چرا بازهم همان اتفاقات در دانشگاه افتاد؟
مگر قرار نبود دانشجو موذن جامعه باشد؟ مگر قرار نبود حلقه میانی بین مردم و مسئولین دانشجوها باشند؟
پس چه شد؟!
در این دو روز چندصد توئیت، تحلیل، فیلم و... بیرون آمده است اما هیچ کس نگفت چرا مشکل دانشگاه حل شدنی نیست؟
دانشجو رکن اصلی جامعه است چطور میتوان چند صباحی دیگر انتظار داشت چنین دانشجویی مسئول عالی رتبه کشور شود؟
میدانید دقیقا مشکل اصلی آنجاییست که از سالهای پایانی دبیرستان به دانش آموز القا شد که اگر درس نخواند و دانشگاه دولتی نیاورد یک بدبخت بیچاره است!
مشکل اساسی آنجایی است که هزینه خرید کتاب تست و کمک آموزشی سرسام آور است اما اگر آنها را نداشته باشی باید با رتبه های خوب خداحافظی کنی.
ته تهش هم کنکور را به لقایش میبخشی و مثل بچه آدمی زاد بی هیچ استرسی به دانشگاه آزاد یا غیرانتفاعی میروی. بعد هم از این و آن میشنوی که بله آنها که سهمیه داشته اند دانشگاه دولتی نصیبشان شده.
اما همه اش دروغی بیش نیست.
غیر از محدود افرادی که با زحمت درس و بدبختی خود را به دانشگاه دولتی میرسانند عده کثیری با پول و هزینه های هنگفت برای معلم خصوصی، کتاب اضافه و... راه به دانشگاه پیدا میکنند که اکثرا فرزند آقازاده ای، رئیس بانکی، رئیس شرکتی چیزی هستند.
همه اش به کنار، هنوز پایت به دانشگاه نرسیده با یک سری انجمن و تشکل مخروبه و خاموش مواجهه میشوی و ترجیح میدهی از کنارش بی توجه بگذری، سر کلاس نرسیده با هزاران افکار متناقض روبه رو میشوی، یک استاد میگوید ما کاری با سیاست نداریم، دیگری یک تنه حرف سیاسی میزند و از غرب دفاع میکند، یکی دیگرهم با منطق و ادله؛ درسش را میدهد و شبهات روز را هم جواب میدهد.
به مرور هم دانشجو می یابد درس کیلویی چند است و دیدش میشود تنها یک خوش گذرانی.
این وسط تعدادی دانشجوی واقعی میمانند که باید جور مسئولین، اساتید غرب زده و همکلاسی های بیسوادشان را بدهند.
و منتهی الیه آن هم میشود همین تصاویری که از دانشگاه ها روئیت میکنیم.
ای کاش فکری به حال این دانشگاه ها میشد!
✍🏻محدثه پیشه