ویرگول
ورودثبت نام
Yosef hosiny
Yosef hosinyاگه واقعا می خواستم چیزی بگم ، دوست داشتم و یا دلم می خواست اونو بنویسم ، حرف زدن برام سخته ، اما نوشتن مثل خوابیدن می مونه پر از رویا و حس سبکی محض
Yosef hosiny
Yosef hosiny
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

چیزهای با ارزش تر از طلا!

طلا، طلا، طلا...

اگر قرار بود به جای آب و غذا به برخی طلا بدهی، طلا را انتخاب می‌کردند و حسِّ مبهمشان را در این نمادِ تجمل، ثروت و دلربایی پیدا می‌کردند. همچون فراعنه مصر که حتی در گور نیز چیزی طلایی را باید با خود به جهان دیگر می‌بردند.

اما طلا در روزگار و سرزمین ما ارزشمند شد، چون چیزهای دیگر یا چنین ارزشی ندارند، یا اگر دارند، برای مردم و اقتصاد به اندازهٔ طلا جذاب و هیجان‌انگیز نیستند.

حتی امروز، در مهر ۱۴۰۳، طلا برای آنان که فروخته‌اند، حسرتی به جا گذاشته و برای خریداران، حسرتی دیگر. حسرت در حسرت. و یادمان می‌رود که در میان این همه حسرت، سود و ضرر، چیزی جز پوچی همیشگی وجود ندارد.

همه‌ی اینها بازی‌های اقتصادی و روزگار است. ما همه چیز را فراموش می‌کنیم؛ مانند تریدرهایی که از اشک چشم خشک شده‌اند و به صفحهٔ مانیتور و لپ‌تاپ خیره شده‌اند و فروریزی خود را تماشا می‌کنند. خودی که ناخودی شده و در نگرانی آینده و عزیزانش، به دنبال چیزی باارزش‌تر از طلا می‌گردد.

اما هر چه بیشتر جستجو می‌کند، کمتر پیدا می‌کند. چیزی باارزش‌تر از اونس و گرم و سوت. چیزی باارزش‌تر از کارمزد و مالیات و عیار ساخت.

و تو تنها نیستی. همه چیز در حال تغییر است. تغییری شبیه گذر از تابستان به پاییز، با اولین برگ‌هایی که در خیابان می‌افتند. یک موی دیگرت در آینه سفید می شود ، در حالی که حتی نمی‌دانی روزگاری خوشی آنقدر ساده و ارزان به دست می‌آمد که باور نمی کردی چه اندازه شادی و زیبایی در جهان وجود دارد‌.

طلاسرمایه‌گذاریپولرشد و توسعه فردیایران
۳
۱
Yosef hosiny
Yosef hosiny
اگه واقعا می خواستم چیزی بگم ، دوست داشتم و یا دلم می خواست اونو بنویسم ، حرف زدن برام سخته ، اما نوشتن مثل خوابیدن می مونه پر از رویا و حس سبکی محض
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید