ویرگول
ورودثبت نام
سید مهدار بنی هاشمی
سید مهدار بنی هاشمینویسنده ی رمان یک عاشقانه سریع و آتشین- و رمان پدر عشق بسوزد - شاعر مجموعه: قشنگترین منحنی سرخ دنیا
سید مهدار بنی هاشمی
سید مهدار بنی هاشمی
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

معرفی فیلم "خارش هفت ساله"-اثری از بیلیی وایلدر

وای که چقدر این فیلم رو دوست داشتم. کارگردان ازون کارگردانای معرکه ست. مارلین مونرو بازی میکنه تو فیلم. فیلمنامه محشره و من خیلی کیف کردم از دیدنش. اول فیلم اینطور شروع میشه که از 500 سال پیش مردم منهتن یا نمیدونم کجا. آخه فیلم رو قدیم دیدم و الان دارم معرفی میکنم دقیق یادم نیست. حالا هرجایی مهم نیست خیلی. مردم فلان شهر تابستون که میشه زناشون رو میفرستن به ییلاقات و خودشون میچسبن به کار و شکار. حالا شکارشون چیه؟ کار خلاف منظورش بود.

خلاصه نقش اصلی ما زن و بچه ش رو میفرسته به روستاشون و خودش تنها میشه. این بنده خدا تو یک انتشاراتی کار میکنه کتابارو میخونه و بهشون مجوز چاپ میده. بعد این بنده خدا توهم داره و همه ش با خودش حرف میزنه و هی میگه نه ، من تنها شدم. زنم رو دوست دارم و هیچ کار خلافی نمیکنم. زنش هم برش ظاهر میشه تو افکارش که تو عرضه شو نداری عزیزم. در همین نجواهای درونی هست و تو ترک سیگار و مشروب هم هست که یکهو یک بانوی پری رو-مارلین مونرو میاد تو ساختمونشون و با هم روبرو میشن. دیگه هی اتفاقات مختلف میفته و خیلی فیلم طنز جذابیه. من که حسابی کیف کردم از لحظه لحظه ی فیلم. نمره ی من به فیلم 9.5 از 10.

پی نوشت: دیشب رفته بودم رستوران با دوستم. یک ساندویچ غول گرفته بودیم و نصفش کرده بود فست فودیه و با همون نصفیش در کشمکش بودیم. دو تا سس قرمز تند هم آورده بود و یکیش رو رفیقم میخورد و من داشتم سس کچاپ استفاده میکرد و سس دیگه جلو روم بود که یکهو یک مگس نشست لبه ظرف اون سس دومیه. گفتم میپره دیگه. یک بار پروندم دوباره نشست.

یهوو نمیدونم فشار گرما بود یا فشار اقتصادی افتاد تو ظرف سس. خیلی درام بود صحنه. هی تو تخم چشام زل میزد میگفت سید هلپ می. ولی خب مگس بود دیگه و با توجه به محیط های مرسومی که رفت و آمد و تغذیه ی درخشانی که داره رغبتی هم آدم نداره از ظرف سس قرمز نجاتش بده. ایششش .. خلاصه من ساندویچ میخوردم و شنای مگس نگاه میکردم. با خودم گفتم غرق میشه انشاالله ولی دیدم نه ، اینم مث مورچه ها خوب شنا میکنه و آخرشم خودشو نجات داد و رفت. مغازه دار هم آمد پرسید همه چیز خوبه؟ گفتم داستان رو و برامون سس قرمز جدید آورد.

پی نوشت 2: امروز صبح سوار اتوبوس خط 62 که من اکثر جاهایی که میخوام برم رو با این خط میرم شدم ، نه که نزدیک تاسوعا عاشوراست زائر زیادن و خب این خط هم منتهی به حرمه و ماشینش خراب بوده و نیم ساعت دیر میاد. انقدر شلوغ بود که هی درگیری بود بین خانوما تو اتوبوس. گفتم خط به این مهمی چرا تعداد اتوبوسش انقدر کمه. برم به رئیس خط که باجه داره اونجا یه چیزی بگم. رفتم بهش گفتم و گفت دویست تا اتوبوس خرابه و برو به شماره 137 زنگ بزن به اونا بگو. رفتم پیگیری کردم و. یه خانومه جواب داد. گفت اعتراضتون رو نوشتم و ارجاع داد. جدیدا پیگیر میشم این مسائل رو. آخه شهر امام رضاست. طرف اومده مشهد این چیزا رو ببینه آبروی شهر میره.

پی نوشت 3: تند به تند فیلم معرفی کنم که تابستون میخواین فیلم ببینین دستتون پر باشه؟

پی نوشت 4: دیگه پی نوشت هام رو تو کانالم مینویسم. اینجا پی نوشتم نمیاد. بعضیاشو اینجا هم کپی میکنم یه عده اعتراض میکنن که اونجا گفتی چرا اینجا هم میگی واسه همین پی نوشتم کم شده ..

پی نوشت 5: یک صلوات هم بفرستید برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان.

پی نوشت 6: هوا گرم شده ، دیگه فضای مشهد داره لس آنجلس میشه کم کم ...

فیلممعرفی فیلمبیلی وایلدرفیلم کلاسیک
۲۵
۰
سید مهدار بنی هاشمی
سید مهدار بنی هاشمی
نویسنده ی رمان یک عاشقانه سریع و آتشین- و رمان پدر عشق بسوزد - شاعر مجموعه: قشنگترین منحنی سرخ دنیا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید