ویرگول
ورودثبت نام
زهرا نوری محمودآباد
زهرا نوری محمودآبادای بس که نباشیم و جهان خواهد بود/ نی نام ز ما و نی‌ نشان خواهد بود- زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل/ زین پس چو نباشیم همان خواهد بود.
زهرا نوری محمودآباد
زهرا نوری محمودآباد
خواندن ۶ دقیقه·۶ ماه پیش

تحلیل اسطوره ای تابلوی نبرد بهرام گور و شیر

بهرام يکي از مهم ترين ايزدان زرتشتي است که در اسطور ه شناسي به عنوان فرشته پيروزي و نصرت از وي ياد ميشود. نام او در اوستا به صورت" ورثرغن "آمده و تحول يافته واژه "ورترهن" يا کشنده اژدها است. بهرام همچنين نام يکي از شاهان خوشنام و عدالت گستر ساساني است که در تاريخ به بهرام گور هم مشهور است. داستا نهاي زيبا و شگفت انگيز بهرام گور در شاهنامه و هفت پيکر مورد علاقه هنرمندان واقع شده به گونه اي که در بسياري از آثار هنري ايران شاهد نقش و نگار آن ها هستيم. در هر دوره اي تصويرسازي داستانهاي بهرام گور متناسب با ويژگي هاي آن مقطع دچار تغييراتي شده است که با بررسي پوشاک، تاج و فيگور بهرام اين تغييرات قابل مشاهده مي باشد. در اين آثار سير تحول هنر ايران و نيز دگرگوني روحيات و سليقه هاي هنرمندان ديده ميشود.

داستان بهرام گور در بخش تاريخي شاهنامه قرار دارد و ابيات بسياري را به خود اختصاص داده است که نشان از علاقه فردوسي به شخصيت او دارد. بسياري از داستا نهاي بهرام گور، شنيدني است و توجه خاص فردوسي به او از آن روي است که بهرام پادشاهي شجاع، با تدبير، دادگر و مردم دوست بوده و نسبت به ديگرشاهان ساساني توجه ويژه اي به مردم داشته است.

بهرام گور، قهرمان اصلي هفت پيكر نظامي هم است. نظامي در سرودن هفت پيكر سعي داشته چيزهايي را كه پيش از او فردوسي گفته، بازگو نكند. تصوير بهرام در شاهنامه و هفت پيکر تفاوت اساسي با هم دارد و برداشت دو شاعر از زندگي بهرام نيز متفاوت ميباشد. فردوسي به زندگي بهرام از جنبه سلحشوري و پهلواني و حماسي مي نگرد اما نظامي اثري هنري خلق کرده است که راز و رمز زيستن و عاشقانه زيستن را آموزش مي دهد.

واژ ه بهرام در اوستا به صورت"ورثرغن"، در پهلوي "ورهران"، در ادبيات" مزديسنا"،" ورهرام"، و در بُندَهِشن به شکل "واهرام" آمده است و معني آن در پارسي فتح و پيروزي است. اين نام، اصلا تحول يافته واژه "ورترهن" (کشند ه ورتره) و لقب دو تن از ايزدان بزرگ است: يکي ايندرا، که خود ذاتا بزرگ ترين دشمن ورتره (اژدهاي خشکي) به حساب مي آيد و ديگري بهرام، که نام او اساسا تحول يافته همين صفت است. در اسطور ه شناسي ايران، بهرام بر هر گونه بدي پيروز مي شود. او فرشته پيروزي، فتح و نصرت و زاده آتش است. آتش بهرام يا آتشکده بهرام يکي از هفت آتشکده ايران در در زمان ساسانيان است.

علت نام گذاري بهرام گور اين چنين است که روزی بهرام با نعمان منذر به شکار رفته بود. شيري را ديدند در راه که با جنگ می کرد و مي خواست گور را بکشد. بهرام با دین این صحنه به حیوانات تیر انداخت و هر دو را می کشد. بهرام را به این علت که همیشه به شکار گورخر می پرداخت، بهرام گور نامیدند.

بهرام پسر يزدگرد يکم است که در آغاز سال هشتم پادشاهي يزدگرد، يکم فروردين ماه ديده به جهان گشود. ستاره شناسان پيش بيني کردند که او شاهي دلير و توانا خواهد شد. يزدگرد پادشاهي بدکار بود و دانايان و بزرگان کشور از ترس اين که بهرام نيز همچون پدر بدي را پيشه کند از يزدگرد خواستند تا فرزند را به خردمندان بسپارد و يزدگرد نيز موافقت نمود.

بهرام گور پادشاهي است که در تاريخ با اسطوره پيوند خورده است و خلق اسطوره و افسانه فراوان درباره او نشان از اهميت بهرام در نزد ايرانيان دارد. » زردشت در خواب درختي با هفت شاخه ميبيند. در تعبير پنجمين شاخه که مسين است، اورمزد گفت آن پادشاهي بهرام گور دهبدان  دهبد و شاهنشاه است که به مينويي و اعجاز اندر جان روشني بکرد و نور پديد آورد چنان که از او اهريمن و ديوان و دروجان درون دوزخ افتند و مايه بي تواني آن ها بشود. «

به اين ترتيب، ما شاهد تبلور کم و بيش آگاهانه تواناييها و پارسايي هاي بيشمار در وجود شخصيتي تاريخي هستيم که به اسطوره نمادين يک تمدن و به گفته قوم شناسان انگلوساکسون، به يک قهرمان- فرهنگ بدل مي شود.

بهرام عاشق شکار است. او دشمن جانوران وحشي است، جانوران درنده اي که نشان نيروهاي بد و اهريمني ميباشند وميبايست آنها را از پاي درآورد. نبرد او با حيوانات درنده، نبرد با نيروهاي سرکش و ناشناخته اي است که هريک بر پاره اي از روان او فرمان ميرانند. اين نبرد آزمون خودسازي است که به کمال دست مييابد. بهرام براي رسيدن به تاج پادشاهي ميبايست با دو شير گرسنه رود ررو شود. رويارويي بهرام با دو شير، يک مضمون اسطوره اي ايراني است که قدمت طولاني دارد. بهرام شيرها را با دست خالي از پاي در نمي آورد، بلکه با گرز گاو سر و گرزخدا وره ثرغنه، مي کشد. او در صورتي که بر شير - اژدها غلبه کند، تاج نصيبش ميشود و در اين صورت همه او را به شاهي ميشناسند.

هم در شاهنامه و هم در هفت پيكر از بهرام سخن رفته است ، ولي تصوير بهرام در اين دو اثر با هم تفاوت اساسي دارد و برداشت دو شاعر در ارائه داستان زندگي اين پادشاه متفاوت است . هر دو به گذشتة مردم اين سرزمين با ديدة احترام مي نگرند، ولي فردوسي به سلحشوري و پهلواني ملّت خويش دل بسته و نظامي در اعماق گذشته به راز و رمز زيستن اين قوم، عاشقانه زيستن، وجه اخلاقي زندگي و آفرينش مدينة فاضله مي انديشد .گرچه به باور برخي سرانجام هر دو در قلمرو و تفكّرات اساسي و انديشه هاي والا يكي مي شوند. تفاوتهايي در شيوة بيان اين دوشاعر وجود دارد كه به دوگانگي فرهنگي حاصل از شرايط تاريخي دو سرزمين خراسان و آذربايجان در قرنهاي چهارم، پنجم و ششم هجري مربوط است . فردوسي در شيوة ادب حماسي و نظامي در ادب غنايی سرآمد است و هر دودارای مکتبی خاص با مقلان بسیار هستند. این دو شیوه متفاون نیز ناشی از جهان بینی سیاسی وكاركردهاي نوع آثار دو حكيم فرزانه است.

حوادث مربوط به زندگي بهرام در شاهنامه در بخش تاريخي آمده است و آخرين رگه هاي حماسه در اين قسمت ديده مي شود. حكيم توس گرچه تاريخ اين سرزمين را سروده وكاملاً بدان پايبند است و گرچه روايتهاي تاريخي را با تخيل و زباني هنري و دخل و تصرّف شخصي درآميخته ، اما پايبندی او نسبت به منابع تاريخي در مقايسه با نظامي بسيار بيشتر بوده است.

 اثر نقاشی مورد بحث، اشاره به داستانی دارد که طی آن ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺗﺎﺝ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﻲ ﻣﻲﺑﺎﻳﺴﺖ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺷﻴﺮ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺷﻮﺩ. ﺭﻭﻳﺎﺭﻭﻳﻲ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺷﻴﺮ، ﻳﮏ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺍﺳﻄﻮﺭ ﻩﺍﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﻣﺖ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﻴﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﻲ ﺍﺯ ﭘﺎﻱ ﺩﺭ ﻧﻤﻲﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎ ﮔﺮﺯ ﮔﺎﻭ ﺳﺮ ﻭ ﮔﺮﺯ ﺧﺪﺍ ﻭﺭﻩ ﺛﺮﻏﻨﻪ، ﻣﻲﮐﺸﺪ. ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺷﻴﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺩﻭ ﺍﮊﺩﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺳﻮﻱ ﺗﺎﺝ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻫﺮ ﺷﺎﻫﺎﻧﻪ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭﻱ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ. ﺩﻭ ﺟﺎﻧﻮﺭ، ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺩﻭ ﻓﺮﻭﻣﺎﻳﮕﻲ ﺧﺸﻢ ﻭ ﺁﺯ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻫﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻠﻄﻪ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻭﻣﺎﻳﮕﻲﻫﺎ ﭘﻴﺮﻭﺯ ﺷﻮﺩ. ﺗﺎﺝ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﺷﻴﺮ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﮔﻮﻫﺮ ﺳﺮﺷﺖ ﺧﻮﺩ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ، ﮐﻪ ﮔﻮﻳﻲ ﮔﻨﺞ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻧﻔﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﻫﺎﻧﻴﺪ.

اسطورهشاهنامه
۲
۰
زهرا نوری محمودآباد
زهرا نوری محمودآباد
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود/ نی نام ز ما و نی‌ نشان خواهد بود- زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل/ زین پس چو نباشیم همان خواهد بود.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید