اول اینکه این متن بدون محاسبات مالی نوشته شده و قاعدتا ادعایی برای آنالیز کارشناسی در حوزه مالی یا اقتصادی ندارد. صرفا بیان وضعیتی است که ذهن انسان معمولی، بدون تسلط به فرمول و اعداد و بدون توجه به تکنیک های اندازه گیری «برابری قدرت خرید» یا «ارزش زمانی پول» یا موضوعات تخصصی تر، با نگاه اجمالی به سطح عمومی قیمت ها نگران می شود و شاید برافروخته شود. شاید هم نعره برآورد.
دوم اینکه می فهمم اگر بخواهم از دغدغه معیشت صحبت کنم بهتر آن است که مثلا قیمت نان و برنج و مرغ را به عنوان شاخص فقر و بدبختی لحاظ کنم و آویز شدن به نرخ کاغذ و مرکب و دستمزد کارگر چاپخانه و صحافی چندان «پاپیولار» نیست.
سوم اینکه اوکی؛ حالا شما خرده مگیر، مغز کلام را دریاب.(حالا دیگر کلام هم مغز دارد؟! عجب زمانه ای شده)

این نه یک گزارش بلکه یک مقایسه ساده است از قیمت های خرید کتاب از بخش آنلاین نمایشگاه سالانه کتاب تهران، بین سال های 1401 تا 1405.
با توجه به اینکه کتاب ها در تمام ادوار با یک سلیقه و مشخصا توسط یک نفر انتخاب شده می توان گفت تقریبا با کیفیت مشابه از منظر محتوا و چاپ، اهمیت نویسنده و موضوع و حتی حجم و تعداد برگه های کتاب مواجه بودیم، لذا به تساهل از بحث بی مورد «کتاب با کتاب فرق می کنه» می گذرم و خیلی عمومی کتاب ها را باهم(از نظر ريالی) مقایسه می کنم.

من بدون هیچگونه وزن دهی به کیفیت و محتوا و...، قیمت میانگین کتاب های خریداری شده در هر سال را محاسبه و در جدول زیر نوشتم:
میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت 1405: 416000 تومان؛ حقوق یک روز قانون کار: 550000 تومان
میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت 1404: 330000 تومان؛ حقوق یک روز قانون کار: 346000 تومان
میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت 1403: 174000 تومان؛ حقوق یک روز قانون کار: 238000 تومان
میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت 1402: 139000 تومان؛ حقوق یک روز قانون کار: 177000 تومان
میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت 1401: 90000 تومان؛ حقوق یک روز قانون کار: 139000 تومان

این یعنی اینکه خیلی ساده و دم دستی، شما از سال 1401 تا امسال(که هنوز اول سال است) باید بودجه خرید کتاب خود و خانواده را حدود 5 برابر افزایش دهید تا بتوانید به روال سابق ذهن پرسشگر خود را تغذیه کرده، از دریای کشنده نادانی، شبه علم و خرافات دور بمانید.

البته تا پیش از امسال، خرید آنلاین از نمایشگاه کتاب تهران مشوق های جذابی هم داشت از جمله، تخفیف 10 درصدی خرید آنلاین+بن کتاب دانشجویی+هزینه ارسال رایگان تا شهر و خانه خودتان که بر جذابیت خرید از نمایشگاه می افزود.
امسال «بن دانشجویی» حذف شده و برای عموم خریداران 15 درصد تخفیف برای خرید تا 2 میلیون تومان و 10 درصد برای خرید بیش از 2 میلیون تومان قائل شده اند.
هزینه ارسال هم فقط برای دو بسته اول رایگان است و مثلا اگر شما سه کتاب انتخاب کرده باشید که قرار باشد از سه انتشارات یا فروشگاه متفاوت برایتان ارسال شود، باید بابت بسته سوم هزینه پست را بپردازید.

نکته دیگر اینکه فروشگاه آنلاین نمایشگاه امسال یک ضدحال بزرگ دیگر هم داشت؛ بسیاری از کتاب ها بصورت چاپ شده و فیزیکی ارائه نشده و شما فقط می توانستید نسخه الکترونیک(احتمالا PDF) را از اپلیکیشن های کتابخوان مانند «فدیبو» و «طاقچه» بخرید، البته به قیمت کمتر از کتاب چاپی.
این را می فهمم که این آمار را نمی توان مصداق ارزان یا گران بودن کتاب دانست و نمی توان نتیجه گرفت که چه گرانی سرسام آوری در کتاب شاهد بودیم یا اینکه قیمت کتاب از تورم عمومی کشور عقب مانده است.
ولی با تمام ایراداتی که می توان به این متن خلاصه وارد کرد بازهم منصفانه که بنگریم با مبلغی معادل یک روز کار، می توان از طیف وسیعی از کتاب ها انتخاب و خرید کرد.
این را هم می دانم که امسال اگر حقوق تمام ماه را پس انداز کنیم بازهم از قسط و کرایه و هزینه های جاری فرزندان عقبیم. خوب اصلا بنا نیست چنین نتایجی از این متن استخراج شود.
اما؛ چیزی که به راحتی می توان درباره آن گفت اوضاع نگران کننده بازار نشر است. پیش از این بارها و بارها از بزرگان و متخصصان و سردمداران علم در مملکت شنیده بودیم که تیراژ چاپ کتاب در کشور چنان ناامیدکننده است که تنوع چشمگیر موضوعات نمی تواند مرهمی بر آن درد باشد.
بدتر از اگر در همین بازه مورد مثال، از 1401 تا 1405 به نمایشگاه سر زده باشید این هشدار را به خوبی درک کرده اید که صنعت نشر، نویسنده و ویراستار و مولف و... هر سال کم انگیزه تر و کم رمق تر شده اند.
حالا به سختی می توانید کتابی که در ذهن دارید پیدا کنید، کتاب های سال های گذشته کمتر تجدید چاپ می شوند و انتشارات کمتر و کمتر امیدی به چاپ دارند.
اگر مرغ گران شود و بنزین سه به آسمان بکشد همچنان برخی از ما می توانند زنده بمانند و در غیاب بقیه که حذف شدند شاید جای بالندگی بیشتری داشته باشند، اما چیزهایی را می توان مثال زد که اگر کمیاب شوند همه ما را در اضمحلال و تباهی غرق می کنند.
اگر نتوانیم کلام و علم را از منبع اصلی آن بیابیم و تغذیه شویم نتیجه آنکه همه باهم سقوط می کنیم!