
سلام دوستان ویرگولی عزیزم ، چطورین عشقولیا؟
نمیگین با خودتون سید کجاست؟ چرا کم کار شده؟
فقط به عشق شما ، به خاطر شما رفتم سفر تا براتون سفرنامه ی باحال بنویسم. الانم تو فرودگاهم با قطار برگردم مشهد ... خیلی زودتر رفتم دیگه گفتم از وضعیت استفاده کنم!
عراقیا اومده بودن میگفتن این بلیط مشهد رو چند خریدی میگفتم فلان قدر میگفتن الواویلا، التو پاچمون کردن 😂
پی نوشت: عراقیا چ گ و اینارو میگن
پی نوشت ۲: برسم مشهد دست به کار میشم یک سفرنامه قشنگ مینویسم براتون
پی نوشت ۳: این اسبه پشتش به شماست ولی یه نیم نگاهی انداخت به من و گفت به رفقای ویرگولیت سلام برسون!
از طرف بچه های کلاب چمن
پی نوشت ۴: تهه شارژ گوشیمو گفتم فدای این پست کنم . قربون همه ی رفقای ناب ویرگولی
ایشدیبیدیش
پی نوشت ۵: الان شش تا متخصص زبان آلمانی پیدا میشن میگن درستش اینه. اون نیست :))
پی نوشت ۶: بارون میاد و بیرون رعد و برق میزنه همه ش. ساکنین میگن چند ساله اینطور بارون نیامده. میدونم که من برم خشک میشه باز. حالا خواهیم دید چه میشود:)
سید
۲۷اردیبهشت ۱۴۰۵