ویرگول
ورودثبت نام
امیرحسن احمدی
امیرحسن احمدی
امیرحسن احمدی
امیرحسن احمدی
خواندن ۵ دقیقه·۱۰ ماه پیش

من یک انسان ضعیف هستم....


طبق صحبت هایی که حضرت آقا داشت، گناه آدمو نفله میکنه. جبران نمیشه کرد یا جبران کردن سخته. به همین راحتی ها هم نیست که هی گناه کنی بگی خب حالا جبران میکنم خب حالا توبه میکنم خدا میبخشه. نه برای جبران شدن و بخشیده شدن توسط خدا باید جبران کرد. همون مثال ماشین و از خواب زدن مثال خوبی بود منرو بیدار و آگاه کرد که وضعیتم چطوریه و حقیقت حال حاضرم چیه!

مثل شب امتحان. نمیخونم نمیخونم میگم حالا شب قبل امتحان میخونم. اینقدر شب امتحان مطالب زیاده که یا دیگه نمیشه جمش کردم یا خودم وسطش نا امید میشم و ولش میکنم. حالا اصلا گور پدر هرچی امتحانه بیفته هم هیچ تغیری در زندگی آدم ایجاد نمیشه یا اگر بشه هم در زندگی مادیشه پس فاقد اهمیت. مثال غیر مادی همین قضیه در زندگی من نماز های قضام هست. نماز قضاهارو همینطور گذاشتم که شاید فردا روزی اگر عمری بود بخوانم و این فردا خیلی وقته نماید. اینقدر تعداد نماز قضاهام زیاد شده که حتی نمیدونم چنتاس و حتی جرعت ندارم شروع کنم چون خیلی زیاده.

و الان فهمیدم که جریان گناه هم همینه هرچی بیشتر بزاری رو هم تلنبار بشن باید بیشتر زور بزنی تا جبران بکنی. و خب قطعا این روند حداقل برای من جواب نمیده... یعنی من هروقت هرکاری چه مادی و چه غیر مادی چه مهم و چه غیر مهم گذاشتم رو هم شد عطایش را به لقایش بخشیدم. نکته ترسناکش اینه که خب حالا بورس کار نمیکنم و10 سا لدیگه همه پیشرفت کردن و من هنوز باید گدایی پدر مادرمو بکنم فقط یه حقارتیه که دنیا میکشم و بعد از حداکثر 70 سالم تمام میشه... اما اینکه درمورد گناه هم همچین روندی پیش گرفتم و وقتی روهم شدن و وقتی با شناختی که از خوددم دارم میدونم قرار نیست هیچ کاری برای جبران بکنم. اینطروی نیست که با عواقبش رو به رو بشم یه مدت رنجی بکشم و بگم خب دیگه با مرگ تهش اینه که تموم میشه دیگه... نه...! نتیجه این روند در زمینه گناه میشه شقاوت ابدی! شقاوت ابدی... جهنم..... احساس میکنم به گا رفتم... بد به گا رفتم.... چون فکر میکنم همین الان هم تو این مرحله قرار دارم... کلکم کنده شد.... نه از بخشش خدا نا امید نشدم غلط بکنم نا امید بشم اصلا غلط کردن به کنار احساسا هم هنوز فکر میکنم خدا منو میبخشه احساسا هم به کنار حداقل برای اینکه روانم از هم نپاشه مجبورم به خودم بقوبولنم که نه خدا منو میبخشه.... در هر صورت مشکل من الان شک در رحمت خدا نیست(عیاذبالله). مشکل من اینه که حضرت آقا گفتند که: غلط کردم خدایا ببخشید خدایا من اشتباه کردم برای جبران گناه بی فایدست. باید جبران کرد و عمل کرد. خب شاید بگویید خب همینکارو بکن دیگه! نکته اینه که من سر شب امتحانای مدرسه وقتی روهم تلنبار میشدن اراده و همتشو نداشتم بشینم جبران کنم میگفتم گور پدرش میگرفتم میخوابیدم. حالا ازم توقع داری جبران اییننننن همهههه گناهو بکنم. اونم با اعمالی که دیگه درس خوندن نیست کلی اعمال زیاد و سخت.... بله بله میدونم اینم میشه گفت خب امتحان مدرسه هیچ اهمیت نداره اما در اینجا رفوذه شدن یعنی جهنم ابدی.................................... که این خیلی بده حتی تصور و فکرشم داره اذیتم میکنه. و اشکمو در چشمام جمع کرده و دلم به حال خود میسوزه و از عاقبتم حراس دارم. اما نکته اینه که با همه این ها من نه اراده ای دارم نه همتی. من قدرت مند نیستم، حقیرم، بد ببختم، بیچارم و این چیزیه که هستم. به قول جفری دامر چرا باید تلاش کنم برای تبدیل شدن به چیزی که نیستم. من همینم یه انسان ضعیف. و هم تو سخنرانی امشب حاج آقا ناصری هم کلا این چند وقت اخیر زیاد شنیدم که اسلام و مخصوصا شیعه امام علی(ع) دین عمله! دین تحرکه دین آدمای قویه دین آدمای با ارادس. اسلام برای آدمای ضعیف نیست. خدا آدمای ضعیفو دوست نداره. جدا از الهیات کلا جامعه هم آدمای ضعیفو دوست نداره دخترا پسرا بزرگترا پیرا جونا بچه ها خانوادم طایفم خودم خدا اهل بیت همه و همه هرکس از هر مکتی که میشناسم آدمای ضعیفو دوست ندارن. همه جذب قدرت، ابهبت، جلال، عظمت و بزرگی میشن حالا سر اینکه بزرگی حقیقی قدرت امام علیه قدرت خداست و اینا میشه بحث کرد که باشد برای وقتی دیگر اینجا جایش نیست.

خلاصه تمام حرفام اینه که تمام مکاتب تمام انسان ها مخصوصا مکتبی که من بهش باور دارم یعنی همه و همه به دنبال و خواستار یه انسان قدرتمند هستند. و من یک انسان ضعیفم حداقلش خدارو شکر که آگاهم که ضعیفم. در نتیجه من گایده شدم. از نظر مذهبی عاقبتم جهنمه. از نظر مادی اراده فراهم کردن یه زندگی خوب رو ندارم. هیچکس قرار نیست دوستم داشته باشه چون ضعیفم و همه مجذوب آدمای قدرتمند و قدرت هستند.

آخرین امیدم بعد از انسان ها و جوامع انسانی مکتب اسلام بود. که پس از گشت و گذار حداقلی که توش داشتم. برداشت من اینه که خدا انسان قوی و قدرتمند میخواد نه یه ضعیف بد بخت ترسو. و از صحبتای امام علی(ع) طبق چیزایی که نهج البلاغه خوندم تو اینستا گفتارهشو دیدم حالش از آدم ترسو و ضعیف بهم میخوره و خب من هم ترسوعم هم ضعیف. طبق سخنرانی های آخوند های مسجد هایی که میرم متوجه شدم همه و همه میگن که اسلام برای آدمای ضعیف نیست و خدا آدمای ضعیفو دوست نداره و من ضعیفم.

حالم خرابه. مثل کسی که میدونه قراره زنده زنده تو آتیش بسوزنش و هیچکاری برای جلوگیری ازش نمیتونه بکنه.

شب امتحانطرح کلی اندیشه اسلامیاسلامشیعهانسان
۰
۱
امیرحسن احمدی
امیرحسن احمدی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید