به بحران رفیق خوب دچار شده‌ای؟

بسم الله الرحمن الرحیم


سید مهدی سیدی | Kalamat.net

این متن فقط یک سیبل را هدف گرفته است: طرح یک سؤال صریح و دردناک!

می‌گویند کسی که «دوست» ندارد، اندوخته‌ای ندارد. بیچاره آن کسی که نمی‌تواند دوستی بیابد و بیچاره‌تر آن که نمی‌تواند دوستان خود را نگه دارد.

زیربنای دوستی، اخلاق خوش است. همه کالاها در در حجره اخلاق یافت می‌شود. دوست خوب به شدت وفادار و پابرجاست. دوست خوب عمیقاً اهل گذشت و بخشش است. هرگز سوء تفاهم‌های روزمره، محبت او را زمینگیر نمی‌کند. دوست خوب همیشه صادق و راستگوست. بعید است درباره دوستش به دروغ متوسل شود؛ حتی برای شوخی، طنز و یا سرگرمی!

دوست خوب اهل خیرخواهی است. بیشترین همتش آن است که دوستش رشد کند و در جاده خوشبختی گام نهد. دوست خوب، نیکو مراقبی است برای حفظ معنویت. اصلاً دلش نمی‌خواهد رفیقش در شوره‌زار مادیات و باتلاق بدی‌ها فرو غلتد.

دوست خوب بلندپرواز و آرمان‌طلب است؛ پس رفیقش را از بلندی پرت نمی‌کند. دوست خوب عاقل است و دانا؛ که نادان حتی اگر بخواهد خیر هم برساند، جز شر و دردسر از او ساخته نیست. دوست خوب شجاع است؛ که آدم‌های ترسو به خاطر موهومات ذهنی، بقیه را هم می‌ترسانند و درست مثل یک ماشین قراضه و درب و داغان، اجازه حرکت را از سرنشینان خود سلب می‌کنند. دوست خوب بخشنده و گشایشگر است؛ که مردم بخیل، هم خود نمی‌بخشند و هم رفیق‌هایشان را به گدایی می‌اندازند.

شاید با خود می‌اندیشی با این اوصاف به عجب بحرانی دچار شده‌ایم؛ مگر در دایره دوستان من چند نفر با این استانداردِ سخت یافت می‌شوند؟ پس بحرانِ رفیق، بسی سخت‌تر از بحران ریزگرد و آلودگی هوا و برجام و تحریم است؛ این بحران جهانی‌ترین مکافات خودساخته بشر است؛ اما سؤال مهم اینجاست:

خودت چه؟ اصلا خودت رفیق خوبی هستی؟ این همه ویژگی‌ها کدامش در وجود تو صدق می‌کند؛ برای حل این بحران جهانی، پیشتر از آنکه انگشت اتهام را به سمت دیگران دراز کنی اول خودت را مؤاخذه کن: آیا دوست خوبی هستی؟