
جرج اورول این کتاب را در دهه ۱۹۴۰ میلادی و در زمان جنگ جهانی دوم در انگلستان نوشته است. او در این کتاب به زبان تمثیل به نقد انقلاب کومونیستی شوروی و انقلاب کبیر فرانسه پرداخته که نهایتا به جنگ جهانی دوم منجر شده است و عواقب دور شدن از تعالیم دینی را با اشاره به هفت فرمان در کتابش که استعاره ای از ده فرمان موسی است گوشزد می کند.
او که در مدارس دینی انگلیس تحصیل کرده و با تاریخ ادیان به خوبی آشناست این کتاب را در نقد تمامی انقلابهای اروپا همچون انقلاب کمونیستی شوروی و انقلاب فرانسه و یا هر انقلاب دیگری نوشته است.
بیایید داستان کتاب را از منظر تاریخ ادیان توحیدی مانند یهودیت، مسیحیت و اسلام مورد بررسی قرار دهیم.
از این منظر، آقای جونز یا jones یا jonus صاحب مزرعه حیوانات، یونس(ع) یا ذوالنون از پیامبران بنی اسراییل است که پس از سالها دعوت قوم خود و ایمان نیاوردن آنها، از خداوند درخواست عذاب بر قوم خویش نمود و پس از ظاهر شدن نشانه های عذاب، شهر را ترک نمود و عملا شهر را به مردمان بی ایمان واگذاشت.
رهبران بی ایمان جامعه، یا خوکها تصمیم به اداره جامعه بشری یا مزرعه حیوانات بر پایه ۷ فرمان گرفتند.
7 فرمان استعاره ای از ده فرمان موسی (ع) است که فرامین مربوط به پرستش خداوند در آنها حذف شده وتنها فرامینی که برای اداره جامعه و مزرعه مفید هستند باقی میماند.
ناپلیون خوک اصلی داستان همان ناپلیون بناپارت در انقلاب فرانسه است که کلیسا و دین مسیحیت را تنها به عنوان ابزاری برای استحکام قدرت خود می خواهد. در واقع "موزز" کلاغ، نماد رهبران کلیسای زمان ناپلیون در فرانسه است که وعده سرزمین و مزرعه رویایی را به حیوانات میدهد و برای ناپلیون جاسوسی و خبر چینی میکند.
سگها ماموران اطلاعاتی حکومت ناپلیون هستند که حیوانات معترض به وضع مزرعه را زندانی یا نابود میکنند.
در انتها خوکها تمام هفت فرمان را به نفع خود تغییر داده و یک فرمان باقی میگذارند:
"همه حیوانات برابرند برخی برابرتر"
بنیامین، الاغ پیر، نماد شخصی است که عالم است و 7 فرمان مزرعه را میداند و بر آنها واقف است و سواد خواندن و تفسیر قوانین را نیز دارد اما در برابر تحریف آنها مانند قانون پنجم یعنی منع شرابخواری سکوت نموده و بدین ترتیب شراب خواری وارد مزرعه میگردد.
در آیه ۱۷۹ سوره اعراف و ۴۴ سوره فرقان کافران به چهارپایان مثل زده شده اند:
"اولئک کالانعام بل هم اضل"
لذا خوب است داستان تمثیلی قلعه حیوانات و نمادهای آن یعنی خوکها، سگها و الاغ با آیات قرآن بررسی شود تا ببینیم مثل خوک، سگ و الاغ در کجای قرآن و برای چه کسانی آمده است.
در آیه 5 سوره جمعه، عالمانی که در برابر تحریف تورات یا (حتی کتب آسمانی دیگر مثل خود قران)سکوت نمودند به حمار یا الاغ تشبیه گردیده است.
بیایید ببینیم توصیف قرآن برای ناپلیون، اسنوبال واسکویلر که اورول آنها را در داستان خود به خوک تشبیه کرده، چیست؟ اگر کلمه خنازیر را در قرآن جستجو نماییم، آیه های 59، 60 و 61 سوره مائده پاسخ سوال ماست.

خوکها در قرآن مثل کسانی هستند که هیچگاه به پیامبران ایمان نیاوردند و در دل به دنبال آوردن دینی مانند ادیان توحیدی بودند که به جای ده فرمان تنها ۷ فرمان، آن هم برای اداره دنیا یا مزرعه حیوانات داشته باشد.
در انتهای کتاب، جرج اورول، صحنه ای جالب را توصیف میکند که حیوانات مزرعه قادر به تشخیص انسانها از خوکها نیستند و از قوانین نوشته شده در 7 فرمان اولیه در مزرعه، پوستینی وارونه باقی مانده است:

پینوشت:
سایر مقالات نوشته شده در ویرگول در معرفی این کتاب: