شروع واربی پارکر

سلام ! امروز داشتم #کتاب آفرینشگران (نوشته آدام گرانت) را مطالعه می کردم و در همان ابتدای کتاب با یک داستان جذاب ( درباره یک شرکت فروش آنلاین عینک ) و تاثییر گذاری مواجه شدم و تصمیم گرفتم برای شروع کار در #ویرگول آن را به عنوان اولین نوشته ام انتشار بدم. خب بریم سراغ داستان و زیاد مزاحمتان نشم.



در عصر سرد یکی از روزهای پاییز در سال ۲۰۰۸، چهار دانشجو درصدد برآمدند تا صنعتی را دگرگون کنند. به زمین و زمان بدهکار بودند، عینک ها یشان را گم کرده و شکسته بودند و هزینه تعویض عینک، آن ها را کلافه و عصبی کرده بود. یکی از آن ها پنج سال بود که همان عینک شکسته را به چشم میگذاشت; قاب شکسته ی عینکش را با گیره کاغذ کنار هم نگه داشته بود. حتی پس از دو بار تغییر نمره چشمش، هنوز هم نمی خواست هزینه ای برای لنز های جدید گران قیمت پرداخت کند.

لاکسوتیکا (Luxottica) ، غول بزرگ این صنعت، بیش از ۸۰ درصد بازار عینک را در اختیار داشت. این دانشجوها برای معقول تر کردن قیمت عینک، باید این غول را زمین می زدند. اخیرا دیده بودند که زاپوس (یکی از بزرگ ترین خرده فروش های کفش و پوشاک) با فروش آنلاین کفش، این حوزه را دگرگون کرده و از خود پرسیدند میتوانند همین کار را در زمینه عینک هم انجام دهند ؟

وقتی ایده شان را با دوستان شان مطرح کردند، انتقادهای تند و تیزی به آن ها شد. دوستان شان اصرار داشتند هیچ کس اینترنتی عینک نمی خرد. برای خرید عینک اول باید آن را امتحان کرد. البته زاپوس در زمینه کفش از عهده این کار برآمده بود، اما حتما دلیلی داشت که این اتفاق در زمینه عینک نیفتاده بود. آن ها مدام می شنیدند :«اگه فکر خوبی بود، حتما تا الان کسی سراغ این کار می رفت».

هیچ کدام از این دانشجوها در زمینه تجارت الکترونیک و فناوری سابقه ای نداشتند، چه برسد به خرده فروشی، مد یا پوشاک. به رغم اینکه به آن ها گفته بودند ایده شان احمقانه است، پیشنهادهای شغلی با درآمد بالا را نادیده گرفتند تا شرکت خودشان را راه بیندازند. می خواستند عینک هایی را که در فروشگاه ها به طور معمول ۵۰۰ دلار به فروش می رسند، ۹۵ دلار به صورت آنلاین بفروشند و با هر خرید، یک عینک هم به فردی در کشورهای در حال توسعه اهدا کنند.

حیات این کسب و کار به وجود وب سایتی کارآمد وابسته بود. بدون وب سایت، مشاهده و خرید محصولات برای مشتریان غیرممکن بود. پس از تقلای فراوان برای ایجاد یک وب سایت، بالاخره توانستند ۴ صبح روز پیش از راه اندازی در فوریه ۲۰۱۰، وب سایت را بالا بیاورند. اسم شرکت را واربی پارکر (Warby Parker) گذاشتند که ترکیبی از اسم دو شخصیتی است که جک کِرواکِ رمان نویس خلق کرده است؛ شخصیت هایی الهام بخش این داشنجویان برای رهایی از بند زنجیرهای فشار اجتماعی و آغاز ماجراجویی شان بودند. آن ها روحیه ی طغیان گرِ کرواک را می ستودند و همین روحیه را در فرهنگ خود تزریق کردند که نتیجه اش را هم پس داد.

دانشجویان انتظار داشتند روزانه یک یا دو عینک بفروشند. اما وقتی مجله ی جی کیو (مجله ای در زمینه مد، سبک زندگی و غیره که جامعه هدفش مردان است) آن ها را « نت فلیکسِ عینک » نامید، در کمتر از یک ماه به هدف خود برای سال اول دست یافتند و سرعت فروش شان به حدی افزایش پیدا کرد که مجبور شدند هزار مشتری را در فهرست انتظار نگه دارند. نُه ماه طول کشید تا موجودی کافی برای برآوردن این تقاضا را تامین کنند.

پنج سال را سریع جلو میزنیم و به سال ۲۰۱۵ می رسیم، سالی که مجله ی فست کمپانی فهرستی از نوآورترین شرکت های جهان را منتشر کرد. واربی پارکر نه فقط در جزئی از این فهرست، بلکه در صدر آن قرار داشت. سه صدر نشین قبلی، غول های خلاق حوزه ی تجارت یعنی گوگل، نایکی و اپل بودند که همگی بیش از پنجاه هزار کارمند داشتند. کسب و کار نوپای واربی پارکر، کودکی تازه وارد به بازی تجارت فقط پانصد کارمند داشت. طی پنج سال، این چهار دوست یکی از مدرن ترین برندهای دنیا را ساختند و بیش از یک میلیون عینک به افراد نیازمند اهدا کردند. درآمد سالانه ی این شرکت به ۱۰۰ میلیون دلار رسید و بیش از یک میلیارد دلار ارزش گذاری شد.

« آدم منطقی خودش را با دنیا سازگار می کند؛ آدم غیر منطقی بر سازگار کردن دنیا با خودش پافشاری می کند. پس همه ی پیشرفت ها وابسته به آدم های غیرمنطقی هستند». جورج برنارد شاو




این داستان بخشی از کتاب آفرینشگران نوشته آدام گرانت بوده است که اگر علاقه به مطالعه این کتاب را دارید می توانید از انتشارات آموخته آن را تهیه کنید . من خودم این کتاب را از همین نشر در نمایشگاه کتاب امسال به قیمت ۲۸۰۰۰ تومان خریداری کردم.

امیدوارم این مطلب مناسب تان بوده باشد.