40-زخم کاری

در نوشته ای که در مورد جناب فراستی نوشته بودم به بحث هم رنگ جماعت شدن اشاره ای کرده بودم. می خواستم بگویم هم رنگ جماعت شدن درست است کاری اشتباه است اما آدم دیگر فحش و ناسزا و عدم مقبولیت توسط جمع و غیره و غیره نصیبش نمی شود. سر همین سریال زخم کاری ، هم کارم گفت بیا و برو این سریال را ببین که فلان است و بیسار. خیلی خوب است و کلی کسانی که دیده اندش نمره ی بالا بهش داده اند. نبینی نصف عمرت بر فناست. من هم مقاومت نکرده و رفتم چهار پنج قسمت اولش را نگاه کردم.

هم کارم پرسید؟ دیدیش؟ گفتم آره چند قسمتی را دیدم. گفت خب چند می دهی بهش؟ گفتم راستش از ده بهش هفت می دهم. این همکار من هم چنان بر افروخته شد و با توجه به سابقه ی بحث های دیگری که با هم کرده بودیم میگفت : ها ... تو هم که هر چه می شود یک حرف مخالف بقیه می خواهی بزنی. همه بگویند ماست سفید است تو می گویی ماست سیاه است. حالا منو میگی با خودم می گفتم تازه همین هفت را هم بخاطر شما دادم وگرنه پنج بیشتر نیست. خلاصه باز کلی بحث کردیم و گفتم هر فیلم و سریالی سلیقه ایست. به نظر من اینطوری بود. حالا شما میخواهید بالا بدهید من که نمی تونم بیایم یقه تان را بگیرم که چرا نمره ی بالا دادید.

بعد که فیلم تمام شد هم رفتم و گفتم ، تا آخرش که دیدم هفتم را به چهار تغییر می دهم. و فقط بازی جواد عزتی درین فیلم خوب و درخشان بود. بقیه ش هم متوسط رو به پایین بود. از کارگردانش انتظار نداشتم فیلم به این ضعیفی بسازد.