طی بررسی های چند دهه ای که بر روی سنگ نگاره های غارها و کوه های ایران داشتیم؛ با نقاشی های کهن و کم نظیری روبروی می شدیم؛ که بدیل آنها را در دنیا کمتر می شود؛ دید. این نادر بودن بعضی از نقاشی های کهن، یکی از شاخصه های ممتاز نقاشی های کهن و کم نظیر ایران است؛ که چهره ی دیگری از هنرهای صخره ای ایران در قیاس با جهان به نمایش می گذارد؛ اوج آن نقاشی ها در سایت های سی وچند گانه کوه های اطراف خمین است. اظهارعلاقه مندی پژوهشگران و باستان شناسان دنیا، برای دیدن آن نقاشی ها، این ادعا را تایید می کند. ما در اینجا قصد داریم؛ به معرفی و گزارشی مستند از نقاشی های کم نظیر تعدادی از پرنده های آبزی مکشوفه درایران بپردازیم.
بیشتر نقاشی پرنده های آبزی که در اینجا معرفی خواهیم کرد؛ دُرناها (Cranes) هستند؛ که پاهای بلند و منقارهای کوتاه دارند و آن شاخصه ها، نشان های ظاهری تفاوت دُرناها با لک لک ها است. البته پرنده های آبزی همچون: حواصیل ها (Herons)، فلامینکو (Flamenco ) حتی نقاشی پلیکان (Pelican) و غاز (Goose) هم دیده می شود؛ که نیازمند نظر کارشناسان است. وجود نقاشی های کهن پرنده های آبزی بر دیواره ی کوه ها و دره ها، می تواند نشان از آب فراوان، دیده های نگارگران هنرمند و سیر کوچ آن پرنده ها طی هزاره ها داشته باشد.

هنرمندان با آفرینش نقاشی های زیبای خود، یک تاریخ تصویری و روایت تاریخی دقیق و زیبا از زندگی موجودات زنده پیرامونی خود به نمایش گذاشته اند؛ که هم اکنون نقاشی های پرندگان آبزی برای زیست شناسان، از سندهای دست اول و یاری گرهای سیر کوچ و زیست آنها محسوب می شوند.
برای مثال : کوچ دُرناهای خاکستری از سیبری به ایران، از چه زمانی صورت گرفته است؟ آیا این امکان وجود داشته؛ که از حدود هزاره ی پنجم و ششم پ.م.(به گواه نقاشی ها) زیستگاه دُرناهای خاکستری ایران بوده و به دلیل خشکسالی ها و فروکش کردن آب دریاچه ها و تالاب ها، ناچاربه زندگی کوچ گری به سیبری شده اند و سپس کوچ های دوگانه به ایران و سیبری ادامه یافته است؟

فاصله خط مستیم نقاشی های کهن پرنده های آبزی در تیمره، تا تالاب میقان، شاید حدود 30 یا 40 کیلومتر باشد؛ که هم اکنون سیر کوچ آنها، بویژه دُرناها سالیانه به تالاب مذکور صورت می گیرد و نقاشی های کهن پرندگان آبزی برای مطالعه تاریخ کوچ دُرناها و... از سیبری به تالاب میقان... و باز گشت آنها از سمیرم و تالاب میقان و... به جنوب، غرب و شرق سیبری بسیار کمک کننده و یاری گر است.
ما برای کشف و بررسی سنگ نگاره های استان مرکزی و اطراف سمیرم مطالعات میدانی چندین ساله داشته ایم؛ اما تاکنون نقاشی هایی از پرنده های آبزی نیافته ایم و فقط تاکنون شاید نقاشی یک دُرنا در میان سنگ نگاره های کفترلو در اطراف شهریار از استان تهران یافته ایم؛ که در حال شکار یک مار است.

حالا سوال اینجاست؟ که چرا در تیمره و فقط در کوه های شمال خمین نقاشی های کهن و متعدد از پرنده های آبزی و بویژه دُرناها را متعدد می بینیم ( حتی غاز و شاید پلیکان و...)؟ که می تواند نشان از آب فراوان، خط سیر کوچ (به کجا؟) یا حضور هنرمندان تیز بین و علاقه مند در آنجا بوده باشد.

شاید در آن دوران کهن، مردمان ساکن آن دیار، سیر و زیست پرنده های آبزی و کوچ گر را زیر نظر داشته اند و برای آنها یک فایل نقاشی از گونه های زیستی باز کرده اند و برای انتقال به نسل های بعدی در کتاب های سنگی خود (سنگ نگاره ها) ثبت و رخداد نگاری کرده اند. لازم به ذکر است؛ که دره های تو در تو، سخت گذر، سخت در دسترس و بعضاً کف صاف، که بسیار نا پیدا ازچشم همگان هم هستند؛ سنگ چین های بدون ملات فراوان دیده می شود؛ که نشان از زیستگاه های کهن دارند و شاید دیرینگی بعضی ازآنها به چند دهه پیش برسد. اغلب دستکندها فرو ریخته اند و فقط گودی هایی از آنها بجا مانده است؛ که حکایت از زیستگاه های کهن دارند. آنها برای مطالعه و بررسی استقرار زیستگاه های انسان های نخستین جای بسی مطالعات میدانی دارند؛ که امید داریم پیش از آنکه به دست افراد ناآگاه متلاشی شوند؛ کارکردها و کاربست های باستان شناسی مناسب و علمی بر آنها صورت گیرد؛ اگرچه در بعضی جاها گود برداری هایی صورت گرفته است. رنگ سیاه نقاشی ها، جهت و زاویه شیب بوم ها، گواه برعمر و دیرینگی بالای بعضی از نقاشی (بیش از یک دهه پیش 12000 سال پیش) دارد (تصویر شماره 4). البته همه ی نقاشی های بوم ها، طی یک دوره آفریده نشده اند و دیرینگی بعضی از آنها، از تاریخ ذکر شده ی بالا خیلی کمتر است.

همان طور که اشاره شد؛ اگرشما مسیر دسترسی به دره ها را بلد نباشید؛ دست یافتن به آنها غیر ممکن است و تاکنون برای بررسی و مطالعه آنها پای هیچ انسانی به آنجا نرسیده است. نکته ی جالب آنکه، نگارنده در زمستان سال 1387 که برای بررسی و مطالعه میدانی به آنجا رفته بودم؛ زمان حدود ساعت 3 پسین (عصر) یک روز ابری را نشان می داد؛ که در دامنه یکی از کوه ها با پنج گرگ، سه تا به رنگ خاکستری و دوتا به رنگ سیاه روبرو شدم و با وحشت زیاد پا به فرار گذاشتم و شانس مرا یاری کرد و نجات یافتم. برای نخستین بار بود؛ که در زندگی ام گرگ سیاه می دیدم و با دیدن آن صحنه، وحشت سنگینی را تجربه کردم؛ که هیچگاه در طول عمرم فراموش شدنی نیست و حالا هم هر وقت به آنجا می روم؛ آن ترس و وحشت را با خود به همراه دارم.

گفتنی است؛ که دامنه دره های تو در تو و از پایین ترین نقطه کوه های سر به فلک کشیده تا ستیغ، که از سنگ های سیاه، قهوه ای تیره و سیاه پوشیده شده؛ پر از نقاشی های کهن است؛ که طی هزاره ها به دست مردان و زنان هنرمند آفریده شده است. یک نگارخانه ی کهن و وسیع ، یک موزه ی بی مانند و بی سقف که در باد است.
وقتی چندی پیش برای تهیه فیلم، مستند نگاری و تهیه تصویرهای جدید، به سایت مورد نظر رفتم؛ هر چه تلاش و جستجوکردم؛ متاسفانه موفق به یافتن آنها نشدم؛ شاید معدنکاران یا افرادی ناآگاه به طمع اینکه آنها نقشه گنج هستند؛ آن آثار کهن و تکرار ناشدنی را متلاشی و از بین برده اند.
نکته ی جالب و شگفت انگیز نقاشی ها! دقت دید، ژرف نمایی و مهارت بالای هنرمندانی است؛ که آنها را آفریده اند؛ با دقت و تناسب واقعی از دیده های خود و حتی فاصله دور و نزدیکی پرنده ها از یک دیگر با مقیاس کوچک و بزرگ کشیدن آنها به زیبایی رعایت شده است (Perspective).
جداً آن هنرمندان در کدام دانشگاه هنر و زیست شناسی دوره و آموزش دیده اند؛ که چنان دقیق و بدون خدشه و با روایی هنری بالا، دیده های خود را برای آیندگان به روایت تصویر کشیده اند؟!

بررسی های میدانی، کتابخانه ای و اینترنتی ما، که طی بیش از دو دهه بر روی سنگ نگاره های ایران و جهان صورت گرفته است؛ وجود نقاشی های پرنده های آبزی در ایران و دنیا را بسیار نادر گزارش می کند و در دیگر نقطه ایران فقط یک نمونه نقاشی شاید دُرنا (پاها کوتاه است) در میان سنگ نگارهای سایت کفترلو در شهریار (اطراف تهران) یافتیم ؛ که در حال شکار یک مار است و در دنیا هم تاکنون موفق به دیدن پرنده های آبزی، بویژه دُرنا به این فراوانی نشده ام.

البته در قالب طرح روی سفالینه ها در سایت های : سیلک، تپه حصار دامغان و تل بکون فارس متعلق به دوره های پیش از تاریخ آفریده شده اند، که در قیاس با نقاشی های تیمره (حدود 10000 پ.م) بسیار جدیدتر هستند. شبیه و بدیل این سیر و همبستگی (هنر سنگ تا سفال ) را تاکنون در دنیا نیافته ایم.

دُرناها، پرنده های زیبا و تک همسری هستند و شاید هم آن صفت های خاص شان سبب شده؛ تا انسان های باستان در تیمره (کوه های اطراف خمین) و طرح روی سفالینه های کهن اقدام به نقاشی آنها بنمایند و آن علاقه مندی در همزیستی آنها در کنار پرنده های آبزی و بویژه درناها در نقاشی ها به شیوایی هویدای علاقه مندی و ممارست ها است (تصویر شماره 4).

تخته سنگ هایی که بر آنها نقاشی های دُرنا حک شده است؛ اغلب مشرف بر رودخانه ها هستند و شاید روزگاری هنرمندان آن پرنده های زیبا را بر روی آن تخته سنگ ها دیده اند؛ که می نشسته اند یا در شکاف زیر تخته سنگ ها اقدام به تخم گذاری و بچه پروری می کرده اند و آن هنرمندان خوش ذوق، آن صحنه های زیبا را که نشان از آب فراوان و سرزندگی طبیعت داشته را به زیبایی تاریخ تصویری و به روایت خاطرات شیرین و زیبای خود فُزوده اند. اگرچه امروز ما از درک پیام های زیبای آن نقاشی ها عاجزیم؛ اما به قطع فردا دیگران از دیدن و مطالعه آن نقاشی های کهن مسرور و دل شاد خواهند شد؛ چرا که آنها حاصل تجارب بشری و سرمایه های فرهنگی این سرزمین و جامعه بشری هستند؛ که مورد بی مهری ما قرار گرفته اند.


البته یک نقاشی هم در نقطه ی دیگری از کوه های شمال شهرستان خمین یافتیم (اطراف روستای سرکوبه، تصویر شماره 11)؛ که شباهت به پرنده ی آبزی پلیکان دارد؛ که نیازمند نظر قطعی زیست شناسان است.
تعداد نقاشی های تخمینی سایت جهانقلعه (شرق، مرکز وغرب) که مجموعه هایی از کوه ها و دره های تودرتو را در بر می گیرد؛ به بیش از 2000 مورد می رسد؛ که دیرینگی بعضی از آنها به هزاره ی پانزدهم پیش از میلاد(زاویه شیب، جهت و رنگ نقاشی های حک شده) می رسد؛ که برای قطعیت نیاز به تکنولوژی طیف سنجی عمومی شتاب دهنده است.
بیشترین نقاشی های تکرار شده به میزان فراوانی: بزکوهی(حدود % ۹۰)، انسان سواره و پیاده در حالت های مختلف (حدود % 4)، اسب اهلی و وحشی (حدود % 2) شتر وحشی و اهلی(حدود % 1) رقص های آیینی (حدود % 1) گربه سانان و سگ سانان (حدود % 1)، نقاشی پرندگان آبزی (حدود % 5/) و نقاشی های علایم و نمادها (حدود % 5/).

امید داریم؛ آن یافته ها و گزارش نگارنده، کمک کننده و یاری گر دیگر پژوهشگران درعرصه های محیط زیست، پرنده شناسی و باستان شناسی اقلیمی در ادامه و سیر مطالعات در آینده باشد.

با احترام- دکترمحمـد ناصری فرد
اردیبهشت سال ۱۴۰۵
منابع
۱- کتاب ، سنگ نگاره هاي ايران زبان مشترك جهاني، محمد ناصری فرد - ۱۳۹۵
۲- کتاب ، سنگ نگاره هاي ايران نمادهای اندیشه نگار، محمد ناصری فرد- ۱۳۸۸
۳- کتاب ، موزه هاي سنگی هنرهاي صخره اي(سنگ نگاره هاي ايران) محمد ناصری فرد - ۱۳۸۵
۴- مجله پیام یونسکو، هنر آغازین، نقاشی و کنده کاری صخره ای، سال 1377- آوریل 1998