
یک زمانی چقدر فیلم های اسکورسیزی را زیاد میدیدم. یک کارگردان مشتی و فوق العاده با کارنامه ای درخشان. کارگردانی که آکادمی اسکار باهاش مشکل داشت و بعد از کلی فیلم های فاخر که حقش را خوردند و بهش اسکار ندادند. بالاخره برای فیلم departed که آن را هم دیدم و خیلی روایت داستان جالب بود بهش اسکار دادند.
فیلم خیلی جالب شروع شد. فیلم بر اساس واقعیت بود. یک فیلم مافیایی و جالب با بازیگران درجه یک. فیلمی در مورد ظلم سفید پوستان به سرخ پوستان ولی اینبار داستان کمی فرق می کرد. مردم قبیله ی اوسیج در زمین هایشان نفت پیدا کرده بودند و شرکت های نفتی با این ها قرارداد بسته بودند و این ها پولدار شده بودند. ماشین دار شده بودند. و صاحب رفاه و خب این پول و نفت سفید ها را برای کار و بهره مند شدن از فرصت به سمت سرخ پوستان جذب کرده بود. برخی شده بودند خدمتکار این سرخ پوستان. برخی راننده ی ماشین هایشان. و خب برخی هم می آمدند و با این ها ازدواج میکردند تا از ارث بهره مند شده و چیزی از آن ثروت بهشان برسد.
فیلم را خیلی دوست داشتم. البته زمان فیلم خیلی طولانی ست. سه ساعت و نیم. ولی واقعا جزو فیلم های داستان دار و خوش ساخت با بازی های درخشان بود. دی کاپریو و دنیرو که از بازیگران مورد علاقه ی اسکورسیزی هستند هر دو در فیلم بازی می کردند. دنیرو در نقش عموی دی کاپریو ، به نوعی کلانتر محل و یک ماسون رتبه ی 32. برخی صحنه های فیلم یک حرکت های دوربین عجیبی داشت که آدم بد کیف میکرد و میگفت فقط از اسکورسیزی همچین صحنه هایی بر می آید. توی برندگان اسکار هم نگاه کردم دیدم خیلی به فیلم اسکورسیزی چیزی نرسیده. بیشترش را اپنهایمر گرفته بود .. ولی خب آکادمی اسکار سیاسی ست دیگر و خیلی رویش نباید حساب کرد.
نمره ی من به فیلم : 8.5 از 10
پی نوشت 1: فیلم بعدی که می خواهم ببینم احتمالا آرماگدون است.
پی نوشت 2: قرص خوابم را عوض کردم. از لورازپام 1 رفتم روی ملاتونین که هورمون خواب است. ولی خب همین چند روزی که این قرص را خوردم چنان بدخواب و کم خواب شدم که اصلا حالم گرفته شد. بهم نساخت به قولی. به همین دلیل نیت کردم که برگردم به همون لورازپام.
پی نوشت 3: احتمالا بخوام برم کربلا. الان که دارم این پست رو مینویسم نیتش را کردم و فردا احتمالا داداشم بلیط مشهد نجف را بگیرد. و خب وقتی که برگشتم. یک سفرنامه ی کربلا هم برایتان مینویسم.
پی نوشت 4: با تشکر از دوستانی که سفرنامه ی خرسی و بتمنی را خواندند و هی غر نزدند که چقدر طولانی ست. البته اکثرا غر زدند. ولی خب حق داشتند. خیلی طولانی بود. حالا نمیدانم سفرنامه کربلا چقدر میشود.
پی نوشت 5: هر جا می آیم سرمایه گزاری میکنم سقوط میکند. طلا میخرم افت ناگهانی و وحشتناک پیدا میکند. بیت کوین خریدم همینطور. ولی هم میفروشم رشد آنچنانی میکند. کلا درین زمینه ها استعدادی ندارم .. نخواستم بگویم ** شانسم.
پی نوشت 6: و هوای مست کننده ی بهار. یعنی آدم می میرد از خوابالودگی و مست عطر بهار شدن. شما چطور؟
پی نوشت 7: خیلی نوشتن جملات انگیزشی خوبه. توی جملات انگیزشیم کلی خداروشکر کردم و سفرهایی که دوست دارم رو نوشتم. و خب اگر صلاح ادم باشه پیش میاد. تهران رفتن جزو جملات انگیزشیم بود. کربلا هم همینطور. حالا ببینم رشت و ماسال و ماسوله هم جور میشود؟ یزد هم جور میشود؟ استانبول هم جور میشود؟
پی نوشت 8: یک سری فیلم هام رو ریختم روی گوشیم تا هر وقت ، فرصت کردم ببینمشان. همین دو روز پیش از روی گوشی ریخته بودمشان روی کامپیوتر. یک تنه پت و متی ام برای خودم .
پی نوشت 9: تا خانوم پریسا اسدی نیامدند یادآوری کنند. یک صلوات بفرستید.
پی نوشت 10: تاه ده نشه بازی نشه. حالا اگر کربلا بروم به دلم شده که خیلی خوش میگذرد. دست امام رضا هم درین قضیه میبینم. چه بسا که دهه ی کرامت است و من درین بازه میخواهم بروم کربلا و البته قطعا نائب الزیاره همه ی دوستان ویرگولی خوبم هستم و سلام آقا جانم را هم میرسانم به امام حسین عزیزم. و خب همه اش را نذر فرج میکنم. قطعا اولین دعایم زیر قبه اللهم عجل لولیک الفرج است. ولی نمیتوانم قول بدهم تنها دعایم باشد. آخر می گویند زیر قبه ی حرم امام حسین علیه السلام اگر دعا کنی سه تایش برآورده میشود. بعضی دعاهایم برآورده شده و میدانم که میشود. ولی حالا ببینیم چه میشود و چه پیش می آید. در مورد این دعای زیر قبه هم فکر کنم توی دعای ناحیه ی مقدسه که از جانب امام زمان است اشاره ای شده. باشد که عاقبت بخیر شویم.
پی نوشت 11: دوستان عزیز. اگر توی این متن غلط املایی یا ایراد نگارشی وجود داشت به بزرگی خودتون ببخشید.