
• بیقدر بودن امور خانوادگی:
1. یکی از عوامل اصلی نابودی روابط بیتوجه به مسائل کوچک و جزئی مانند کارهای خانه یا نحوه غذا خوردن و برنامه ریزیهای ساده برای تفریح است بهتر است آنها را پشت گوش نیاندازید تا به مرور به کوهی از مشکلات اضطراب آور تبدیل نشوند.
2. اینکه چه روزی به دیدن دوستان و خانواده بروید، اینکه در کجا ناهار یا شام بخورید، اینکه چند دفعه در روز مسواک بزنید و ... باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و نباید آنها را بیارزش و بیاهمیت دانست چرا که این رفتارها شاکله یک خانواده است.
3. همانطور که کوچکترین خرابیها میتواند یک هواپیما را ساقط کند کوچکترین عوامل نیز در زندگی مشترک میتواند زندگی را از عشق عاری و تبدیل به میدان جنگ کند.
4. به جزئیات اهمیت بدهید و در مورد آن بحث کنید و به توافق برسید قبل از آنکه کار از کار بگذرد.
• آشفتگیهای احساسی
1. در روابط و در هر مرحله از آن ممکن است دچار شک و تردید در علاقه پارتنرمان به خودمان شویم در این شرایط برخی افراد با تعامل سعی میکنند تا شک و تردید خود را بر طرف کنند اما برخی دیگر ترس از دوست نداشته شدن را انکار میکنند و روی به رفتارهای خشن و پرخاشگری میآورند.
2. افرادی که ترس از دوست نداشته شدن را انکار میکنند سه مدل هستند:
3. الف) از پارتنر خود فاصله میگیرند و تظاهر میکنند که شخص مقابل برایشان مهم نیست این افراد ممکن است وارد رابطهای خارج از زندگی مشترک شوند تا به نحوی ثابت کنند که دیگران دوستشان دارند و به عشق همسرشان نیازی ندارند.
4. ب) همسر خود را کنترل میکند و با کمترین بهانه او را تنبیه میکند در ظاهر دیگر از همسر خود راضی نیستند و به او علاقه ندارند اما در واقعیت این واکنشی به ترس از طرد شدن توسط همسرشان است.
5. ج) بد اخلاق میشوند دست روی نقاط ضعف همسرشان میگذارند و نقاط قوت او را کتمان میکنند.
6. بهترین واکنش در برابر شک و تردیدها، صحبت کردن با همسرتان است شاید گفتن جمله "احساس میکنم مثل گذشته برایت مهم نیستم" بتواند در این گفتگو بسبار کمک کننده باشد.
• ضعف قدرت:
1. اگر شخصی از شما بپرسد چرا عاشق پارتنرتان شدید قطعا چند ویژگی مثبت او را میگویید مثلا او بسیار بدنی جذاب دارد یا فردی بسیار اجتماعی است.
2. نقاط قوت پارتنر شما میتواند در موقعیتهای مختلف عامل آزار و اذیت شما شود مثلا بدن جذاب پارتنر شما، جنسهای مخالف زیادی را به خود جذب میکند یا اجتماعی بودن او میتواند شما را در بسیاری از مواقع کم رنگ کند و احساس ناامنی بدهد.
3. در این شرایط ما دیگر نقاط قوت همسرمان را نمیبینیم بلکه آن را ویژگی بدی میدانیم که او سعی در اصلاح آن ندارد و به مرور او را موجودی احمق و خودخواه میبینیم.
4. باید بدانید هر نقطه قوت یا نقطه ضعفی در موقعیتهای مختلف میتواند سودمند یا مضر باشد و نباید فقط بر روی جنبههای منفی ویژگیهای همسرتان متمرکز شوید
5. البته این بدان معنا نیست که او نمیتواند در برخی موقعیتها بهتر عمل کند بلکه او نیز باید سعی در اصلاح داشته باشد اما با در نظر گرفتن موقعیتهای مختلف دیگر همسرتان موجودی غیر قابل تحمل و احمق نیست.