7-مثبت نگری

اول از همه این روحیه مثبت نگری را از پدرم یاد گرفته ام. یعنی پدر از آن دسته آدم هاست که همیشه نیمه ی پر لیوان را می بیند. وقتی می رود خرید قیمت چیزهایی را که می خواهند نمی پرسد و وقتی مادرم می گوید چقدر شد؟ پدرم می گویند که شما به من لیست خرید دادید و من خریدم دیگر. کار ندارم دیگر چقدر شد و فلان چیز چقدر گران شده و این حرف ها. و خب این اخلاق خیلی خوب است. اینکه گرانی و ناراحتی را به ما هیچ وقت منتقل نکرده اند و از گرانی ها قر نزده اند خیلی باعث آرامش روان ما شده.

اما بعد از پدرم بعضی ازین سخنرانان انگیزشی بودند که به مثبت نگری من کمک کردند. یا چندین جمله ی خوب که از کسی شنیده ام سر لوحه ی زندگی ام شده. مثلا یک بار کسی بهم گفت اگر اتفاقی برایت افتاد زیاد غصه نخور. اگر کاری از دستت برمیامد انجام بده اگر هم نه بسپر به کسی که کاری از دستش بر می آید. خب همین جمله خیلی وقت ها تکلیفم را مشخص می کند. الان درین شرایط اقتصادی و این مشکلات خب قطعا من با منفی بافی و ناراحتی و غصه ی بی خودی خوردن فقط به خودم آسیب زده ام و هیچ تغییر مثبتی در زندگی ام پیش نمی آید. پس به جای منفی نگری سعی می کنم به آینده امید داشته باشم. با خودم می گویم خدای من از مشکلات من بزرگ تر است و هر وقت به چیزی نیاز داشتم زندگی ام لبریز شده از پول و نمانده ام خداروشکر.

پس این مثبت نگری چند فایده دارد. 1- آرامش خود آدمی 2- سلامتی روح و روان 3-جذب انرژی های مثبت و چیزهای خوب . البته خیلی فواید دارد. ولی همین هایش به ذهنم رسیده فعلا.

#سید_مهدار_بنی_هاشمی

20بهمن1400