درباره «کاهن معبد جینجا»

بسم‌الله الرحمن الرحیم


سید مهدی سیدی

با این دلار لجام‌گسیخته و کرونای خون‌آشام که هرگونه جم خوردن، صدها نفر را به کام فقر و مرگ می‌کشاند، مسافرت رفتن آن هم به یک کشور خارجی کاری خطرناک و شاید محال است. اما می‌شود از این فرصت سیاه اما طلایی، برای خواندن سفرنامه‌ها بهره برد!

ژاپن در سال‌های اخیر همیشه برای ایرانیان جذاب و سحرانگیز بوده است. گرچه همیشه بازنمایی‌های ژاپن در رسانه، دل‌انگیز و تصویرگر نظم و فناوری و پیشرفت بوده است اما باز نمی‌شود به این همه گزارش‌های خبری و فیلم‌های سینمایی و کارتون‌های پر زرق و برق اعتماد کرد. برای همین باید ژاپن را از روی متن‌های مستند شناخت.

وحید یامین‌پور، چهره مشهور رسانه‌ای و جدیدا فعال ادبی، سفرنامه سال 95 خود به کشور ژاپن را در 210 صفحه منتشر کرده است. سفری که به دعوت موزه صلح هیروشما و با سرپرستی حبیب احمدزاده و همراهی چهره‌های چندی از جمله پرویز پرستویی، صورت گرفته تا در در مراسم گرامیداشت قربانیان بمباران اتمی ژاپن شرکت کنند.

کتاب «کاهن معبد جینجا» از همان روزهای نخست انتشار، پرفروش شده و نگاه‌های بسیاری را به سمت خود دوخته است. جذاب بودن ذات سفر به سرزمین چشم‌بادامی‌ها در کنار رسانه‌ای بودن یامین‌پور و البته کاردانی او در بازاریابی و تبلیغ کتاب، از دلایل جدی موفقیت این اثر مکتوب است. گرچه انصافا نمی توان متن لذت‌آفرین کتاب را در این موفقیت به حساب نیاورد.

این کتاب به نسبت کتاب «نیم دانگ پیونگ یانگ» رضا امیرخانی (سفرنامه به کره شمالی) قوی‌تر و خواندنی‌تر است. (قبلا نقدی بر کتاب امیرخانی نوشته‌ام)

اما کتاب یامین‌پور در کنار فضیلت‌ها و قوت‌ها، اشکالات قابل توجه در سوژه‌یابی و روایتگری دارد. قاعدتا‌ خواننده دوست دارد با خواندن کتاب او چیزهای بیشتری از ژاپن بداند و ببیند، اما مشاهدات مفصل و هیجان‌انگیزی نصیبش نمی‌شود. بعضی بخش‌های کتاب، به جای توصیفات سفرنامه‌ای به صورت جدی و خسته‌کننده جای خود را به سخنرانی و بیانیه عقیدتی فرهنگی یامین‌پور می‌دهد. تمرکز بیش از حد نویسنده روی غذاها و رستوران‌های ژاپنی و نفرت قدیمی او از هر نوع ماهی و ماهی‌خواری، بقیه مشاهدات مهم و کم‌شمار کتاب را در سایه قرار می‌دهد. به نوعی که انگار هیچ تصویر تازه یا عمیقی از ژاپن - کشور جزیره‌ها و فرهنگ‌ها - ارائه نمی‌شود؛ این درحالیست که نویسنده در قالب یک سفر کاملا برنامه‌ریزی‌شده در دو شهر مهم ژاپن (هیروشیما و توکیو) حضور یافته و بازدیدهای میدانی متعددی در برنامه او بوده است. پس فرصت کافی برای مشاهده و روایت داشته است، اما انگار او در حین سفر قصد چندانی برای سفرنامه‌نویسی نداشته و صرفا به چند یادداشت متفرقه قناعت کرده که بعدا با افزودن تحلیل و تعدادی عکس که تقریبا هیچ توضیحی زیر آن موجود نیست، تبدیل به یک کتاب شده است.

اما به هر تقدیر این کتاب با آن اسم هیجانی‌اش که عملا برگرفته از روح کلی کتاب است توانسته نظر بسیاری از خوانندگان را به خود جلب کند. پس صمیمانه خواندن و تبلیغ این کتاب را به شما توصیه می‌کنم.