ویرگول
ورودثبت نام
مهدی
مهدیدانشجو
مهدی
مهدی
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

زبانت را گاز بگیر

شیطان روزهاست که در گوشم زمزمه می‌کند: «متنی بنویس برای اذیت‌کردن این جماعت که خود دور سر خود بگردند و آخر نتوانند خود را پیدا کنند». به میان‌کشیدن مفهوم انسان برای این‌جور جانوران وحشی که به خود هم رحم نمی‌کنند، برای همه مشقت‌بار است – حتی برای خودشان – امّا ما مجبوریم، یعنی عقل ما را مجبور می‌کند که همه را انسان و دارای کرامت بخوانیم. آری این نیز وضع ماست. یک‌روز قطع می‌کنند و یک‌روز وصل می‌کنند، انگار حق کلمه‌ای بی‌معنی در کتاب باسمه‌ی قانون‌شان است؛ انگار جان و حیثیت آدمی فقط تا آن‌جایی موجودست که فقه مبین نافذ است و مهم، و مانند احکام موال‌رفتن می‌شود آن را سرسری رد کرد و سر خالق کلاه گذاشت که: «ای شیاطین دموکراسی، غرب‌زده‌های کوردل اسلام‌گریز! بیایید که ما مظهر آزادی بیان سفارشی و دموکراسی فرسایشی هستیم!». نه، اکنون نمی‌شود این‌گونه «خون» روی دست خود را شست، شاید روزگارانی می‌شد که رندانه بگویی «جرمش این بود که اسرار هوید می‌کرد» تا خون حلاج‌ها را از دندان‌های خود و استادان و شاگردانت بزدایی، امّا اکنون نمی‌توانی با این رئفت‌های رقت‌انگیز دل دیگری را به‌دست‌آوری، تو هم آخر سر یا باید مانند ما روی زمین تف بیندازی و فحش خواهر و مادر را (باعرض پوزش به‌دلیل وجود زن‌ستیزی در این نوشته) بکشی به دیگری – که شاید من هم جزءشان باشم – یا مانند برخی خفه‌خون بگیری تا مواجبت را قطع نکنند.

والسلام.

عکس تزئینی‌ست
عکس تزئینی‌ست

دینسیاستتازهدموکراسیجدید
۳
۰
مهدی
مهدی
دانشجو
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید