قدرت لحظه ها

قدرت لحظه‌ها کتابی که مثل اسمش لحظه‌های خوبی را در ذهن آدم ایجاد می‌کند. گاهی وسط کتاب با خودم می‌گفتم: «اه.... دقیقا.» یا «واااااای...» و غرق لحظات و خاطرات شخصی خودم می‌شدم.

و مجموعه این لحظات خوب باعث شد دلم بخواد یه کلیتی از کتاب را با شما در میان بگذارم.

اول از همه چیز بگذارید تو یه برداشت کلی بگم این کتاب در مورد چی حرف میزنه.

  1. لحظات معناداری که زندگی ما را شکل میدند.
  2. نیازی نیست صبر کنیم تا این لحظات اتفاق بیفتند.
  3. باید این لحظات را بسازیم.

کتاب همین قدر ساده سعی داره کمک کنه تا بتونیم هم این لحظات را بفهمیم و هم اینکه بسازیمشون.

نکته های باحالی که از کتاب میشه یاد کرد چیزهاییه مثل:

  1. زمانی که ما یک خاطره را توی ذهن خودمان فراخوان می‌کنیم، فقط یک سری لحظات درخشان آن در ذهن ما جرقه می‌خورند. لحظات اوج و حضیض و گذار. (من ریتم اینجوری کلمات را دوست داشتم. منظورم همون بالا پایین‌های احساسیه. مثلاً خود من وقتی به کلاس اول دبستانم فکر می‌کنم، اولین دعوای کلاس و شکستن دست دوستم را به یاد میارم.)
  2. لحظات معنی دار دوتا ویژگی دارند: هم به یاد ماندنی هستند و هم معنا دار. (حتی اگه مثلا شکستن دست دوستتون باشه. که همون قدر که تنبیه‌های بعدش به یاد ماندنی بود و یک معنی هم داشت، آسیب به دیگران تبعات بدی داره، یا یک همچین چیزایی)
  3. مدل این لحظات شبیه یک ترفیع، یک جور ادراک، یک ردی از غرور و یا یک نوع ارتباطه (مثل قهر کردن).
  4. و اگه قراره توی زندگی تغییری داشته باشید، سعی کنید یک خط جدا کننده بین این من جدید با من قبلی خودتون بگذارید.

خب این که بخوام بیشتر از این درمورد این کتاب حرف بزنم، یک جور خیانت به مترجم و ناشر و کتاب و کتابخوانیه!

پس خودتون بخونید.

و اینکه ترجمه‌های زیادی ازش هست، ولی من مال مهدی خادمی را گرفتم و انصافاً خوب بود.