خیلی وقتها فکر میکنیم طراحی فقط برای کاربران عادیه، اما راستش این همه زحمت میکشی چرا یه طراحی درست و حسابی نکنی که همه بتونن ازش استفاده کنن؟ مثلا استفاده از زیرنویس برای ویدیوها، فونتهای مناسب برای افرادی که مشکل بینایی دارن یا حتی طراحی دکمههای بزرگتر برای کاربرانی که دست لرزان دارن. همین جزئیات ساده باعث میشه کارت یه سر و گردن بالاتر از بقیه باشه.
تا حالا دیدی یه سایت طراحی شده که خیلی شیک و جذابه ولی نمیدونی باید کجا کلیک کنی؟ این همون جاییه که خلاقیت بیجا به کارت صدمه میزنه. یه طراحی خوب باید جوری باشه که کاربر بدون فکر بفهمه چی به چیه. مثلا:
🔹دکمه باید شبیه دکمه باشه نه یه تصویر عجیب.
🔹لینکها باید واضح باشن نه مثل یه متن معمولی.
‼️کاربرها عجله دارن و حوصله معما حل کردن ندارن!
3. رنگها فقط خوشگل نیستن، ذهن آدمها رو هک میکنن❗️
یه بار امتحان کن و طراحیت رو با یه رنگبندی متفاوت تست کن. میبینی که چقدر حس و حال کاربر تغییر میکنه. مثلا رنگ سبز حس طبیعت و آرامش میده ولی قرمز ممکنه استرس یا فوریت رو القا کنه. حتی کنتراست رنگها هم مهمه . یه نوشته سفید روی پسزمینه زرد نه فقط چشم رو اذیت میکنه، بلکه کاربر رو فراری میده.
طراحی کردن شبیه آشپزیه. وقتی خودت آشپزی میکنی ممکنه حتی متوجه نشی غذا بینمکه. تست کاربری یعنی بشینی و نگاه کنی که یه نفر دیگه با طراحی تو کار میکنه. اینجاست که متوجه میشی کاربر کجاها گیج میشه یا چرا یه دکمه رو نمیبینه. بهترین طراحیها همونهایی هستن که از دل تستهای واقعی بیرون اومدن.
تو هر پروژه یه سری امکانات هست که همه عاشقشن ولی یه سری دیگه فقط وقت و انرژی رو میگیره. مثلا توی یه فروشگاه اینترنتی بیشتر کاربران دنبال اینن که سریع جنس پیدا کنن، قیمت رو ببینن و بخرن. امکانات جانبی مثل فیلترهای عجیب یا انیمیشنهای خاص شاید جذاب باشن ولی اولویت با نیازهای اصلیه. وقتتو جایی بذار که بیشترین تاثیر رو داره.
صفحههای شلوغ ذهن کاربر رو خسته میکنن. ولی وقتی یه طراحی ساده و خلوت داری چشمها توی صفحه نفس میکشن. این همون جادوی فضای خالیه. مثلا نگاه کن به سایتهای معروف مثل اپل . همیشه فاصلههای خالی حسابشدهای دارن که باعث میشه تمرکز کاربر روی محتوای اصلی بمونه.
تا حالا دقت کردی وقتی یه دکمه رو فشار میدی و یه انیمیشن کوچیک مثل لرزش یا تغییر رنگ میبینیچقدر حس بهتری میگیری؟ اینا همون میکرواینترکشنها هستن. ساده به نظر میان ولی تاثیر عمیقی دارن. مثلا وقتی فرم رو اشتباه پر میکنی و یه متن خطا با یه حرکت نرم ظاهر میشه این یه جور احترام به کاربره که حس خوبی ایجاد میکنه.
آدما عاشق داستانن. اگه بتونی با طراحیت یه حس یا روایت رو منتقل کنیدیگه برندهای. مثلا توی طراحی یه اپلیکیشن ورزشی میتونی کاری کنی که کاربر حس کنه توی یه مسیر قهرمانی قرار داره. یه UI ساده ولی الهامبخش، خیلی بیشتر از فرمهای خالی و خشک جواب میده.
آمارها میگن اگه سایتت توی سه ثانیه لود نشه کاربر میره سراغ یه سایت دیگه. حتی اگه طراحی شاهکار هم داشته باشی سرعت پایین باعث شکستت میشه. عکسها رو فشرده کن کدهای اضافی رو حذف کن و تا جایی که میشه سایت رو سبک و سریع نگه دار.
هر چقدر هم که خودت فکر کنی یه طراحی بینقص ساختی بازخوردهای واقعی از کاربرها چیزای جدیدی بهت یاد میده. به نظراتشون گوش بده و همیشه دنبال این باش که طراحیت رو با نیازهای اونا تطبیق بدی. اینجا جاییه که طراحای خوب از بقیه متمایز میشن.
توی دنیای طراحی UI/UX، جزئیات کوچکتر از چیزی که فکر میکنی میتونن تفاوتهای بزرگی ایجاد کنن. از رنگها گرفته تا فاصلههای خالی، از میکرواینترکشنها تا تستهای کاربری، همه این نکات در کنار هم یه تجربه لذتبخش برای کاربر خلق میکنن. نکته طلایی اینه که همیشه کاربر رو در اولویت بذاری، نیازهاش رو بفهمی و با هر تغییر کوچیک یه قدم به طراحی بهتر نزدیکتر بشی. اگه این ده راز رو توی کارات اجرا کنی نه فقط یه طراح خوب بلکه یه طراح حرفهای و بهیادموندنی خواهی بود!