
با عرض سلام و وقت بخیر.
اینکه دیگران تو رو با چی به یاد میارن و اینکه تو دوست داری با چی به یاد بیای خیلی فرقشه.
اینکه واقعا چطوری توی خاطره ها موندگار شدم و دیگران چه تصوری از من دارند برای خودمم جالب و هیجان انگیزه که دوست دارم بدونم؛ اما اگه قرار بود بگم با چی منو به یاد بیارید...
هرجا حرف از شجاعت بود، یاد من باش نه اینکه شجاع بودم نه؛ ولی مَنش شجاعت رو خیلی دوست داشتم.
هرجا کسی رو دیدی که داره از دو طرف فحش و سنگ میخوره یاد من بیفت، چون آدمی نبودم که طرف کسی رو بگیرم که همه طرفش هستند. همیشه طرف کسی رو میگرفتم که حقش پایمال و گُم میشد یا نبود که از خودش دفاع کنه.
(کلا دلم میخواست اونجایی وایسم که کسی دلش نمیخواد وایسه.)
اگه دیدی همه جا به طرز وسواس گونه ای منظمه یاد من بیفت.
هر وقت توی ماشین نشستی و خنک های شب شهریور از پنجره صورتت رو نوازش کرد یاد من بیفت.
اگه جایی گل لاله و مریم دیدی یاد من بیفت.
هروقت خدایی نکرده احساس کردی به جایی یا کسی تعلق نداری یاد من بیفت.(من این حس رو خیلی خوب میشناسم.)
هروقت بوی شربت آبلیمو تازه به مشامت خورد یاد من بیفت.
اگه شبی بود که خوابت نمیبرد یاد من بیفت، منم شب های زیادی رو به یاد خیلی ها بیدار بودم.
اگه دلت برام تنگ شد یه سر به کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم نادر ابراهیمی توی قفسه کتاب هام بزن صفحه اول و فهرستش رو بخون یادگاری های من لابه لای نامه های اون کتاب نشسته.
اگه ارباب حلقه ها،شرلوک، هری پاتر، عزیزترینم ، پاندای کنگ فوکار، بی دوندون، دلیر و کلی فیلم و سریال دیگه دیدی یاد من بیفت.
هر وقت ته دلت یه غمی نشسته بود که نمیدونستی این غم از کجا سر و کله اش پیدا شده یاد من بیفت.
هر وقت داشتی از خنده نفس کم میآوردی، یاد من بیفت.
هروقت گذرت به آهنگ درویش خورد، یاد من بیفت.
هر وقت کسی بغلت کرد، یاد من بیفت و مطمئن باش که بیشتر از هر چیزی دوست داشتم جای اون یه نفر باشم.
اگه دلت واسه نصیحت های مادربزرگی تنگ شد، یه سر به پست های ویرگولم بزن شاید لا به لاش چیزی پیدا کردی که به دلت نشست.
هر وقت جایی شعر:"جمله بی قراریت از طلب قرار توست/ طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت" رو خوندی یاد من بیفت.
اگه دیدی جایی صدای نوای سماواتی میاد و داره دعای کمیل یا مجیر میخونه یاد من بیفت.
اگه رفتی گلستان شهدا، برو سمت شهدای مفقود الاثر، حاج مرتضی ما رو که پیدا کردی یاد من بیفت و به نیابتم یه فاتحه بخون و چند دقیقه ای روی سکوی کنار قبور بنشین و درد و دل کن.
هر وقت بازی تیم ملی بود و کلی سرش استرس داشتی و جیغ جیغ میکردی یاد من بیفت.
اگه کسی رو بهتر از خودت دیدی و احساس کردی دیگه به اندازه کافی خوب نیستی و میخوای توی زمین آب بشی و قید همه چیز رو بزنی یاد من بیفت.
هر وقت دیدی جایی کیک شکلاتی میپزند یاد من بیفت.
هر وقت مرغ سوخاری و سس چیلی و تند خوردی یاد من بیفت.
هر وقت یه چیز معمولی دیدی یاد من بیفت.
اگه سیستمت یا گوشیت مشکلی پیدا کرد یا نیاز به مرتب کردن و پاک کردن حافظه داشت یاد من بیفت.
اگه یه دختر ظریف و ریز نقشِ عینکی دیدی، یاد من بیفت.
و به رسم ادب اگه کسی رو دیدی که چشماش میخندید لطفا منو یاد کن.

اگه هم منو به یاد نیاوردی سرت سلامت. امیدوارم چرخ زندگیت بر وفق مراد بچرخه :)