در بیش از دو دهه ای که نگارنده بر روی سنگ نگاره های غارها و کوه های ایران و دیگر نقاط جهان مطالعات میدانی و اینترنتی داشته؛ به شگفتی هایی بر خورد کرده؛ که بسیارجالب و مسحور کننده بوده است. یکی از آن شگفتی ها، شباهت های ظاهری و پیامی نقاشی هایی از سنگ نگاره های کهن ایران با سرخپوستان بومی امریکا است.
1- نقاشی های بزکوهی Ibex
از همه جالب تر شباهت های ظاهری، پیامی و سبک های هنری نقش های بزکوهی نقاط مختلف ایران و ایالت های : نوادا، یوتا، کالیفرنیا، آریزونا، نیومکزیکو و کنتــاکی است.
حتی میزان فراوانی نقاشی های بزکوهی با سبک های هنری و پیام های یکسان با نقاط مختلف ایران را، در میان نقاشی های کهن و بجا مانده از سرخپوستان امریکا هم می توان دید.
بعضی از نقاشی ها و نمادهای کهن حکاکی شده بر دیواره ی کوه ها و غارها در ایالت های ذکر شده در امریکا، بقدری شبیه نقاشی ها و نمادهای کهن ایران هستند؛ که گویی یک هنرمند در یک دوره تاریخی آنها را آفریده است(تصویر شماره 1)

بررسی های ما در ایران و حاصل مطالعات پژوهشگران و باستان شناسان در ایالت های متعدد امریکا، گواه بر آن دارند؛ که حتی سیر استیلیزاسیون Abstre نقش های بزکوهی و نمونه های خاصی که فقط در میان سنگ نگاره های ایران و بعدها در قالب طرح سفالینه های پیش از تاریخ کشف و گزارش شده اند؛ در دنیا فقط متعدد در میان نقاشی های سرخپوستان امریکا دیده می شود (نقاشی های بزکوهی دو سر)؛ که آن شباهت های ظاهری و پیامی برای پژوهشگران و باستان شناسان بیرون از ایران هم شگفت انگیز بوده است.

گفتنی است؛ که مطالعات ما بر روی نقاشی های برکوهی دو سر و دو بال (سنگ نگاره های کهن، تندیس های مفرغی و زرین ایلام و سفال ها)، گواه و نشان بر تاکید خواسته ی هنرمند دارد( ای فرشته حتما و فراوان بر خواسته ی من جامه عمل بپوشان).
گفتنی است که ردپای بزکوهی دو سر را در هنر مفرغ و زرین کاری ایلام متعدد می بینیم؛ که در گچ بری های دوره ساسانی در ایوان مداین هم دیده می شود؛ که با هوشمندی تمام، بدست دانشمند بزرگ ایرانی، دکتر محسن مقدم(1315)، با کمی تغییرات آرم دانشگاه تهران شده است.

حاصل مطالعات تطبیقی ما بر روی سیر نماد شدن و شباهت های ظاهری و پیامی بزکوهی در قالب: تصاویر، مقاله ها و گزارش ها برای پژوهشگران و محققین بیرون از ایران بقدری جالب و جذاب است؛ که در قالب رفرنس و سند از آنها بهره گرفته شده است؛ که یک نمونه آن در قالب بزکوهی دو سر ایران و سرخپوستان امریکا در این صفحه دیده می شود (تصویر شماره 3). Pleistocene Coalition news
نشست و گزارش میدانی که در سال 2016 با خبرگزاری فرانسه در خصوص سنگ نگاره های ایران و بویژه چرایی فراوانی نقاشی های کهن بزکوهی در قالب نوعی نماد در میان ایرانیان باستان (The ibex code) داشتم؛ پژوهشگران و باستان شناسان امریکا هم از طریق دنیای مجازی عنوان داشتند؛ که دقیقا در ایالت های متعدد امریکا هم نقاشی های بجا مانده از سرخپوستان هم، اغلب نقش های بزکوهی است(یوتا، آریزونا، کالیفرنیا، نیومکزیکو، نوادا و...) و پیشنهاد همکاری در راستای ساخت یک مستند تلویزیونی بر چرایی و راز آن سبک های هنری، شباهت های ظاهری و پیامی نگارگران ایرانی و سرخپوستان امریکا داشتند؛ که موافقت شد و مستند ساخته شد.
نگارنده در کتاب: سنگ نگاره های ایران زبان مشترک جهانی، تطبیق های متعدد و گوناگونی از سنگ نگاره های ایران و جهان آورده است؛ که علاقه مندان می توانند پیگیری نمایند.

2- نقاشی های کهن پیچ های حلزونی، Spiral
بر روی بعضی از تخته سنگ های صاف در نقاط مختلف ایران، نقاشی هایی کهن حک شده petroglyph ؛ که دیدن آنها برایمان بسیار جالب بود؛ اما راز و رمز و پیام آنها را نمی دانستیم و فقط از آنها عکس می گرفتیم. تا اینکه با هنرهای صخره ای Rockart کشور های انگلستان و ایرلند و پروفسور جان براور و پروفسور گاس وان وین آشنا شدیم و با کمال شگفتی شبیه آنها را در دیگر کشورها، در نقاط مختلف دنیا دیدیم و در سال 2002 پروفسور جان براور و پروفسور گاس وان وین برای دیدن سنگ نگاره های تیمره، به ایران آمدند و یکی از علاقه مندی های آنها، دیدن نقاشی های کهن پیچ های حلزونی Spiral در تیمره بود.

در ادامه ی مطالعه بر روی سنگ نگاره های دنیا، متوجه شدیم؛ که نقاشی های متعددی از تصاویر پیچ های حلزونی در گزارش های مطالعات میدانی دانشمندان و گردشگران در امریکا هم به چشم می خورد.
اما در دنیا به چرایی و راز و رمز آنها اشاره نشده بود و نگارنده هم با تلاش فراوان در پی یافتن راز و پیام آنها بودم.
تا اینکه در سال 2005 در عرصه ی مطالعه و بررسی نمادهای جهانی، تقریبا به پاسخ هایی کوتاه و ناقص از سوال مورد نظر دست یافتم و آن شروع خوبی بود؛ تا بتوانم برای ادامه ی مطالعه بر روی پیچ های حلزونی در میان سنگ نگاره ها ایران و بیرون از ایران کمک بگیرم.

طی ادامه بررسی های چندین ساله ای که بر روی نقاشی های کهن پیچ های حلزونی و دیگر پدیده های مشابه داشتیم؛ به این نتیجه رسیدم؛ که پیچ های حلزونی کهن حک شده؛ نشان از یک پیام فلسفی و باور مشترک جهانی در نقاط مختلف دنیا دارند؛ که رد پای آنها را در کاینات (کهکشان راه شیری)، طبیعت (گل آفتاب گردان)، اعداد ریاضی (فیبوناچی)، گوش انسان و... هم می توان دید.
مضمون پیام پیچ های حلزونی بر اساس یافته های نگارنده این است؛ که : همه ی پدیده های جهان یک آغاز خامی و ناپختگی دارند (نقطه صفر) و طی گذر زمان به یک بلوغ، کمال و رشد سنی و... می رسند و پایان آن مسیر، کسب سن پیری، فرو پاشی و رسیدن دو باره به نقطه ی آغاز است؛ که همه ی پدیده های جهان ناگزیر هستند؛ از آن پل گذر کنند (آغاز وجود تا مرگ).
به نظر نگارنده، گذشتگان پیام مستور در آن نماد را می دانسته اند؛ یا بهتر بگویم؛ آن نگاه فلسفی را در قالب آن نماد برای هم زیستان و آیندگان به روایت تصویر کشیده اند و برای مردمان آن دوران هم قابل فهم و درک بوده است.

3- نمادهای مشترک سرخپوستان و ساکنان آسیا و ایران
در بررسی نمادهای کهن و مشترک در میان مردمان ایران باستان و سرخپوستان ساکن آمریکا( سرخپوستان چروکی در ایالت کنتاکی)، به نمادهایی برخورد کردیم؛ که شبیه آنها را در میان علایم خطوط سطری (Linear) در ایران باستان هم می توان دید( تصویر شماره ۸).

نکته ی جالب توجه آنکه، نماد مذکور فراوان و طی دوره های مختلف در نقاط مختلف ایران و حتی آسیای میانه به چشم می خوردِ؛ که در کتاب : سنگ نگاره های ایران زبان مشترک جهانی آورده ایم و از همه جالب تر آنکه آن نمادها هم اکنون در میان ساکنان بومی مناطق ایران( قوم قشقایی و لُـر) در قالب نمادهای قبیله ای استفاده می شود و کار برد دارد(تصویر شماره 9).

شگفت آنکه در میان رنگین نگاره های پیر گوران در سراوان ( حدود 5000 پ.م) هم به طرز زیبایی در قالب نماد و نمادهای تاکیدی در آورده شده است!
بررسی های ما بر روی سنگ نگاره های ایران و نمادهای خطی آسیای میانه، نشان از آن دارد؛ که این نماد یک گره از گیاه مقدس هوم، هومه، سومه، ارمک، ریش بز و Ephedra است؛ که به گیاه مانی هم معروف است و عصاره ی آن کارکردهای اعجاز گونه در درمان بیماری ها (رستم زایی رودابه همسر زال) و کاربست در آیین ها (هیـومـه) داشته و هنرمندان یک گره از آن را در قالب نوعی دعای جاودانگی بهر جسته اند و در کتیبه های خطوط سطری( تیمره) یا پیش ایلامی (2300 پ.م، طرح روی جلد کتابچه افتتاح باغ کتیبه های کاخ نیاوران- زمستان 1387) هم دیده می شود؛ که در قالب یکی از آرزوهای (جاودانگی) هنرمند آورده شده است.
در رنگین نگاره های pictographپیر گوران در سراوان ( بلوچستان) هم بشکل تاکیدی و فوق العاده زیبا آورده شده؛ که در قالب نمادهای مفرغی کهن، در کشور افغانستان هم کشف شده است ( تصویر صفحه 212 از کتاب ، سنگ نگاره های ایران زبان مشترک ).

از این دست نمادها از گذشته های دور، متعدد در میان مردمان ایران باستان و سرخپوستان امریکا به چشم می خورد؛ که کاربست های مشترک یا گوناگون داشته اند؛ که ما برای ایجاد فرصت و مجال معرفی دیگر پدیده ها، به این یک نمونه بسنده می کنیم.
4- نقاشی هایی از صحنه زایمان و زایش انسان
در میان نقاشی های کهن غارها و کوه های ایران و جهان، نقاشی هایی خیلی کم از صحنه های زایش انسان یافت شده و در قالب طرح های هنری روی سفال ها و دستبافت ها هم تاکنون نگارنده ندیده است.
خوشبختانه طی مطالعات میدانی که بر روی سنگ نگاره های ایران داشتیم، با صحنه هایی کهن از نقاشی های زایش انسان در قالب رنگین نگاره ها (میمند، نور آباد فارس و ممسنی)، کوبشی و حکاکی شده در تیمره (کوه های اطراف خمین) و با طرحی فوق العاده زیبا بر روی پلاکی مفرغی، که در سرخدُم کوهدشت کشف شده(حدود 1000 پ.م.)؛ روبرو می شویم. سنگ نگاره های کهن در دنیا، اغلب ابعاد زیستی: اندیشه ها، باورها، آیین ها و محیط اقلیمی را به روایت های تصویری و تاریخی کشیده اند.
یکی از نمونه های نادر و زیبا، صحنه ی زایش انسان در تیمره است؛ یک بانو در حالی که دست ها بر سینه ها دارد؛ با پاهای نیم باز و نیم ایستاده؛ در حال زایمان کودکی است. جالب آنکه نقاشی یک بزکوهی در قالب فرشته ناجی و کمک کننده (اسطوره ماری و ماریانه) بر فراز سر بانوی در حال زایمان دیده می شود و اطرافیان هم با لباس های خاص در کنار او ایستاده اند.
نکته ی جالب توجه، تقریبا شباهت های ظاهری و پیامی صحنه زایش انسان در تیمره، با طرح روی پلاک سرخدُم کوهدشت لرست است. طرح روی پلاک هم بانویی را نشان می دهد؛ که دو دستان بر سینه ها دارد و دو بزکوهی (فرشته های ناجی) در دو طرف او و فرزند پسری (کودک سبیل دارد) در حال تولد است. در اینجا هم بانو تقریبا ایستاده و پاهای نیم باز دارد؛ تفسیر اریک اشمیت باستان شناس امریکایی و نگارنده، نظر داریم؛ که بانو دستان بر سینه دارد و دو بزکوهی در دو طرف و فرزند سبیل دار، دارای این پیام است؛ ای دو فرشته ی ناجی(دو بزکوهی دو طرف)، سینه هایم بارور، فرزندم پسر و درد زایمان بر من آسان بگردان.
نقاشی تیمره هم تقریبا چنین پیامی دارد؛ ای فرشته ی ناجی( بزکوهی )، سینه هایم بارور، فرزندم پسر و درد زایمان بر من آسان بگردان.
در بررسی سنگ نگاره های بجا مانده از سرخپوستان امریکا (موآب در یوتا) هم دقیقا یک نقاشی از صحنه زایش انسان یافتیم (اینترنتی)، که بانویی ایستاده و پاهای نیم باز دارد و در حال زایمان است (تصویر شماره 11).

نقاشی های صحنه زایش انسان در تیمره، در سال 1389بدست افراد نا آگاه و یا شاید دشمنان میراث کهن ایران، با اره های سنگبری متلاشی شد و قسمتی کوچک و ناقص از آن باقی مانده است.
5- نقاشی های انسان بالدار
نقاشی های انسان های بالدار، بویژه نقاشی های کهن حکاکی شده، تقریبا فراوان در ایران و دیگر نقاط جهان کشف شده؛ که از همه جالب تر نقاشی های کشف شده در کشور پرو و پارک زرد Yellowstone در ایالت وایومینگ Wyoming امریکا است.
نقاشی های ایران (تیمره، کوه های اطراف خمین) و کشور پرو، از نوع نقاشی های حکاکی شده است و نقش انسان هایی است؛ که دست ها و پاهای باز دارند و روی سر آنها دقیقا شبیه فضا نوردان امروزی، هاله ای از نور یا کلاهخود فضانوردان دیده می شود. نقاشی های ایران و کشور پرو بقدری شبیه هم هستند؛ که گویی همه ی آنها را یک هنرمند در یک زمان آفریده است.

بعضی پژوهشگران بر این نظر هستند؛ که آنها با آن شباهت ها و جزییات نزدیک بهم، نشان از دیده های یکسان دارند و شاید نقاشی هایی از فرا زمینی ها (E.T) باشند.
نقاشی های حکاکی شده در ایران ( بال های اغراق شده) و یلواستون در امریکا، نقاشی های انسان های بالدار، با نشانه های علایم مردی هستند؛ که این شباهت های نزدیک بهم بسیار شگفت است. گویی هر دوی آنها را یک هنرمند آفرید است. سرخپوستان به دنیای آسمان ها باور دارند و پر پرندگان بر سر، پشت تنه هایشان نشان از همان نگاه پرواز است.
چطور ممکن است؛ در هزاره های پیش، انسان هایی که همدیگر را ندیده اند؛ چنان نقاشی هایی با جزییات و شبیه بهم آفریده باشند ؟!
ممکن است این باور، طی کوچ مردمانی از طریق تنگه ی برینگ از آسیا و بویژه از ایران به قاره ی امریکا صورت گرفته باشد؛ یا شاید نشان از دیده های یکسان در اقلیم زیستی بعید از هم بوده باشد؛ بدون اینکه این دو هنرمند از وجود زیستی همدیگر خبر داشته باشند!

سنگ نگاره های کهن، زبان مشترک جهانی و سرمایه های فرهنگی تاریخی جوامع بشری هستند؛ که با مطالعه و رمزگشایی از آنها، با نگاه ها و اندیشه های جدیدی از زیست گذشتگان آشنا می شویم و از تکرار و هزینه کرد؛ بعضی از تجارب موازی و صورت گرفته ی بشری جلوگیری می شود.

6- اسب پلنگواره Appaloosa
اسب در زندگی گذشتگان، نقشی حیاتی و چند منظوره داشته است و شاید بتوان گفت؛ که اهلی کردن اسب یک تحول بنیادین در تمام عرصه های زیست بشر بوده است. حال با آن اهمیت دریغ است؛ که از تاریچه ی ممارست و نزدیگی آن حیوان باهوش و زیبا، با انسان بی اطلاع و دور باشیم. سنگ نگاره های کهن، کتاب های سنگی هستند؛ که می توانند در این عرصه ما را یاری گر باشند. اسب در نماد شناسی جهانی، یعنی قدرت و سفر است و ما از این دریچه می توانیم انسان های قدرتمند و کوچ گرهای کهن کره ی زمین را شناسایی و رصد کنیم؛ که در آینده به شمه ای از آن خواهیم پرداخت.
اسب پـلنگـــواره، اسبی زیبا و اغلب سفید رنگ است؛ که خال های سیاه بر سفیدی پوست آن خودنمایی می کند و یا اسب سیاه رنگ است؛ و خال های سفید فراوان در لابلای پوست سیاه آن خودنمایی می کند؛ که برای دوستداران و عاشقان اسب، داشتن آن حیوان زیبا، در حد یک آرزو بوده است .
این نمونه اسب ها را ما در میان نقاشی های کهن حکاکی شده در نقاط مختلف ایران و حتی یک مورد رنگین نگاره آن را در غار لاسکو در فرانسه هم می بینیم. نگارنده نمونه های حکاکی شده ی متعددی از آنها را در نقاط مختلف ایران دیده؛ یا کشف کرده است (تیمره، قصر قند و نیکشهر بلوچستان )؛ که قدمت بعضی از آنها به حدود هزاره ی نهم پیش از میلاد می رسد.

اسب آپالوسا (پلنگواره)، اسبی جذاب و مورد علاقه ی سرخپوستان بوده و است؛ اوج زیبایی آن هنگامی است؛ که اسب سواری عقاب یا باز شکاری اهلی بر روی دست خود دارد و بدین شیوه عظمت و بزرگی آن جلوه ای خاص پیدا می کند. لازم به ذکر است؛ که در میان سنگ نگاره های ایران، بویژه تیمره، نقاشی های کهن و فراوانی کشف کرده ایم؛ که اسب سوارها عقاب یا باز شکاری اهلی بر روی دست دارند و همراه خود با سگ تازی یا یوز اهلی در مسیر شکار هستند. گفتنی است؛ که در سال 2021 یک مقالهisi مشترک با دوستان، برای یکی از مجله ی معتبر علمی بیرون از ایران نوشتیم؛ که بازتاب جهانی داشت و در سال 2025 دانشگاه هنگ کنگ
چین از ما برای شرکت در کنفرانس جهانی سه روزه (15 تا 18 دسامبر) با موضوع آب و محیط زیست دعوت کردند؛ تا در خصوص محتوای مقاله و هوشمندی و ممارست ایرانیان باستان با محیط زیست و... صحبت و گزارش داشته باشم؛ که بعلت شرایط جنگی ممکن نشد.
شاید ایرانیان باستان نخستین مردمانی بوده اند؛ که نژاد اسب پلنگواره را تربیت کرده اند؛ همچون یوزپلنگ و پرنده های شکاری و طی کوچ از طریق تنگه ی برینگ (نزدیک ترین محل قاره های آسیا و امریکا بهم) آن اسب زیبا و مورد علاقه شان و تجربه و دانش اهلی کردن پرندگان شکاری و... را با خود به آن قاره برده اند و امروز هم رد پای آن را در میان سرخپوستان امریکا می بینیم.
هم اکنون قبیله ی نِــــز پِــرس Nez Perce در شمال غربی اقیانوس آرام، نژاد اسب آپالوسا آمریکایی را پرورش می دهند.
اسب آپالوسا، امروز در ایالات متحده، یکی از محبوبترین نژاد اسب و در سال ۱۹۷۵ به عنوان اسب رسمی ایالت آیداهو نامگذاری شد.

7- نقاشی هایی از اسب سوارها با پر پرندگان بر پشت
یکی از شاخصه های شناخته شده ی سرخپوستان امریکا، نصب پر پرندگان بر روی سر یا پشت تنه هایشان (شکوه و پرواز به آسمان ها) است؛ که در شکل های سواره و پیاده دیده می شوند.
در بررسی سنگ نگاره های کهن در تیمره (کوه های اطراف خمین)، با نقوش متعدد اسب سوارهای کهن روبرو شدیم؛ که همچون سرخپوستان امریکا، سوار بر اسب و پر پرندگان یا شاید تیغه هایی شبیه آنها بر پشت تنه هایشان دیده می شود.
بیشترین نقاشی های سوار براسب باپر پرندگان بر پشت؛ بر روی تخته سنگی غول پیکر است؛ که بزرگی آن به 40 متر مربع می رسد.
قدمت و دیرینگی آنها با توجه به زاویه شیب، جهت و رنگ نقاشی ها، از هزاره ی چهارم تا دوم پیش از میلاد متفاوت است؛ که جهت قطعیت نیاز به تکنولوژی طیف سنجی شتاب دهندی عمومی است. روایت تصویری نقاشی ها، بقدری بیان گر رفتارهای سرخپوستان امریکا در قالب کارکردهای زیستی امروز آنهاست؛ که شما را به یک واقعیت زیستی همگون در نقاطی بسیار بعید از هم هدایت می کند.
این امکان تقویت می شود؛ که این شباهت ها حاصل یک سری مشترکات فرهنگی کهن است؛ که ریشه در نوعی باور در زمان های کهن دارد (دیرینگی سنگ نگاره ها).
مشترکات مذکور نمی تواند تصادفی باشد؛ چرا که موارد متعددی که قبلا و در آینده از نقاشی ها برخواهیم شمرد؛ روایتی هایی هستند؛ از نوعی سیر کوچ که طی هزاره ها رخ داده است.

کوچ مردمان پیشین آسیا، به گواه سنگ نگاره های کهن از طریق تنگه ی برینگ به قاره ی امریکا و کشف آثاری از استخوان های شتر در قاره ی امریکا (قاره امریکا محل زیست شتر نیست)، سیر کوچ سرخپوستان از قاره ی آسیا به امریکا را پذیرفتنی و قابل قبول می کند.

نکته ی شگفت انگیز، این است؛ که این نقاشی ها را فقط در تیمره (کوه های اطراف خمین) و آن هم فقط در سایت قیدو و مزاین تیمره می توان دید و نگارنده تاکنون در هیچ جای ایران و تیمره ندیده است.
تعداد نقاشی های اسب سوار تیغه یا پر پرندگان بر پشت کشف شده در سایت مذکور در تیمره، تاکنون به حدود 10 مورد رسیده، که نشان از یک کشف و رخدادی علمی تاریخی جالب و منحصر بفرد در ایران و یا شاید جهان است.
نقاشی ها، دارای اندازه ها، حالات، کارکردها و دوره های تاریخی متفاوتی هستند و جالب آنکه هنرمندانی که آنها را آفریده اند؛ بسیار توانمند و ماهر بوده اند و بقدری آثار هنری دقیق و دارای روایی هنری بالا هستند؛ که گویی نگارگران تجربه های آموزش و تمرین ده ها ساله پشت سر داشته اند.
همه ی نقاشی ها به دست یک هنرمند آفریده نشده؛ بلکه طی زمان های چند هزار ساله و بدست هنرمندان متعدد آفریده شده اند؛ که نشان از حضور و زیست آنها در آن اقلیم طی زمان های طولانی دارد.
کشف آن نقاشی ها بیش از ده سال به طول انجامیده است. تصویر این تخته سنگ غول پیکر در کتاب نفیس : موزه هایی در باد، استاد مرتضی فرهادی هم آورده شده است؛ اما اشاره ای به این نقاشی ها نشده است.

نقاشی های شبیه سرخپوستان، فقط به این تخته سنگ غول پیکر پایان نمی پذیرد؛ بلکه یک نقاشی بسیار جالب هم بر تخته سنگی حدود یک کیلومتری این تخته سنگ غول پیکر، در حاشیه رودخانه لعل بار است؛ که هنرمندی ماهر و قوی پنجه، یک روایت تاریخی کهن از سیر زیست مردمان این سرزمین را به نمایش گذاشته است. دقیقا تصویری که وقتی از هوش مصنوعی کمک و بدیل خواهی می کنیم. تصویری از یک سرخپوست امریکایی دریافت می نماییم؛ که شگفت انگیز است (تصویر شماه 19). اسب سواری در حال تاختن که پر پرندگانی خاص بر پشتش خود نمایی می کنند.
در مقاله ای که بنام رنگین نگاره های امریکای شمالی، نقاشی از یک سرخپوست اسب سوار آورده شده است؛ که شباهت های نزدیک به نقاشی مکشوفه در حاشیه رودخانه لعل بار در تیمره دارد؛ با این تفاوت که نمونه ایرانی با توجه به مختصات بوم و رنگ نقاشی کهن تر است(تصویر شماره 19).

یکی دیگر از نقاشی های جالب حک شده بر روی تخته سنگ غول پیکر، وجود یک کمند انداز غول پیکر است؛ که در دو طرف او گربه سانان یا پیش گربه سان هایی، که ظاهرا بدنشان بجای مو، از زره پوشیده و بجای پنج چنگال، سه چنگال دارند؛ محافظ کمند انداز غول پیکر هستند. کمند انداز غول پیکر، کمندی به درازای چندین برابر قد و جثه ی خودش در دست دارد؛ که بسیار غیر متعارف می نماید؛ چرا غیر متعارف است؟ چون که حاوی پیامی خاص و بزرگ است. در نگارگری باستان، وقتی کمان، کمند، شمشیر، چماق و... بزرگ تر از حد معمول نقاشی شده باشد؛ پیامش آن است که آن فرد در پیشه، حرفه و پهلوانی سرآمد و بی نظیر است. پس کمند اغراق شده؛ بدین پیام است؛ که انسان غول پیکر کمند دار، در کمند اندازی شهره ی آفاق و بی نظیر بوده است.

پشت تنه ی پهلوان کمند انداز غول پیکر هم، چون سرخپوستان، 8 تیغه یا پر پرندگان به چشم می خورد؛ که نشان از باور کهن ایرانیان باستان ساکن آن دیار دارد و نگارنده طی مطالعات طولانی خود بر روی سنگ نگاره های ایران و جهان، تاکنون با نقاشی چنین صحنه ای روبرو نشده؛ حتی در میان نقاشی های سرخپوستان امریکان هم چنین صحنه ای را ندیده ام. متاسفانه این تخته سنگ غول پیکر با حدود 150 نقاشی های کهن، فوق العاده هنری و کم نظیر رها شده است و بدست معدنکاران به طمع گنج زیر آن یک دوره گود برداری شده و هر لحظه امکان دارد؛ به دست معدنکاران همچون دیگر نمونه های نادر که متلاشی و نابود شدند(گوزن شوکا و...)؛ این موزه ی در باد و نگارخانه ی بی سقف هم نابود شود.
دشواری های کار و عشق فراوان به پژوهش نقاشی های کهن غارها و کوه های ایران
مطالعه بر روی نقاشی های غارها و کوه ها، یکی از سخت ترین، پر هزینه ترین و پرآسیب ترین عرصه ی پژوهش های باستان شناسی رو سطحی و نوین است؛ که حتما باید در قالب تیم های مطالعاتی و حمایت های همه جانبه نهادهای متولی، دانشگاه ها و موزه ها صورت گیرد؛ کاری که در کشورهای پیشرفته امری رایج و پذیرفته شده است.
مطالعات میدانی سخت و نفس گیر بیش از دو دهه ی نگارنده، بدور از هر حمایت و کمک فرد و نهاد و در بعضی موارد هم با بی مهری ها و حتی به دادگاه کشاندن به دلیل اعتراض به معدنکاران در تخریب نقاشی های کهن و ...
اما عشق به میهن و آگاهی از اهمیت نقاشی هایی که تکرار ناشدنی و بی بدیل هستند و روزانه تعداد زیادی از آنها بدست معدنکاران تخریب و نابود می شود؛ من را بر آن داشت تا حتی در شرایط سخت جنگی که از داشتن غذای مناسب و مورد نیاز محروم هستم؛ کار را باسختی های فراوانش(نداشتن وسیله نقلیه مناسب، نداشتن دوربین عکاسی مناسب، کفش و لباس مناسب، نداشتن کمکی و همراه سفر و ادامه مطالعات در غارها و کوه ها به تنهایی و...) و در کنارش با دشمنی های گوناگون آشکار و نهان (تهدید به کُشتن نگارنده بدست معدنکاران ) به پیش ببرم و ...

با احترام- دکتر محمد ناصری فرد 16 /2 / 1405
1-A prehistoric camel bone found in Utah is 33,000 years old. Initially thought to be 10,000 years old, the discovery reshapes Utah's history. The camel lived in a colder, wetter Utah during the last ice age, Utah