#نامه_ی_من_به_آقای_تاریکی

سلام جناب تاریکی. حالتان خوب است؟ در کامنتی جویای احوالم شده بودید گفتم در پستی اختصاصی جواب بدهم. حال چرا گفتم آقای تاریکی؟ نمی دانم شاید طبق عرف عمل کرده باشم. آخر مرسوم است که چیزهای بد و تیره مرد باشند و کارکترهای خوب خانوم. شما خودتان بهتر می دانید . آقا سگه ، آقا گرگه ، آقا دزده. از آن طرف هم خورشید خانوم ، اسم گل ها هم که اسم خانوم هاست و خلاصه در ضمیر ناخودآگاه ما اینطوری باب شده که تاریکی مرد است و روشنایی خانوم است. حالا شما خانوم تاریکی هستید یا آقای تاریکی؟

البته خود آقایان هم خوششان می آید که اسم های ترسناک و مجهول انتخاب کنند. مثلا توی همین خوانندگان رپ مان آن یکی حسین ابلیس است ، این یکی سروش هیچ کس. کامران معذل. حسین تهی. جعفر حیران و قس علی هذا. البته یکی دو تا ازین اسم ها را هم خودم ساختم. ولی شبیه به همینطور اسم ها دارند. این وسط یاس اسمش گوگولی ست یکم که خب فضای شعریش هم فاز گنگستری ندارد و حرف های درست حسابی می زند. بگذریم. حال شما چطور است؟ چه خبرها؟ من هم خوبم. کمی تنبل شده ام برای نوشتن. یک مدت پرکوب نوشتم و حال خلاصه بگویم به حالت خلصه درآمده ام خلاص. چه خوب گفته اند رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود نه گهی تند و گهی خسته رود. و من از آن قماش ادم های جوگیرم که بعضی وقت ها جو می گیرتم و چنان تند می روم که گرد پای کسی هم بهم نرسد مثل جناب میگ میگ. گاهی هم به خواب زمستانی رفته و حتی با وجود داشتن وقت خالی دست و دلم به نوشتن نمی رود.

راستش هر روز چیزکی برای خودم می نویسم. ولی خب جنبه ی انتشار و عمومی ندارد. هدف برای خودم گذاشته بودم روزانه یک ساعت وقت بگذارم برای نوشتن. ولی خب هنوز عملی نشده و کمر همت نبسته ام. در حال حاضر دارم کتاب ویولن زن روی پل را می خوانم و صد سال تنهایی را. کتاب ویولن زن خوش خوان تر است و آن را تند تر می خوانم. اما صد سال تنهایی با وجود توصیفات و صحنه پردازی های درخشان ، نفس آدم را می گیرد و به علت شخصیت های فراوان و گنگ بودن داستان چندان رغبتی به خواندنش ندارم. البته صد سال تنهایی به نظرم از آن دست رمان هاست که چند بار باید بخوانیش تا دستت بیاید که چه بود. ولی خب همان یک بار خواندنش هم کار آسانی نیست. نصف مردهای داستان اسمشان آرکادیو بوئندیا چیچائوس است و داستان همش فلش بک می خورد به گذشته و باز می گردد به حال و آینده. خلاصه دیوانه می کند آدم را .. ولی خب شاهکار است و آقای محترم نویسنده اش به خاطر همین کتاب نوبل ادبیات گرفته. پس من هم دارم سعی می کنم ازش لذت ببرم و تمامش کنم. ولی به شما پیشنهادش نمی کنم. ببخشید طولانی شد...

ارادتمند شما: مهدار

یک.دو.یک