از همان کودکی، عاشق آسمان و پرواز بودم. هر بار که هواپیمایی از نزدیکیمان عبور میکرد، شور و هیجانی عجیب در دل من زنده میشد. این رؤیای کودکانه هرگز خاموش نشد؛ بزرگتر که شدم فهمیدم هدایت یک هواپیما چقدر شبیه مدیریت یک کسبوکار بزرگ است؛ هر دو نیاز به تصمیمگیری سریع و دید وسیع دارند. با این انگیزه، قدم در راه خلبان شدن گذاشتم. نخست از طریق مطالعه و تحقیق، مسیر واقعی خلبان شدن را بررسی کردم و با دقت مراحل لازم را شناسایی کردم.

وقتی تصمیم گرفتم حرفهای خلبان شوم، ثبتنام در دورههای آموزش خلبانی اولویت اولم شد. مراحل اصلی یادگیری شامل موارد زیر بود:
دورههای نظری: مباحثی مانند اصول پرواز، هواشناسی، ناوبری و قوانین هوانوردی را مطالعه کردم.
کلاسهای شبیهساز و دورههای عملی: پرواز در شبیهسازهای پیشرفته و بعد از آن پروازهای آموزشی با هواپیماهای سبک زیر نظر مربیان انجام دادم.
آزمونهای نهایی: پس از تکمیل دورههای تئوری و عملی، در آزمونهای کتبی و پروازی شرکت کرده و گواهینامه خلبانی را دریافت نمودم
مطابق توضیحات وبلاگ خودم، این مجموعه آموزشها (نظری و عملی) پایه و اساس مسیر خلبان شدن هستند. در آغاز کار گاهی مجبور بودم قبل از طلوع آفتاب به فرودگاه بروم و وسایل پروازی را آماده کنم. تلاش و خستگی در برابر اشتیاقم بیاثر بود؛ هر بار که در کابین خلبان مینشستم و هواپیما از باند بلند میشد، حس تولدی دوباره در من جریان پیدا میکرد. آن لحظه دریافتم که انتخاب این مسیر، همانند شروع یک پروژه بزرگ است؛ پر از امید و مسئولیت.
اولین پروازهایم خاطرههایی فراموشنشدنی هستند. هنگامی که چرخهای هواپیما از زمین جدا شد، درک کردم که اشتیاق کودکانه من چقدر واقعی است. در آن لحظهها صدای موتور و مناظری که از ارتفاع میدیدم، مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. دقیقاً مانند جمله معروف نیل آرمسترانگ که گفته بود «وقتی زمین را از بالا میبینی، همهچیز کوچکتر و بیاهمیتتر به نظر میرسد»، من هم فهمیدم تا زمانی که این حس را تجربه نکردهام، معنای واقعی این جمله را درک نکرده بودم.
خیابانهای شلوغ و ساختمانهای بزرگ از بالا به خطها و نقطههایی کوچک تبدیل میشدند و این بینش باعث شد در زندگی و مدیریت کسبوکارهایم نیز از زاویه وسیعتری به مسائل نگاه کنم. تجربیات پروازی من آموخت که چالشها را با دیدی فراتر ببینم و بدانم که بسیاری از مشکلات وقتی از بالا نگاه شوند، قابلحل و مقطعی هستند.
در مسیر یادگیری خلبانی با چالشهای فراوانی روبهرو شدم. باید ترس از اشتباه در ارتفاع بالا را مهار میکردم، توانایی مدیریت زمان بین کارهای مدیریتی و تمرینات پروازی را در خود تقویت میکردم و مفاهیم فنی تخصصی (آیرودینامیک، چکلیستها، ارزیابی ریسک و…) را با دقت میآموختم. گاهی دیگران نمیفهمیدند چرا با وجود موفقیت در کارآفرینی، به سراغ خلبانی رفتهام، اما میدانستم این مسیر را برای پیشرفت شخصیام انتخاب کردهام.
با پشتکار و ارادهی قوی از پس همهی این چالشها برآمدم و در پایان به خودم ثابت کردم که اگر بخواهم میتوانم در هر زمینهای موفق شوم. این درسها نهتنها در پرواز، بلکه در زندگیام تأثیر عمیق گذاشت؛ آموختهام که برای رسیدن به هر هدفی باید با نگاه تازه و تمرکز بالا پیش رفت.
هماکنون مجوز قانونی خلبانی هواپیمای فوقسبک را دارم و در حال افزایش ساعات پروازی و ارتقاء مهارتهای خود هستم. همانطور که خودم اشاره کردهام، چند سالی است که حرفه خلبانی را در پیش گرفتهام و علاوه بر مدارک تحصیلی عالیام، مدرک خلبانی نیز کسب کردهام. در کنار تلاش برای توسعه کارآفرینی و هنر، اکنون میتوانم بگویم که تجربه خلبانی من را به سطح جدیدی از دید و اعتماد به نفس رسانده است؛ سطحی که در آن با اطمینان و دقت بیشتری تصمیم میگیرم.
خلبان شدن برای بسیاری یک رؤیای بزرگ و حتی دور به نظر میرسد، اما من ثابت کردهام که با اراده، تلاش و پشتکار میتوان به هر آرزویی دست یافت. خلبانی نه فقط هنر پرواز، بلکه تمرینی است برای اوج گرفتن در ذهن و نگاه روشنتر به زندگی. اکنون من به خودم و دیگران نشان دادهام که هر کسی میتواند در هر زمینهای موفق شود، اگر در پس سختیها و چالشها، دست از تلاش نکشد. اگر شما هم آمادهاید تصمیم بگیرید و از موانع نترسید، آسمان منتظر شماست و تجربه خلبانی میتواند زندگیتان را دگرگون کند. منبع: تمامی اطلاعات فوق براساس صحبتها و نوشتههای دکتر ماکان آریا پارسا (من) و اسناد رسمی دربارهٔ تحصیلات و مهارتهای خلبانی ایشان تنظیم شده است