#نامه ی من به کیبوردم

نامه ی من به کیبورد کبره بسته ی عزیزم که حسابی استخوان ترکانده و جان از کلیدهایش دارد در می رود:

عزیزم ، صفحه کلید جانم. دوستت دارم. تو حسابی نرم و خودش دستی و زیر انگشتانم که می آیی و با تو کلمات را به نگارش در می آورم. حسابی کیف می کنم و بهت افتخار میکنم. خیلی وقت است با همیم و هیچ وقت دلم را نزده ای. هزاران کلمه را تا بحال با هم نوشته ایم. داستان ها گفته ایم. شعرها سروده ایم. کُپی پِیست ها نموده ایم. همیشه ازت راضی بوده ام و امیدوارم تو هم از من راضی بوده باشی. می دانم زده ام دو سه قسمت از بدنت را ناکار کرده ام. ولی قسمت همین بوده عزیز نازنینم. کهولت سن بر روی همه تاثیر می گذارد. مگر من همه جایم سالم مانده. خوب است من هم بیایم و تقصیر را گردن تو بیاندازم؟ الان انگشت های من درد می کند. تقصیر چه کسی جز تو می تواند باشد؟ مگر غیر ازین است که در اثر تایپ زیاد با تو دچار این عارضه شده ام؟ خوبت شد؟ ولی غصه نخور. من آدم بخشنده ای هستم ، می بخشمت. تو هم مرا حلال کن.

عزیزم چند وقتی است به فکر این افتاده ام که بروم و تجدید فراش کنم. یعنی تو را بگزارم کنار و صفحه کلیدی جدید برای خودم بخرم. ولی دلم نمی آید. یعنی راستش قیمت ها هم رفته بالا و هنوز مستطیع نشده ام برای هوو آوردن سرت. اما اگر هم آوردم زیاد ناراحت نشو. بالاخره بعد از این همه زحمات و خدمت رسانی قطعا ازت تقدیر می کنم و برای رضای خدا هم که شده می شویمت تا تمیز شوی. آخر یازده سال حمام نکردن و همینطور کثیف و چرک آلود بودن خیلی سخت است. درکت می کنم. اما اگر می شستمت هم جانت را از دست می دادی و خراب می شدی. برای همین گذاشته ام آخر کاری. یک خداحافظی تمیز با هم داشته باشیم. به قول شهاب حسینی در فیلم درباره ی الی "یک پایان تمیز بهتر از یک تمیزی بی پایانه."

حالا این را نگفتم که از الان قهر کنی و به تریژ قبایت بر بخورد. هنوز با همیم و تا من بیایم و تصمیمم را عملی کنم چند سالی ممکن است به طول انجامد. ولی این را گفتم که حواست را جمع کنی و سعی کنی رو فرم باشی و دکمه های دیگرت خراب نشوند ازین به بعد که این تو بمیری دیگر از آن تو بمیری ها نیست. مرگ یک بار شیون هم یک بار. قبول ؟

امضا : سید

نوزده.یک.یک