با سلام
بنده دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر و علاقهمند به حوزه امنیت سایبری هستم.
الان که این متن را مینویسم، روز ۵۷ از قطعی اینترنت گذشته است؛ زیرساختی که در این قرن به یکی از نیازهای اساسی بشر تبدیل شده است.
میخواهم صرفاً بر اساس آموختهها و دانشی که دارم درباره برخی از ضررها و سودهایی که این قطعی اینترنت میتواند برای کشور داشته باشد صحبت کنم. سعی میکنم فقط در حوزهای اظهار نظر کنم که در آن تجربه و اطلاعات دارم، نه صرفاً از روی حدس یا شنیدهها.

اولین ایرادی که میتوان مطرح کرد این است که تاکنون هیچ مسئولی دلیل واقعی و اصلی آن را بهطور شفاف بیان نکرده است. اما طبق برخی گفتهها، این اقدام برای جلوگیری از حملات سایبری، جلوگیری از نشت اطلاعات حساس کشور در زمان جنگ انجام شده است.
در ادامه میخواهم این دلایل را تا حدی که دانش و تجربهام اجازه میدهد بررسی کنم. طبیعتاً قبل از نوشتن این موارد نیز تا حد امکان تحقیق کردهام.
گفته میشود قطع اینترنت برای افزایش امنیت و جلوگیری از حملات سایبری انجام شده است. اگر چنین اقدامی برای چند روز انجام شود، تا حدی قابل درک است؛ اما در چه شرایطی؟ در شرایطی که اینترنت کل کشور بهطور کامل قطع شود، نه اینکه فقط دسترسی عموم مردم قطع شود اما برخی افراد یا نهادها همچنان دسترسی داشته باشند.
در امنیت سایبری یکی از اولین مفاهیمی که آموزش داده میشود این است که امنیت یک زنجیره به ضعیفترین حلقه آن وابسته است. یعنی اگر تمام حلقههای زنجیر بسیار قوی باشند اما فقط یک حلقه ضعیف باشد، کل امنیت زنجیر در همان حد ضعیف ارزیابی میشود.
بنابراین وقتی اینترنت برای عموم مردم قطع میشود اما برخی افراد همچنان دسترسی دارند، از نظر فنی تفاوت چندانی با حالتی که اینترنت کاملاً قطع نشده ندارد. مهاجمان سایبری میتوانند همان نقاط دسترسی محدود را پیدا کنند و از آنها برای نفوذ یا انجام حملات استفاده کنند.
حتی اگر فرض کنیم که برخی دسترسیها واقعاً ضروری هستند، مسئله دیگری مطرح میشود. مدتی است اینترنتهایی با عنوان «اینترنت پرو» یا دسترسیهای ویژه وارد بازار شدهاند و با قیمتهای بسیار بالا عرضه میشوند؛ با این توجیه که کسبوکارها بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.
اما در اینجا یک سؤال پیش میآید: اگر اینترنت به دلایل امنیتی قطع شده است، پس ایجاد چنین دسترسیهایی چه تفاوتی با اتصال عادی اینترنت دارد؟ از نظر فنی، وجود این دسترسیها همان روزنههایی هستند که میتوانند مورد سوءاستفاده مهاجمان قرار بگیرند.
از طرف دیگر، در مدت طولانی قطع یا محدود بودن اینترنت، بسیاری از کاربران و سیستمها امکان دریافت بهروزرسانیهای امنیتی را ندارند. در نتیجه آسیبپذیریهای نرمافزاری (Vulnerabilities) زیادی بدون پچ باقی میمانند و این موضوع میتواند برای مهاجمان سایبری یک فرصت مناسب ایجاد کند.
حتی اگر از این موضوع هم بگذریم، سؤال بعدی این است که اگر هدف حمایت از کسبوکارها در شرایط بحرانی است، چرا این دسترسیها با هزینههای بسیار بالا ارائه میشوند؟ آیا این سرویسها ویژگی فنی خاصی دارند یا صرفاً همان اینترنت معمولی با محدودیت دسترسی هستند؟
در بلندمدت این موضوع میتواند به کسبوکارهایی که مجبور به استفاده از این سرویسها میشوند نیز آسیب بزند. زیرا اگر چنین مدل دسترسی به اینترنت دائمی شود، هزینههای عملیاتی آنها افزایش پیدا میکند، ممکن است بخشی از مشتریان خود را از دست بدهند و در نهایت فشار اقتصادی بیشتری را تحمل کنند.
در این سناریو، فارغ از هدف اصلی، آنچه در عمل دیده میشود این است که همچنان برخی حملات سایبری رخ میدهد. برای مثال میتوان به خبرهایی درباره هک شدن برخی سامانهها مانند بانکها اشاره کرد.
این دلیل در نگاه اول شاید منطقی به نظر برسد، اما وقتی دقیقتر به آن فکر کنیم پرسشهایی ایجاد میشود.
امروزه انواع ارتباطات جایگزین مانند اینترنت ماهوارهای وجود دارند. در شرایط جنگی یا عملیاتهای اطلاعاتی نیز معمولاً از خطوط ارتباطی مستقل و امن استفاده میشود. بنابراین افرادی که واقعاً به چنین ابزارهایی دسترسی دارند، حتی در صورت قطع اینترنت عمومی نیز همچنان میتوانند ارتباط خود را حفظ کنند.
به همین دلیل این موضوع نیز از نظر فنی جای بحث دارد.
برخی هم فکر میکنند شبکه ملی اطلاعات یا همان اینترانت (که متأسفانه با اسم «اینترنت ملی» میشناسند؛ در حالی که اسم کاملاً اشتباهی است) میتواند نیازهای مردم را برطرف کند.
راستش را بخواهم بگویم، برای کسانی که فقط از چند پیامرسان داخلی برای پیام دادن استفاده میکنند، شاید تا حدی جوابگو باشد؛
اما برای گروههای دیگر چه؟
دانشجویانی که باید به اطلاعات روز دنیا دسترسی داشته باشند تا بتوانند کشور را به سمت پیشرفت واقعی سوق دهند؛
محققان، استادان، و کسانی که به منابع علمی معتبر نیاز دارند؛
برنامهنویسها و تمام کسانی که در حوزه کامپیوتر و فناوری کار میکنند؛
برای این افراد، پلتفرمها و سرویسهای داخلی در حال حاضر نه محتوای کافی دارند و نه بهروز هستند، و همینجا ما با یک شکاف دانشی روبهرو میشویم.
برنامهنویسها و فعالان حوزه کامپیوتر تقریباً همیشه نیاز به دسترسی مستقیم و کامل به اینترنت جهانی دارند. شبکه ملی اطلاعات، در بلندمدت، پاسخگوی نیازهای آنها نیست.
همانطور که در مورد پیامرسانهای داخلی و بودجههای کلانشان دیدیم، باز هم با مشکلات جدی روبهرو بودیم.
بهطور مثال، از کار افتادن بعضی پیامرسانها در برخی ساعات به دلیل افزایش ترافیک؛ در حالی که، برای مثال، تلگرام با ترافیکهایی چندین برابر این هم ثبات و پایداری بیشتری دارد.
خودم را مثال بزنم:
تمام منابعی که من برای یادگیری و کار در حوزه امنیت سایبری نیاز دارم، در بستر اینترنت جهانی است.
هیچ شبکه ملیای نتوانسته تا امروز نیاز من را برطرف کند؛
از دسترسی به لابراتوارهای آموزشی، محتواهای ویدیویی، دورهها، مقالات، تا منابع متنی تخصصی.
حتی سادهترین نیاز انسانها برای سرگرمی هم امروز وابسته به پلتفرمهایی مثل یوتیوب و اینستاگرام شده است. این پلتفرمها نیاز کاربران را بهتر تشخیص دادهاند و کمک میکنند شاید برای چند ساعت از زیر بار فشارهای روانی و اقتصادی خلاص شوند.
اما پلتفرمهای داخلی سالها از آنها عقب هستند؛
هم از نظر تجربه کاربری، هم از نظر محتوا، هم از نظر تنوع و کیفیت خدمات.
مثالهای دیگری هم هست که فکر نمیکنم توان این را داشته باشم همه را اینجا بیان کنم.
همه اینها، در کنار هم، به نظر من نشاندهنده شروع عصر «اینترنت طبقاتی» است؛
و بسیاری از این دلایل، بیشتر شبیه به توجیهاتی است برای خریدن زمان، تا این وضعیت در جامعه نهادینه شود.
اینجا زمان ان رسیده که ما مردم جلوی این شکاف اجتماعی رو با ( نه گفتن به اینترنت پرو ) بگیریم .
در پایان اگر تا اینجای متن را خواندید از شما سپاسگزارم. هدف من از نوشتن این متن صرفاً بیان یک دیدگاه فنی بر اساس دانشی است که دارم.
من نه دشمن این کشور هستم و نه قصد تخریب دارم. برعکس، برای ایران ارزش زیادی قائلم و معتقدم تصمیمهایی که درباره زیرساختهای مهمی مانند اینترنت گرفته میشوند، میتوانند تأثیر زیادی بر آینده پیشرفت کشور داشته باشند.
ارادتمند
AliZiro
#اینترنت_را_وصل_کنید
#نه_به_اینترنت_طبقاتی