تصور کنید قیمت همه چیز افزایش پیدا کند؛ از جو و گندم تا سوخت و دارو.
این همان تورم است: یعنی با همان مقدار پولی که قبلاً میتوانستی یک اندازه مشخص کالا و خدمات بخری، حالا خیلی کمتر میتوانی بخری.

حال در طرف مقابل پول کمتری هم در دستهای مردم وجود دارد.
در این وضعیت مردم کمتر هم خرید خواهند کرد .
این یعنی وضعیت رکودی است: وضعیتی که بازار کساد، مشتری کم و فروش پایین هست.
حالا وقتی این دو با هم ترکیب بشوند، همان وضعیت معروف چکش از بالا و میخ از پایین است؛ یعنی تورم رکودی.
این ترکیب ظاهراً متناقض، برای صاحبان کسبوکار یکی از بدترین سناریوهای اقتصادی است، چون هم هزینههای تولید و هم کاهش تقاضای مشتریان را بهطور همزمان تجربه میکنند.
در دوره تورم رکودی( به اصطلاح تورکود)، قیمت مواد اولیه، اجاره، انرژی و دستمزد بالا میرود.
مثلاً : یک نانوایی آزادپز با افزایش ۳۰ درصدی قیمت آرد و دو برابر شدن هزینه گاز روبهرو میشود، اما نمیتواند به همان نسبت قیمت نان را افزایش دهد، چون مشتریان توان خرید ندارند.

تورم باعث میشود درآمد واقعی مردم کاهش پیدا کند. حتی مشتریان وفادار نیز کمتر خرید میکنند یا به سراغ کالاهای ارزانتر میروند.(به دلیل کاهش قدرت خرید)
برای مثال: فروشنده لباس متوجه میشود که مشتریانی که قبلاً دو یا سه دست لباس میخریدند، حالا فقط یک دست و آن هم با چانه و تخفیف زیاد میخرند.

به دلیل آینده نامطمئن، صاحبان کسبوکار سرمایهگذاریهای جدید را متوقف میکنند و حتی موجودی انبار خود را کاهش میدهند. این موضوع میتواند به توقف رشد یا حتی تعطیلی ( یا حتی ورشکستگی کامل) کسبوکار منجر شود.

تورم رکودی یعنی همزمان درگیری در دو جبهه افزایش قیمت ها و کاهش فروش. صاحبان کسب و کار باید در این شرایط نکاتی مانند کاهش هزینه های غیر ضروری، مدیریت نقدینگی، جذب مشتری با ارزش های پیشنهادی جذاب به کار بگیرند، تا بتوانند از این دوره با حداقل آسیب عبور کنند.
پی نوشت: برای احترام به وقت و حوصله مخاطب مطالب این چنینی را در چند بخش خواهم نوشت. این بخش اول از سلسله مراتب تورم و رکود بود. این مطلب ادامه دارد و در بخش های بعدی به سراغ پیشنهاد راهحل هایی برای کاهش اثرات این موضوع برای کسب و کار های خرد مانند نانواییها و دامداریهای کوچک و... خواهم رفت.