خنده دار است
تماشای ویرانی من
برایت شبیه حق طلبی بود
گفتی سزاوارش بودم
گفتی هنوز هم کم است
حال خودت که زمین افتادی
خب
سزاوارش ای
هنوز هم کم است
هر چند دیدن رنج ات در من
حس رضایت نمی کارد
بر خلاف تو
که رنجم تنها کاری بود که به ان علاقه داشتی
می گویی تنها پشیماتی ات منم
بله
اما ببین
امدن من به این دنیا بر من نبود
بر تو بود
و تو اینگونه راخت و سبک مرگ من را خواستار می شوی
و میدانی
چقدر سنگین و سخت ، تک تک حرف هایت بر من آوار شد