
بالاخره فیلم لولیتا رو دیدم. چه همه مدت بود که میخواستم کتابش رو بخرم-نسخه بدون سانسور چاپ کابل- ولی خب نگرفتم. فیلمش هم آخر با معرفی نسخه ی ساخته شده ش توسط استنلی کوبریک توسط یکی از کاربرای ویرگول پا شدم رفتم دانلود کردم و دیدم. البته نسخه ی بازسازی جدیدش هم گرفتم. فرقی نداشتن با هم. داستان در مورد یک استاد دانشگاه هست که میره یک اتاق از یک خانوم بیوه که دختری به نام لولیتا داره اجاره کنه. زنه که از استاده خوشش میاد. لولیتا هم که هی لوندی میکنه و به استاده گرا میده. خلاصه مرده با مامان لولیتا ازدواج میکنه تا بتونه لولیتا رو بیشتر ببینه.
بعد اینکه فیلم رو تموم کردم. که خیلی چیز خاصی هم نداشت. یاد پیرپسر افتادم. با خودش گفتم این بدتر بود یا پیر پسر؟ دیدم پیر پسر به غایت بدتر بود. حالا این مرده پدوفیلی داشت درست. ولی خب شخصیت یارو تو پیرپسر مجموعه ای از فسادهای متنوع بود. هم مشروب خور بود هم معتاد بود هم دختر باز بود و هم بقیه ش رو نمیگم چیا بود که فیلم لوس نشه براتون. این بنده خدا تو لولیتا مبتلا به پدوفیلی بود فقط.
خب دیگه چی بگم براتون. حسابی کیف میکنین هر روز پست نمیزارم براتون. J من که کیف نمیکنم. دلم براتون تنگ میشه. بچه هام تو تلگرام کانال زدن. اونجا باشون میحرفم. شاید در حضور کمترم اینجا بی تاثیر نباشه.
پی نوشت 1: صلوات رو اول بنویسم پی نوشتم بیاد یکم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پی نوشت 2: پول دستم میاد سریع یا تو نرم افراز میلی به طلا تبدیلش میکنم یا تو صرافی دلار میخرم. هر روز دلار داره هزار تومن گرونتر میشه. واقعا پشکل ماچه الاغ رو مشوندن در مسند چه بسا مردم خودشون بهتر میچرخوندن کشور رو. نمیخوام نفی کنم کسی رو. بالاخره بنده خدا عزبه. سنش زیاده. کار سنگینه. بجا اینکه بشینه تو خونه قران نهج البلاغه ش رو بخونه. خودشو زده به دل دریا. از رفقای دسته گلشم نگم براتون که یکی از یکی بهتر و درخشان تر.
پی نوشت 3: هیچ وقت از آدم بی جنبه و دوقطبی چیزی نخواین. ازینایی که یهو عاشقتم عاشقتم میگن. یهو سرتاپاتو قهوه ای میکنن. ادمای مفیدی از توشون درمیاد ولی خب اگر تو دریا میریختنشون هم بد نبود. هااار هااار هااار ..
پی نوشت 4: زندگی دیگه به درد نمیخوره. به درک. اینا جمله های معروف مهران مدیریه. سریال جدیدش رو دیدم راستی. شیش ماهه. خیلی باحاله. ولی خب به شاهکارای مهران مدیری نمیرسه. البته هنوز اولشه. کم کم به دل میشینه. از اول کار قرار نیست که معجزه بشه. ولی کارکترا کم کم دارن به دل میشینن. این مشاور تجربیه که خیلی باحاله. میگه من مخزن اسرارتم با من درد دل کن بعد به همه میگه لعنتی. معرکه ست.
پی نوشت 5: حالا اون جمله های مهران مدیری رو گفتم اصلا در مورد سریالش نمیخواستم بگم. یهو خودش اومد وسط. میخواستم بگم که چرا دنیا دیگه به درد نمیخوره؟ اگر گفتین؟ واسه اینکه تو ماه آبان 6 بار رفتم کافی شاپ این ماه یک بار. البته جاش قشنگ و باحال بود. خوش گذشت. ولی کلا من عاشق کافه کردی و رستوران گردیم. ولی امان از شلوغ شدن سر آدم. موهامم باید چند روز پیش کوتاه می کردم ولی وقت نکردم. اعصابم نا متوازنه.
پی نوشت 6: خب خب خب .. اتو ابزام که برنده هاش رو اعلام کرد و مام طبق معمول چیزی نبردیم. من اولین جایزه ی خوبم رو از دختر مهتاب واسه داوری مسابقه ای که راه انداخته بود گرفتم. دمش گرم. دومیش رو از خمول. اونم برای داوری. خلاصه نویسنده ی همچین جایزه ببری نیستم.
پی نوشت 7: داشتم مدارک پرسنلی همکارا رو میدیدم. یهو یکی رو دیدم ، یه خانومی بود. اسمش خیلی قشنگ بود ولی فامیلش دیو خرس الهی بود. البته قطعا تغییراتی کمی در فامیل دادم تا کسی نیاد بگه چرا از فامیل من سو استفاده کردی. بابا سو استفاده کجا بود. فامیلتان جالب بود به چشممان آمد.
پی نوشت 8: یکی از بچه ها گفت که بریم فلان باشگاه صخره نوردی. یه پسره هست این سایکل توریسته همه ش تو سفره با دوچرخه. اون اومده از خاطرات سفرهاش میخواد بگه. رفتیم و جا کم بود و خیلی ها ایستاده بودن البته خداروشکر من نشسته بودم. همه کوهنورد و اینطور چیزا مام مستمع آزاد. ازش پرسیدم که یکی از معجزه هایی که تو این سفرهات دیدی رو بگو. یکم فکر کرد گفت همینکه زنده ام معجزه س. فکر کنین سفر با دوچرخه توی کشور غریب. تو برف. تو کوه. با پول کم. خیلی ادم عجیبی بود. اسمش محمد تاجران بود. سایت هم داره. اینستاگرامشم میتونین فالو کنین.
یه جا میگفت من عروسک که داشتم همرام بچه ها میدیدن میگفتن بده به ما منم میدادم. رفتم یه عروسک زشت پیدا کردم هم دیدمش گفتم اسمش کاظمه. بعد اونو با خودم میبرم و رفیق تنهاییامه. بعد گفتم این تنهایه خب. یه روز یک عروسک له شده وسط خیابون پیدا کردم و گفتم این میتونه یار کاظم باشه اسمشو گذاشتم فریده. رفتم تعمیرش کردم و تو استوری هام ازینا عکس میزارم که به یه افقی خیره شدن. خیلی دیدار جالبی بود ..
پی نوشت 9: فیلم درخت گلابی ، نوشته ی گلی ترقی ، کارگردانی داریوش مهرجویی رو هم دیدم. گلشیفته فراهانی بازی میکنه توش. مثلا تو این فیلم 12 سالشه.
۰۷ دی ۱۴۰۴
سولی عجب بازیگریه. اعجوبه ست واقعا.