
تا حالا برات پیش اومده بشینی سر یه پروژه و احساس کنی هر تیکهاش به یه تیکهی دیگه بند شده؟ درست مثل آش رشته مامانبزرگ که اگه بخوای فقط لوبیاشو دربیاری، کل رشتهها باهاش میاد بالا!
این دقیقاً همون وضعیتیه که بهش میگن “Monolith”. همهچی تو یه ظرف، همه اعصابخردکن اما آسون واسه شروع.
حالا بیایم سمت مایکروسرویس؛ جوری فکر کن انگار قراره ساندویچ بسازی. نون جدا، پنیر جدا، کاهو و گوجه سر جاشون… هر کدوم اگه خراب شه، ساندویچ رو دور نمیندازی! فقط همون تیکهاش رو عوض میکنی.
تعریف خیلی خودمونی
مایکروسرویس یعنی هر بخش از برنامهت یه اپ کوچیک و مستقل باشه. مثلاً قسمت ثبتنام، سفارش، و گزارش هرکدوم جداگونه و بیدردسر کار خودشون رو میکنن و اگه قرار شد آخر هفته یکیشون رو تعویض یا ارتقا بدی، کل اپ نمیتَره.
فرقش با مونولیت چیه؟
تو Монولیت، یه جای کدت مشکل داشته باشه، کل سیستم رُ داغون میکنی.
تو Microservice خراب شد؟! فقط همون تیکه پایین میاد، بقیه رو هوا میمونه.
چرا همه جوگیر مایکروسرویس شدن؟
هر تیم میتونه رو یه سرویس کار کنه، بی دردسر دخالت بقیه.
فقط اون سرویسی که لازمه رو میشه قویتر کرد (مثلاً سرویس سفارشای یه فروشگاه، نه همه چی!)
راحتتر میشه دیپلوی و نسخه جدید داد.
اما واقعیتش…
دیباگکردنش حقیقتاً آتیشیه! (همیشه یه جایی یکی “یادم رفت” داره)
اگر بلد نباشی، فقط خودتو سر کار گذاشتی.
حواست به شبکه و لاگ گرفتن باید باشه وگرنه یه ارورِ کوچیک کار همهرو تعطیل میکنه!
یه خاطره واقعی:
اولین بار که پروژهمون رو مایکروسرویسی کردیم، سرویس ثبتنام جدا شد. فرداش سرور لاگین ترکید! همه چی ارور Timeout… آخرش فهمیدیم کل داستان سر یه کانفیگ ناقص شبکه بود.
خلاصه: همیشه دو بار تنظیماتتو چک کن و بیخود جوگیر نشو!
حرف آخر
سه توصیه قبل رفتن سراغ Microservice:
از همون اول نرو سروقتش، با بزرگشدن پروژه شروع کن به جداکردن سرویسا.
هر سرویس باید واقعا مستقل باشه، نه اسماً!
همیشه لاگ و مانیتورینگ دقیق بذار (این رفیقات یهویی غیب میشن!)
سوال داشتی یا تجربه خفنی داشتی کامنت بذار، دمت گرم!
#برنامه_نویسی #توسعه_دهنده #مایکروسرویس #معماری_نرم_افزار #مهندسی_نرم_افزار #فناوری #تجربه_برنامه_نویس #توسعه_بک_اند #Nodejs #backend #Microservice #خاطرات_برنامه_نویسی #نکته_برنامه_نویسی #ویرگول #برنامه_نویسی_مدرن