من برگشتم ...در حالیکه سخترین کار برگشتن بود...برگشتم چون آماده نبودم چون نبردهای زندگی از من قوی تر بودند و من شجاعت پذیرفتن شکست هایی را داشتم که آرزوهای من را تبدیل به خیالی دور کرد...
حالا من...
هستی قدیری ...نویسنده کتاب های حوالی هجده سالگی،فرجام من،روزهای بی اثر و...برگشتم.
اینجا قرار هست از روزهایی که بعد از چاپ آخرین کتابم تجربه کردم به شما بگویم.
اینجا شما میخوانید و شاید اشکی چشمان شما را تر کند اما من سخت ترین روزهای زندگی ام را گذراندم...
اگر زندگی ام و این چند سال اخیرم را میتوانستم یک دوره نام گذاری کنم قطعا این دوره قشاع نام خواهد داشت...
من بعد از سال ها شجاعت پیدا کردم که بنویسم ....
پس این شما و این داستان زندگی من