زمستان

نمی دانم

نمی دانم

شاید من اشتباه می کنم

شاید این ها همه

یک خواب طولانی ست

این زمستان

همان قبلی ست

همان که سخت سوزان بود

نفس چون ز گرمگاه سینه می آمد برون

ابری تاریک می گشت

همانکه اخوان ثالث سرودش

زمین سرد و سقف آسمان کوتاه

درختان خشک ، کبوترها به دنبال یک لقمه نان