ویرگول
ورودثبت نام
محبوبه کهن زاد
محبوبه کهن زادنوشتن شیرین‌ترین اتفاق روزانه من است.
محبوبه کهن زاد
محبوبه کهن زاد
خواندن ۴ دقیقه·۱۸ ساعت پیش

ملغمه‌ای به نام «زن و بچه» | وقتی دغدغه‌های اجتماعی جای داستان را می‌گیرند

خطر لو رفتن داستان

سعید روستایی در تمام آثارش نشان داده که علاقه دارد از دل یک خانواده، تصویری از جامعه ارائه دهد. خانواده در سینمای او همیشه یک واحد کوچک اجتماعی است که بحران‌های بزرگ‌تر جامعه در آن بازتاب پیدا می‌کنند. «زن و بچه» نیز با همین ادعا آغاز می‌شود. فیلمی که می‌خواهد درباره دغدغه‌های یک مادر مجرد، بلوغ و نوجوانی، سیستم آموزشی، فساد در سیستم درمانی، قوانین زن ستیزانه، سنت، انتقام و ... حرف بزند. اما درست همین گستره، به بزرگ‌ترین ضعف فیلم تبدیل می‌شود.

«زن و بچه» بیش از آنکه یک فیلم باشد، مجموعه‌ای از ایده‌های اجتماعی است که به زور در یک روایت واحد کنار هم قرار گرفته‌اند. مشکل اصلی فیلم کمبود ایده نیست، بلکه ناتوانی در انتخاب و تمرکز است. هر بار که مخاطب تصور می‌کند فیلم قرار است روی یک مسئله بایستد و عمیق شود، موضوع‌ تازه از راه می‌رسد و داستان سطحی دیگری را به نمایش می‌گذارد. درام زمانی شکل می‌گیرد که رخدادها از دل یکدیگر متولد شوند، اما در اینجا اتفاقات بیشتر شبیه فهرستی از دغدغه‌ها پیش می‌روند تا زنجیره‌ای از علت و معلول.

فیلم با مشکلات نوجوانی، ماجرای قمار او در مدرسه، رفتارهای پرخاشگرانه او و عشق نوجوانی او شروع می‌شود. موضوعاتی که ظرفیت بالایی برای پرداخت دارند.

در این میان فساد اخلاقی و بحران درمان هم در میانه عاشقانه حمید و مهناز رخ می‌نماید. خوابیدن بیماران در آمبولانس، تبانی میان آمبولانس و بیمارستان و چرخه فساد اقتصادی وارد می‌شود. حالا مراسم خواستگاری و نگاه سنتی به ازدواج دوم زن و خط تازه عشق حمید به خواهر مهناز نیز اضافه می‌شود؛ رابطه‌ای سطحی و بی‌منطق که نه از دل شخصیت‌پردازی می‌آید و نه از دل موقعیت، و در نهایت پیوند دو خواهر را به شکلی مصرفی و تهی نشان می‌دهد.

فیلم «زن و بچه»
فیلم «زن و بچه»

مرگ علی‌یار قرار است نقطه عطف اصلی فیلم باشد، اما پس از این حادثه، روایت به جای متمرکزتر شدن، پراکنده‌تر می‌شود. شکایت مادر از مدرسه، پرونده قضایی، مسئله ولی‌دم بودن پدر بزرگ، دعوای حضانت دختر کوچک‌تر و ...، همگی یکی پس از دیگری وارد داستان می‌شوند. هر یک از موضوعاتی که در ظرفیت خود به آنها پرداخته شده و نه حذف‌شان چیزی از داستان کم می‌کند.

در این میان حمید و خواهر مهناز رابطه خود را علنی می‌کنند و زخم دیگری بر پیکر داستان وارد می‌شود. داستانی که نه حقیقت آن کشف می‌شود و فقط گره‌ دیگری در مسیر داستان زده می‌شود.

فیلم زن و بچه
فیلم زن و بچه

در انتها به جای جمع‌بندی معنادار یا تحول حقیقی شخصیت مهناز، یک نوزاد با ورود خود همه گره‌ها را می‌گشاید.

در این داستان شخصیت‌ها هم قربانی این شلوغی می‌شوند. آنها کمتر شبیه انسان‌هایی با هویت مستقل هستند و بیشتر به ابزارهایی برای انتقال ایده‌ها شباهت دارند. شخصیت‌ها زندگی نمی‌کنند؛ آنها وظیفه دارند موضوع بعدی فیلم را معرفی کنند. در نتیجه، فیلم بیش از آنکه شخصیت‌محور باشد، مسئله‌محور می‌شود. تفاوت این دو بسیار است: در آثار موفق سینمای اجتماعی، مسئله از دل شخصیت متولد می‌شود؛ اما در «زن و بچه»، شخصیت‌ها مسئله را نمایش می‌دهند. همین امر باعث می‌شود حتی احساسات هم واقعی به نظر نرسند، چون پیش از آنکه شکل بگیرند، به خدمت ایده‌ای دیگر درمی‌آیند.

با این حال، انصاف نیست اگر از نقاط قوت فیلم چشم‌پوشی کنیم. روستایی همچنان تسلط قابل توجهی بر اجرای صحنه‌ها دارد. قاب‌بندی‌های بسته، کلوزآپ‌های متعدد و استفاده از دوربین متحرک، احساس خفگی، آشفتگی و فشار روانی شخصیت‌ها را به‌خوبی منتقل می‌کنند. دوربین اغلب فاصله خود را با شخصیت‌ها حفظ نمی‌کند و مخاطب را در دل التهاب آنها قرار می‌دهد. این زبان بصری، در کنار هدایت مناسب بازیگران، باعث شده فیلم در سطح اجرا همچنان استاندارد بالایی داشته باشد؛ هرچند این کیفیت بصری نمی‌تواند ضعف معماری فیلمنامه را جبران کند.

«زن و بچه» بیش از هر چیز گرفتار میل به دغدغه‌مند دیده شدن است. فیلم اصرار دارد تمام آسیب‌های اجتماعی را در خود جای دهد. از ضعف نظام آموزشی و درمان گرفته تا دستگاه قضایی، سنت‌ها.

اما دغدغه‌مندی، صرفاً با انباشتن بحران‌ها خلق نمی‌شود. سینما زمانی اثرگذار است که مسائل را در تار و پود خود قرار دهد و مخاطب را به درک‌تازه‌ای از مسئله برساند. نه آنکه مانند تیترهای یک روزنامه، یکی پس از دیگری مقابل مخاطب قرار بگیرند.

باید بگویم «زن و بچه» فیلمی است که بیش از آنکه از فقر داستان رنج ببرد، از فقر تمرکز رنج می‌برد. ما با روایتی از خرده‌داستان‌های متعدد روبروییم، بی‌آنکه از ماهیت آنها، فهمی پیدا کنیم.

سعید روستایی
۶
۰
محبوبه کهن زاد
محبوبه کهن زاد
نوشتن شیرین‌ترین اتفاق روزانه من است.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید