
نمی رسد به سر این انتظار تکراری
نشسته بر دل خونخورده خار تکراری
سوار قایق دم کرده از مه ام اینجا
شکسته ساحل دل در حصار تکراری
پرست برکه ی قلبم از آسمان دوچشم
و چرخ ها زده ام بر مدار تکراری
زمان شعر و شعور و هوای شور غزل
قلم کشیده سرش را به دار تکراری
عجب دیار غریبی، عجب هوای بدی
گرفته شیشه ی دل را غبار تکراری
چقدروسوسه ام میکند طناب،ای دار!!
چرا که خسته ام از روزگار تکراری
دوباره رفته بهار و رسیده فصل خزان
صدای خش خش پاییز تار تکراری
نسرین حسینی
5/6/1399