روز هزارم از خاموشی گسترده می گذره. هیچ کورسوی امیدی از بهبود شرایط نیست.
به ضرب و زور چند تا راه موفق شدم چند دقیقه ای به شبکه های اجتماعی وصل بشم. و دیدم اونچه نباید.
دو هفته پیش در جریان سرکوب اعتراضات، تر و خشک با هم سوختن. بی گناه و با گناه. حجم خشونت به قدری زیاد بوده که از درک و تحمل من خارجه.
راستی این وقتها خدا کجاست؟ یا باید انتظاری ازش داشته باشیم؟
اون که دست به اسلحه می بره و جان یه نفر دیگه رو می گیره چه جور جونوری هستش؟ اصلا وجدان داره؟ اصلا به وجدان اعتقادی داره ؟ به چه بهایی این عمل دهشتناک رو انجام میده؟
یه جا نوشته بودن بعضیا از خشونت لذت می برن. ولی در این سطح و تعداد آخه؟
کاش می شد یه روز همه جمع بشیم دسته جمعی گریه کنیم بلکه یه کم داغ این ماجرا کم بشه