آیا تا به امروز فکر کردهاید که چرا پولی که شما با هزار و یک مصیبت به دست میآورید، هر روز کمارزشتر میشود؟پاسخ کوتاه: چون دولتها هزینه اشتباههای خود را از جیب ملتها برمیدارند.
در طول تاریخ، دولتها از ابزار خلق پول برای اعمال سیاستها، مدیریت بحرانها و متأسفانه، تحمیل مالیات پنهان (تورم) بر مردم استفاده کردهاند. این موضوع حتی در اقتصادهای در بحران بیشتر از دیگر ملتها افراد را تحت فشار قرار میدهد. یعنی هرگاه دولت تصمیم بگیرد، با یک کلیک، میتواند قدرت خرید شما را کاهش دهد یا حتی حسابهای بانکی شما را مسدود کند.
اما تا زمانی که در سال ۲۰۰۹ بیت کوین وارد عرصه شد و رفتهرفته عرصه را برای دولتها تنگتر از قبل کرد و میکند. بیت کوین فقط یک ارز دیجیتال نبود، یک فلسفه و ایده بود. فلسفه ای که میگفت: پول نباید تحت حاکمیت هیچ دولت یا شرکتی باشد.

پول، اگر چه ابزاری برای مبادله است اما همواره نماد قدرت نیز بوده است. از زمانی که پول کاغذی جایگزین سکههای طلا شد، دولتها یک حق انحصاری برای خود قائل شدند: حق چاپ، کنترل، و تنظیم واحد پولی کشور. این حق، که در علم اقتصاد حاکمیت پولی نامیده میشود، به دولت اجازه میدهد:
عرضه پول را کنترل کند: میتواند با چاپ پول، نقدینگی را افزایش یا کاهش دهد.
سیاست خارجی اعمال کند: از طریق تحریم و کنترل بر جابهجایی سرمایه.
بحرانهای مالی را مدیریت کند: اغلب از طریق نجات بانکها یا تأمین کسری بودجه، با هزینهای که توسط تورم به مردم تحمیل میشود.
این انحصار بانک مرکزی بر خلق پول فیات، اگرچه در تئوری برای ثبات اقتصادی ضروری است، اما در عمل به ابزاری برای دیکته کردن خواستههای سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است. مشکل اصلی در اینجاست: اعتماد کامل به یک واسطه.
این اعتراض، متعلق به چند سال پیش نیست. اقتصاددان برنده جایزه نوبل، فردریک هایک (Friedrich Hayek)، دههها پیش در کتاب خود با عنوان «تمرکززدایی از پول»، بسیار صریح گفت که:
"تا زمانی که نتوانیم پول را از چنگال دولت بیرون بکشیم، نمیتوانیم پولی با ویژگیهای مناسب داشته باشیم."
به اعتقاد هایک، انحصار دولتی بر پول، اصلیترین دلیل دورههای مکرر تورمی است. دولتها همیشه در برابر وسوسه چاپ پول برای حل مشکلات کوتاهمدت سیاسی یا مالی خود، شکست میخورند. هایک راهکار را در ایجاد «پول خصوصی» میدید.
هایک حرف از ارزهایی میزد که برای حفظ اعتماد عمومی، مجبور به حفظ ارزش خود باشند و در رقابت با پول دولتی، آن را مهار کنند.
بیت کوین در سال ۲۰۰۹، دقیقاً همان "پول خصوصی" بود که هایک در دهه ۷۰ میلادی آن را پیشبینی کرده بود.

تمرکززدایی، فلسفه ارزهای دیجیتال است. این مفهوم به زبان ساده یعنی: حذف نفر سوم مورد اعتماد از فرآیند مالی.
در یک سیستم متمرکز (مثل بانک)، یک مرجع (دولت یا بانک) سوابق را نگه میدارد، تراکنشها را تأیید و قوانین را اعمال میکند. در یک سیستم غیرمتمرکز، این وظایف به یک شبکه بزرگ از کاربران در سراسر جهان توزیع میشود.
همان چیزی که هایک میگفت حالا داشت خودش را نشان میداد. البته که هنوز اول راه این اتفاق بزرگ است و چند سال بعد بهتر این ماجرا را درک خواهیم کرد.

این توزیع قدرتی که بین کاربران اتفاق خواهد افتاد، دو ویژگی بسیار مهم به پول میدهد که حاکمیت پولی دولتها را دچار چالش میکند:
مقاومت در برابر سانسور (Censorship Resistance):
در بیت کوین و ارزهای دیجیتال دیگر، هیچ نهاد متمرکزی وجود ندارد که با دستور قضایی یا دولتی بتواند حساب شما را مسدود کند یا تراکنش شما را لغو کند. شبکه، تراکنش را از یک گره به گره دیگر منتقل میکند و تأیید آن صرفاً بر اساس قواعد رمزنگاری و ریاضی صورت میگیرد، نه اراده یک سیاستمدار.
همین موضوع باعث میشود دولتها دیگر نتوانند به راحتی مسدودسازی انجام دهند، چون این کار نیازمند کنترل بیش از نیمی از گرههای گفته شده است که این کار را غیر ممکن میکند.
تغییرناپذیری (Immutability):
دفتر کل (لجر) بلاک چین پس از ثبت، قابل تغییر نیست. این بدان معناست که دولت نمیتواند به صورت شبانه تصمیم به چاپ بیشتر بگیرد (زیرا تعداد کل بیت کوینها ثابت است) یا سوابق تراکنشها را برای فرار مالیاتی یا ردیابی حذف کند. این تغییرناپذیری، یک شفافیت کامل و قانونمداری ریاضی را بر سیستم مالی حاکم میکند که خارج از کنترل سیستم اداری دولتی است.
در واقع، تمرکززدایی بیت کوین، یک نوع استقلال مالی ایجاد میکند که در آن، شهروندان برای اولین بار در طول قرنهای گذشته، ابزار مبادلهای دارند که نیازی به اعتماد به هیچ حاکم یا واسطهای ندارد.
تمرکززدایی و آزادی مالی، تهدیدی جدی برای قدرت دولتها، یعنی کنترل بر جریان پولی و سرمایه، محسوب میشود. بانکهای مرکزی خود را در برابر چالشی دیدهاند که نه میتوانند آن را به سادگی ممنوع کنند و نه میتوانند آن را کنترل نمایند.
سؤال اصلی اینجاست: دولتها در برابر این تهدید، چگونه واکنش نشان دادند؟ آیا آنها میدان را خالی کردند یا با سلاحی جدید، به جنگ آزادی مالی آمدند؟
پی نوشت: این مطلب اول در مورد پول آزاد و بیت کوین بود. در آینده بیشتر در این مورد حرف خواهیم زد. پس خوشحال میشوم نظرات شما را در مورد این موضوع و موضوعات دیگر بدانم تا در موضوعات بعدی نظرات شما را هم استفاده کنیم.