کتاب یا وبلاگ


کتاب یا وبلاگ
کتاب یا وبلاگ

به نظر شما کدام یک از این دو بهترند؟ کتاب‌‍‌ها یا وبلاگ‌ها؟ و یا شاید از نظر شما "خواندن خوندان است" و فرقی ندارد چگونه مطالعه می‌کنید؟

این سوال خیلی وقت است که ذهنم را درگیر خود کرده و برای جواب دادن هنوز هم کمی مرددم. با این حال دراین نوشتار دلایل شخصیم را با شما مرور می کنم.

پیش از پاسخ به سوال اول، فکر می کنم باید به این سوال مقدماتی جواب دهم که "متون چاپی یا الکترونیکی؟". مثل خیلی‌ از افراد من هم زمانی حس می کردم نیاز دارم کاغذ کتاب را لمس کنم، زیر کلماتش دست بکشم و صفحه بزنم تا بتونم با نویسنده همراه شوم. برای من هم زمانی کتاب چاپی شئ مقدسی بود که دوست نداشتم با اسکرین های سرد و خالی گوشی عوض کنم. ولی از طرفی هم زمانی به اینکه این مسئله ممکن است صرفا یک قفل ذهنی تحمیل شده باشد که "هر چیز الکترونیکی مشکل دارد و باید در مقابل تغیرات تکنولوژیک ایستاد"، شک کردم!

در نتیجه می‌توان گفت مسئله مدیوم نیست، دسته کم نه برای من! با بوک ریدر ها هم می‌توان کتاب خواند و تقریبا لذتی مشابه با کتابهای چاپی برد. حتی فایل‌های پی دی اف هم با اینکه برای چشم خسته کننده‌اند، زمانی که مسئله محتواست، کمتر آزار دهنده‌ می‌شوند.

بعلاوه از ابتدا با خواندن وبلاگها مشکلی نداشتم و خب در شش ماه اخیر هم بیشتر درگیر وبلاگ‌ها شده‌ام و صادقانه با نوشته های خوب، دقیق و خلاصه‌ای هم روبرو شده‌ام که انحصار کتاب را برایم کم کرد و فهمیدم پس اسکرین هم نوشته ها با معناند و دانش جریان دارد.

اما حالا برمیگردم سر مسئله‌ای که ابتدا مطرح کردم، اینکه کتاب یا وبلاک؟ خب جواب من خیلی کوتاه کتاب است! من هنوز هم از زمانیکه برای کتاب صرف می کنم لذت می‌برم و مطالب وبلاگ‌ها برایم به قدر کافی راضی کننده نیست. زمانیکه این مسئله را با یکی از دوستانم مطرح کردم، خیلی ساده‌ گفت: خب "خواندن، خواندن است!" چه فرقی می کند؟

در لحظه اول با خودم فکر کردم که خب مسلم است که فرق دارد. هر کسی میتواند وبلاگ داشته باشه و هرچه که می خواهد را بنویسد! اما کتاب...؟ً! کتاب؟ کتاب چی؟ آیا میتوانستم بگویم کتاب‌ها بی نقصند؟ خیر! کتاب‌ها هم همه عالی نیستند، یعنی بهتراست بگویم کتاب‌های بد زیادی وجود دارند و هر کتابی ارزش خواندن ندارد. در مقابل هم وبلاگ های خوب زیادی وجود دارد که مطالب قابل استنادی هم ارائه می‌کنند. پس واقعا "خواندن، خواندن است!" و این خواننده است که وظیفه دارد محتوای درست را پیدا کند و نباید منفعل عمل کند. خواننده تنبل حتما با مطالب سطح پایینی هم روبرو می‌شود.

ولی با این حال مطالب بالا دلیل لذت نبردنم را توجیه نمی کرد. من در وب ساعت های زیادی را برای مطالعه وقت صرف کرده ام،روزهای زیادی بوده که چیزی نزدیک 4 ساعت مطالعه کرده‌ام، اما باز هم این حس با حس خوب کتاب خواندن فاصله زیادی داشته است. بگذارید چرایی اینکه چرا هنوز خواندن کتاب‌ را لذت بخش‌تر از وبلاگ می‌دانم را مطرح کنم:

  • اولین دلیل بی شک پارازیت های زیاد فضای مجازی‌ست که تمرکز کردن را سخت تر می‌کند. هرچند می‌شود با راه‌کارهایی این پارازیت‌ها را کنترل کرد، اما حقیقتا سخت است.
  • دومین دلیل حس دستیابی(achievement)است که کتاب به انسان میدهد. شخصا میتوانم بگویم چند کتاب خوانده‌ام، اما در مورد وبلاگ و دستاوردهایم نمی‌توانم صحبت کنم... شاید بتوان زمان‌ تقریبی‌ که صرف وبلاگ شده را تخمین زد و شاید باشند کسانی که تعداد پستهایی را که خوانده‌اند را بدانند، اما همچنان حس دستیابی در فضای وب گنگ تر است.
  • سومین دلیل هم سبک نوشتار است. بلاگ ها شامل مطالب ژورنالیستی‌ هستند. بهتر است اینطوری بگویم که مقاله‌های وبلاگی عصاره هایی هستند که خیلی موجز و کوتاه مطالب را ارائه می کنند. حتی گاهی اهمیت حجم(تعداد کلمه) با محتوا رقابت کند و با اینکه زودخوان‌تر هستند اما در عین حال میزان درگیری با مطلب در آنها کمتر است. در حالیکه در مقابل گاهی حتی مقدمه یک کتاب از نظر حجم چندین برابر کل یک مقاله با موضوع مشابه در یک وبلاگ است. باید بگویم کتابها قصه‌گو و راوی‌هایی هستند که فرد را با مطلب درگیر می کنند، شواهد و دلایل و مسائل را مطرح می کنند و برای آماده سازی ذهن شما عجله‌ای ندارند، زمان شما را میگیرند و ذهن را تصاحب می کنند و به ازاء زمان و توجهی که گرفته‌اند، لذت بیشتری را نیز تزریق می کنند، هرچند از حرافی هم فاصله می گیرنذ.

در انتها، با همه این دلایل و صحبت‌ها با اینکه شخصا اذعان کردم کتاب ها را لذت بخش‌تر می‌دانم و برای درگیر شدن با آن‌ها دلایل بهتری دارم، اما نمی‌توانم خوبی و روان بودن نوشته های داخل وبلاگ‌ها را نفی کنم. وبلا‌گ‌ها در حوزه های متنوعی اطلاعات موجز و کوتاهی ارائه می‌دهند که در زندگی شخصی‌ام کمک کننده بوده و یا فقط مطلبی ارائه شده که دقایق کوتاهی ذهنم را از مسائل شخصی دور کرده و اجازه داده با دیدگاه‌های جدیدی آشنا شوم.

در کل باید بگویم، اینکه من کتاب را انتخاب می کنم انتخاب شخصی من است. مهمترین مسئله مطالعه است و به قول دوستم:

" خواندن، خواندن است!"