محبوب ترین فرزند ماریکا را در بازی ببینیم؟
از طرف دیگر داستان گاد اسکین ها و اژدر های باستانی فاروم آزولا نیز همچنان جای صحبت دارد و تئوری هایی برای آن مطرح است.
وقتی کمی تمرکزتان را از روی داستان بازی بردارید و به حجم محتوای بازی بپردازید، شوکه خواهید شد!Shadow of The Erdtree یکی از طولانی ترین بسته های الحاقی صنعت بازی است که بین 30 الی 50 ساعت محتوا دارد. بسته به اینکه شما بخواهید چقدر به جزئیات در این عنوان بپردازید، زمانی که صرف این عنوان میکنید نیز متفاوت خواهد بود. همانند بازی اصلی که زمان تجربه آن بین 30 تا 80 ساعت متغیر بود!
میازاکی و تیمش برای تعادل سختی Shadow of The Erdtree معیار هایی را با نام های Scadutree Blessing و Revered Spirit Blessing را در نظر گرفته اند. این معیار ها هرچقدر بیشتر ارتقا یابند، بازی را برای شما راحت تر خواهند کرد، به طوری که این دو به ترتیب قدرت شخصیت شما و قدرت سامن های شما را بالا خواهند برد. صد البته که این معیار ها تنها در بسته الحاقی بازی کاربرد دارند و خارج از آن، هیچ تاثیری روی شخصیت شما نخواهند داشت. این موضوع را به این واسطه گذاشته اند که شما نتوانید با قوی کردن شخصیتتان در دی ال سی، ناگهان به بازی اصلی برگردید و یک قدرت بیش از حد بالا را رو به روی دشمنان بازی اصلی داشته باشید. اگرچه با وجود این معیار ها نیز، بازی در زمان عرضه اش مشکلات تعادل سختی را به همراه داشت و From Software مجبور شد با عرضه چندین پچ فیکس، این مشکلات را رفع کند. به عنوان مثال باس آخر این عنوان که Promised Consort Radahn باشد، در نسخه های 1.12 و 1.13 بازی بیش از حد قوی بود و از تعادل سختی بازی خارج شده بود. این اتفاق برای باس فایت Starscourge Radahn نیز در زمان عرضه بازی اصلی رخ داده بود.
در این بین باید به این موضوع هم اشاره کنیم که سطح سختی Shadow of The Erdtree چندین پله از بازی اصلی بالاتر است و نیاز به مهارت بالاتری دارد، این موضوع همیشه در بازی های میازاکی قابل مشاهده است و معمولا بسته های الحاقی که عرضه میشوند، از بازی اصلی سخت تر هستند؛ با این حال با انتشار پچ های فیکس متوالی و توجه به کاربر ها، این عنوان با همه سخت بودن هایش بالانس نیز هست و تعادل را در سختی رعایت میکند.
گیم پلی و امکانات نقش آفرینی بازی نیز در بسته الحاقی به شدت گسترده تر شده است و ما تعداد زیادی از سلاح ها و بیلد های جدید را در اختیار داریم و میتوانیم با آن ها بازی کنیم. این موضوع باعث متنوع تر شدن سبک های مختلف بازی شده است. به طوری که شما اگر بسته الحاقی را نداشته باشید حسرت میخورید و با خودتان میگویید: کاش میتوانستم از این سلاح در دی ال سی استفاده کنم، عجب چیز خفنی است! مثلا حسی که بازی کردن با سلاح Backhand Blade دارد واقعا جذاب است، با این سلاح حس میکنید یک کارکتر چابک دارید که میتواند با سرعتی باورنکردنی دشمنانش را از پا در آورد. سلاح های دیگر مانند Euporia یا Milady نیز بسیار خلاقانه طراحی شده اند و بازی کردن با آن ها حس بسیار خوبی دارد.
طراحی دشمن های بازی نیز کاملا خلاقانه بوده است و تنوع بالاتری نسبت به بازی اصلی دارد، این موضوع یک پیشرفت بزرگ است چرا که شما در بازی اصلی بار ها به باس فایت ها و دانجن های تکراری برخورد میکردید؛ حتی برخی اوقات طراحی دانجن های بازی انقدر بدیهی و ساده بودند که شما تعجب میکردید که چرا چنین دانجنی در بازی وجود دارد! این موضوع کاملا در دی ال سی حذف شده است و تک تک دانجن ها ارزش تجربه دارند. طراحی های آن ها پیچیده تر شده، باس فایت های آن ها سخت تر و متنوع تر شده و از پازل های محیطی به خوبی استفاده شده. چیزی که در بازی اصلی در بسیاری از دانجن ها وجود نداشت. در واقع میازاکی تصمیم گرفته است تا با پایین آوردن تعداد دانجن ها در دی ال سی، کمیت را کاهش داده و به کیفیت دانجن ها بیفزاید.
از طراحی محیط و موسیقی بازی هم نمیتوان حرفی نزد! از همان ابتدا فرام سافتور قدرت طراحی محیطش را به رخ مخاطب میکشد و زیبایی های دی ال سی را به نمایش میگذارد.
از جنگل های تاریک و ترسناک Abyssal Woods بگیرید تا دشت های سرسبز Ancient Ruins of Rauh و روستای رنگارنگ Shaman Village. همه و همه زیبا هستند و باعث میشوند شما از لحظه لحظه بازی کردنتان در این بسته الحاقی لذت ببرید. حتی میتوانیم مناطقی مانند Jagged Peak را یک شاهکار طراحی در ویدیو گیم معرفی کنیم. از بس که گشت و گذار در آن حس مخوفی را منتقل میکند و اتمسفر منطقه را به خوبی نشان میدهد. رنگ های روشن و پر عمق استفاده شده در بسته الحاقی باعث این اتفاق میشوند، حتی میتوانیم این رنگ ها را "اغراق آمیز" توصیف کنیم اما با این حال زیبا هستند و نمیتوان به این موضوع اشاره نکرد. البته که بازی به هنگام شب، ناگهان تاریک میشود و تمام نور های زیبایش را از دست میدهد، که این موضوع به دلیل ماهیت سرزمین سایه ها قابل درک است اما از طرفی این تاریکی بیش ازحد است و سازندگان میتوانستند کمی نور بیشتر به بازیکن بدهند تا حداقل جلوی پایش را ببیند!
موسیقی بازی هم همانند تمام آثار میازاکی، از انواع متفاوتی برخوردار است؛ از سبک حماسی و هیجانی بگیرید تا موسیقی های آرامش بخشی که آدم دوست دارد ساعت ها بنشیند و به آن ها گوش فرا دهد. یکی از مثال های آن Shaman Village است که در عین زیبایی های بصری اش، یک موسیقی آرام و گوش نواز را ارائه میدهد که واقعا ارزش دارد چند دقیقه ای آن جا توقف کنید، از منظره لذت ببرید و به موسیقی آن گوش دهید.
نوع روایت داستان هم دقیقا همانند بازی اصلی صحبت با ان پی سی ها، خواندن توضیحات آیتم ها و توجه به محیط را شامل میشود. تنها ایرادی که میتوان در روند داستان گویی به بازی گرفت، آنجاست که شما دقیقا مانند بازی اصلی که مجبور بودید برای تبدیل شدن به الدن لرد، اردتری را بسوزانید، اینجا نیز باید با استفاده از آیتم Messmer’s Kindling ، شاخه های تاریک درخت Scadutree را بسوزانید تا بتوانید وارد Enir-Ilim بشوید و به سراغ بخش های پایانی بازی بروید. ایراد این موضوع در اینجاست که انگار میازاکی راه بستن مسیر بازیکن را پیدا نکرده است و با خودش فکر کرده که شاید کپی کردن همان اتفاقی که در بازی اصلی افتاد، میتواند راه حل خوبی باشد! علاوه بر این برخی از باس فایت های اصلی دی ال سی مانند Romina, Saint of The Bud ، Putrescent Knight و Scadutree Avatar با وجود طراحی زیبا و حرکات چالش برانگیزشان، عملا داستان درست و مشخصی ندارند و کمی در داستان حس اضافه بودن را منتقل میکنند. به طوری که انگار سازندگان به دنبال این بودند که در این مقطع از بازی یک باس فایت سخت را قرار دهند اما شخص خاصی را سراغ نداشتند و تصمیم گرفتند چند باس فایت مختلف را بدون در نظر گرفتن داستانی مشخص، درون بازی بگذراند.
با این حال ماموریت های فرعی بازی و شخصیت پردازی ان پی سی ها همگی عالی هستند. آن ها به خوبی با داستان بازی همراه میشوند و هرکدام مسیر خودشان را دنبال میکنند تا جایی که کم کم ماجراجویی آن ها به یکدیگر متصل میشود و شما باید انتخاب کنید که طرف چه کسی را بگیرید. شخصیت پردازی ان پی سی هایی مانند Thiollier یا Sir Ansbach آنقدر خوب است که شما به هنگام دیدن آن ها خوشحال میشوید و با خودتان میگویید: بالاخره دیدمت!
از داستان غم انگیز Thiollier بگیرید تا اقتدار و ادب Sir Ansbach و یا گوگولی بودن شخصیتی مانند Moore. همگی جالب و جذاب و باعث میشوند شما با ان پی سی ها ارتباط برقرار کنید و بخواهید کوئست آن ها را دنبال کنید. تنها شخصیتی که شاید کمی اضافه به نظر برسد Freyja است چرا که این شخصیت عملا ماموریت خاصی ندارد و صرفا به گفته خودش به سرزمین سایه ها آمده تا به دنبال سرنوشت اربابش رادان برود. از طرفی شخصیت های دیگری مانند Hornsent که داستان عمیقی را دارا هستند، کاملا احساس بازیکن نسبت به خودشان را تغییر میدهند. به طوری که شما در ابتدا با خودتان فکر میکنید که هورنسنت چقدر بیچاره و بی گناه است اما وقتی جلوتر میروید میفهمید که با چه آدم رذل و پستی طرف بوده اید!
به صورت کلی ماموریت های فرعی این عنوان نیز همانند بازی اصلی از کیفیت بالایی برخوردار است و ایراد خاصی به آن وارد نیست.
استراکچر های موجود در نقشه بازی نیز کاملا مشابه بازی اصلی است با این تفاوت که ما این بار به جای Evergaol ها، تعدادی مقبره داریم که در آن ها باس فایت های مختلف ظاهر میشوند و با ما مبارزه میکنند و زمانی هم که آن ها را شکست دهید ست لباس و سلاح آن ها را صاحب میشوید. باقی استراکچر ها مانند قلعه ها، دانجن ها، خرابه ها و... همگی نمونه هایی بوده اند که در بازی اصلی نیز مشاهده میشدند و Shadow of The Erdtree از این نظر نوآوری در طراحی جهان خودش نداشته است.
باری دیگر به باس فایت های بازی نیز باید اشاره کنم چرا که آنقدر خوب طراحی شده اند که شما از مبارزه با تک تک آن ها لذت خواهید برد. مخصوصا باس فایت هایی مانند Rellana, Twin Moon Knight ، Messmer The Impaler ، Bayle The Dread ، Midra, Lord of Frenzied Flame و
Promised Consort Radahn همه و همه آنقدر زیبا طراحی شده اند و مبارزه با آن ها جذاب است که دلتان میخواهد چندین بار با آن ها مبارزه کنید و مهارت خودتان را به چالش بکشید.
Elden Ring : Shadow of The Erdtree یک بسته الحاقی پرمحتوا و کامل است که با ارائه یک جهان بزرگ و زیبا به همراه پازل های محیطی، شخصیت های دوست داشتنی و باس فایت های جذاب و خلاقانه و استراکچر های جذاب به همراه آیتم های بدرد بخور که به گستردگی نقش آفرینی بازی می افزایند، یک تجربه کامل تر از کامل را به عنوان یک بسته الحاقی برای بازیکن فراهم میکند. اگر الدن رینگ را تجربه کرده اید و از آن لذت برده اید، مطمئن باشید که این بسته الحاقی نیز برای شما لذت بخش خواهد بود و قرار است به مدت 30 الی 50 ساعت، با گشت و گذار در سرزمین سایه ها حال کنید!
امتیاز من به بازی: 9.3 از 10