ویرگول
ورودثبت نام
مهدیسم | mahdism12.ir
مهدیسم | mahdism12.ir
مهدیسم | mahdism12.ir
مهدیسم | mahdism12.ir
خواندن ۸ دقیقه·۱۱ روز پیش

سگ گردانی در شهرها؛ از بی‌فرهنگی تا فاجعه تهدید سلامت کودکان!

جامعه‌شناسان و صاحبنظران مسائل اجتماعی سال‌هاست که زنگ خطر تغییرات عمیق فرهنگی در ساختار خانواده و سبک زندگی شهری ایران را به صدا درآورده‌اند. یکی از آشکارترین نمودهای این دگرگونی، پدیده‌ای است که این روزها در خیابان‌ها، پارک‌ها و حتی مجتمع‌های مسکونی شهرهای بزرگ به چشم می‌خورد: سگ‌گردانی و نگهداری از سگ در خانه‌ها و آپارتمان‌ها. آنچه امروز به عنوان یک «سبک زندگی مدرن» در میان برخی اقشار جامعه رواج یافته، نه تنها یک مسئله سلیقه‌ای یا فردی نیست، بلکه تهدیدی جدی برای سلامت عمومی، امنیت روانی شهروندان و مهم‌تر از همه، کیان خانواده ایرانی به شمار می‌رود.

در این نوشتار، به مثابه یک پژوهشگر علوم اجتماعی، با نگاهی تیزبین و زبانی گزنده، لایه‌های پنهان این پدیده را می‌کاوم و نشان می‌دهم که چگونه «سگ‌دوستی»ِ افراطی و بی‌ضابطه، به «سگ‌زَدگیِ» اجتماعی تبدیل شده است.

سگ گردانی در شهرها و پارک ها سگ خانگی سگ آپارتمانی سگ ولگرد پت
سگ گردانی در شهرها و پارک ها سگ خانگی سگ آپارتمانی سگ ولگرد پت


۱. سگ‌گردانی در پارک‌ها؛ تجاوز به حریم عمومی

چند سالی است که پارک‌های شهرهای بزرگ ایران، به ویژه تهران، به محل تردد سگ‌هایی تبدیل شده که صاحبانشان با کمال بی‌اعتنایی به حقوق دیگران، آنها را در فضاهای عمومی به گردش می‌گیرند. این صحنه که در هیچ جامعه متمدنی بدون قوانین سختگیرانه و ضمانت‌های اجرایی قوی رخ نمی‌دهد، در ایران به یک نمایش روزمره تبدیل شده است.

اما قضیه فقط به «دیدن» یک حیوان در پارک ختم نمی‌شود. یکی از معضلات جدی، حضور سگ‌ها در زمین‌های بازی کودکان است. حتی در بعضی پارک‌ها، استفاده از وسایل بازی کودکان توسط سگ‌ها مشاهده شده است. وسایل بازی کودکان باید در محیطی کاملاً بهداشتی و ایمن قرار داشته باشند، در حالی که تماس سگ‌ها با این وسایل و رهاسازی مدفوع و ادرار آنها در فضای بازی کودکان، نه تنها زشت‌آیینانه بلکه به شدت خطرناک و غیربهداشتی است.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته، قوانین سختگیرانه‌ای برای سگ‌گردانی و نگهداری از حیوانات خانگی وجود دارد که در ایران یا وجود ندارد یا به‌درستی اجرا نمی‌شود. این خلأ قانونی، بستر مناسبی برای هرج‌ومرجی فراهم کرده که در آن، حقوق اکثریت قربانی خواسته‌های اقلیتی خودمحور می‌شود.

نکته تأمل‌برانگیز اینجاست که بسیاری از شهروندان به سگ‌گردانی افراد در خیابان‌ها و پارک‌ها معترض‌اند؛ برخی فوبیا و حساسیت دارند و برایشان این صحنه چندش‌آور است. با این حال، گویی صدای این جمعیت بزرگ هرگز به گوش مسئولان و به ویژه خودِ سگ‌گردانان نمی‌رسد.


۲. آپارتمان‌نشینی و سگ؛ جهنمی برای همسایگان

وضعیت در مجتمع‌های آپارتمانی از پارک‌ها هم دردناک‌تر است. طبق قوانین موجود، نگهداری حیوانات در قسمت‌های مشترک ساختمان جرم است و می‌توان از مرتکب شکایت کیفری کرد. اما مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که نگهداری سگ در خودِ واحد آپارتمانی صورت می‌گیرد؛ جایی که صدا، بو و آلودگی، زندگی را برای همسایگان به کابوسی تمام‌نشدنی تبدیل می‌کند.

تصور کنید در یک مجتمع مسکونی، با دیوارهایی نازک و راهروهایی مشترک، همسایه‌ای تصمیم می‌گیرد سگی نگهداری کند. پارس‌های شبانه، بوی نامطبوع، ریزش مو، و خطرات ناشی از فرار احتمالی حیوان در راهروها، آرامش دهها خانواده را بر هم می‌زند. با این حال، ماده قانونی صریحی که نگهداری سگ در واحد مسکونی را کلاً منع کند، وجود ندارد و این یعنی قانون، با سکوت خود، مشروعیت‌بخش این مزاحمت جمعی است.

آیا واقعاً حق یک فرد برای نگهداری حیوان، بر حق دهها همسایه برای زندگی در آرامش و پاکیزگی اولویت دارد؟ پاسخ هر جامعه‌شناس منصفی به این سوال، منفیِ قاطع است.


۳. سگ و کودکان؛ بمب ساعتی سلامت

شاید تلخ‌ترین و ناگفته‌ترین جنبه این ماجرا، تهدید جدی سلامت کودکان باشد. سگ‌ها ناقل طیف گسترده‌ای از بیماری‌های مشترک بین انسان و حیوان (زئونوز) هستند. از هاری که کشنده‌ترین آنهاست تا کرم‌های حلقوی که یکی از مسری‌ترین بیماری‌های قابل انتقال از حیوانات به انسان، به ویژه کودکان، محسوب می‌شوند.

انگل‌ها شایع‌ترین عوامل بیماری‌زای مشترک بین حیوانات و انسان‌ها هستند. سگ‌ها می‌توانند مبتلا به انواع انگل شوند و در صورت عدم درمان، تخم یا لارو این انگل‌ها از طریق مدفوع دفع شده و محیط زندگی را آلوده می‌کنند. کودکی که در پارک روی چمن‌ها می‌دود، با وسایل بازی آلوده تماس پیدا می‌کند، یا در خانه‌ای که سگ نگهداری می‌شود زندگی می‌کند، بی‌آنکه بداند، در معرض این بمب‌های ساعتی بیولوژیک قرار دارد.

بر اساس گزارش مرکز کنترل بیماری‌ها (CDC) در ایالات متحده، سگ‌ها سالانه باعث هزاران مورد مراجعه به اورژانس می‌شوند. در فرانسه سالانه بیش از ۵۰۰ هزار مورد گازگرفتگی انسانی توسط سگ‌ها ثبت می‌شود. آمارهای جهانی نشان می‌دهد که بیتوجهی به کنترل سگ‌ها در محیط‌های اجتماعی، نه تنها تهدیدی برای بهداشت عمومی، بلکه عاملی برای ناامنی روانی شهروندان است.

با این وجود، باز هم شاهدیم که برخی خانواده‌ها با ساده‌انگاریِ محض، سگ را در کنار کودک خود نگهداری می‌کنند و گویی این موجودِ چهارپا را عضوی هم‌تراز با فرزند خود می‌پندارند. غافل از اینکه همین «هم‌تراز پنداری»، می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای سلامت جسم و روان فرزندشان داشته باشد.


۴. سگ به جای فرزند؛ فاجعه‌ای به نام «سگ‌فرزندی»

اینجا به هسته‌ی مرکزی بحران می‌رسیم. آنچه از منظر جامعه‌شناختی عمیقاً نگران‌کننده است، نه صرفاً نگهداری از سگ، که جایگزینیِ سگ به جای فرزند است. در روزگاری که نرخ زاد و ولد در ایران روندی نگران‌کننده به خود گرفته و بحران جمعیت به یکی از دغدغه‌های اصلی کشور تبدیل شده، عده‌ای با افتخار از سگ خود به عنوان «فرزند» یاد می‌کنند.

این پدیده ریشه در چه دارد؟ فقر عاطفی، فردگرایی افراطی، ترس از مسئولیت و هویت‌باختگی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا جایی که برخی، محبت به حیوان را جایگزین محبت به فرزند و والدین کرده‌اند. جامعه‌شناسان معتقدند مدرنیته باعث شده تا گروهی تصور کنند از این طریق می‌توانند خود را با کلاس‌تر نشان دهند و نگهداری افراطی از حیوانات را نشان‌دهنده فرهنگ بالاتر خود قلمداد کنند.

اما این خودفریبیِ محض است. سگ، هرقدر هم که مهربان و وفادار باشد، هرگز نمی‌تواند جای یک انسان را بگیرد. رابطه انسان و سگ، یک‌سویه و مبتنی بر نیاز است؛ اما رابطه پدر و مادر با فرزند، رابطه‌ای انسانی، متقابل و پویا است که در آن عشق، تعلیم، تربیت و انتقال ارزش‌های فرهنگی جریان دارد.

فروپاشی بنیان خانواده در غرب به مرحله‌ای رسیده که سگ‌ها جای فرزندان را گرفته‌اند و اکنون این آسیبِ به خانواده‌های ایرانی نیز سرایت کرده است. متأسفانه رشد جمعیت در جامعه روند کاهشی دارد و در برخی جوانان گرایش به تجرد بیشتر شده است. در گذشته اگر کسی به سنی می‌رسید و ازدواج نمی‌کرد و بچه‌دار نمی‌شد، انگار ناقص بود؛ اما امروز انگار جوانان اهمیت کمی به این موضوع می‌دهند و مجرد بودن کمکم به یک فرهنگ تبدیل می‌شود.

سگ گردانی در شهرها و پارک ها سگ خانگی سگ آپارتمانی سگ ولگرد پت
سگ گردانی در شهرها و پارک ها سگ خانگی سگ آپارتمانی سگ ولگرد پت



۵. غذادادن به سگ‌های ولگرد؛ «مهربانی» یا «نادانی»؟

و اما به یک جنبه دیگر از این ماجرا می‌رسیم که شاید به ظاهر ساده‌ترین، اما در عمل مخرب‌ترینِ آنهاست: غذا دادن به سگ‌های ولگرد توسط افرادی که خود را «دوستدار حیوانات» می‌نامند.

این رفتار که اغلب از سر دلسوزیِ بیجا و ناآگاهی صورت می‌گیرد,نه تنها کمکی به حل معضل سگ‌های ولگرد نمی‌کند، بلکه آتشِ زیر خاکستر را شعله‌ور می‌سازد. حیوانات، بر خلاف انسان‌ها، اگر غذا نداشته باشند زاد و ولد نمی‌کنند. وقتی به آنها غذا می‌دهید، مرتب بچه می‌آورند و این باعث افزایش جمعیت سگ‌ها و تشدید معضلات می‌شود.

غذا رسانی به حیوانات، انتقال بیماری را بین آنها و حتی بین انسان و حیوانات افزایش می‌دهد. این موجودات در معرض ویروس‌ها و باکتری‌های بیشتری قرار دارند و تجمع آنها در اطراف منابع غذایی، خطرات بهداشتی را چندین برابر می‌کند.

روح‌الله ساعی، جامعه‌شناس، با اشاره به اینکه فرهنگ حمایت بی‌قید و شرط از حیوانات به نوعی از فرهنگ غربی تبعیت می‌کند، می‌گوید: «متأسفانه رشد جمعیت در جامعه روند کاهشی دارد... و همین گرایش به تجرد باعث می‌شود افراد با حیوانات خود را سرگرم کنند».

اما قضیه فقط به افزایش جمعیت سگ‌های ولگرد ختم نمی‌شود. این رفتارِ به ظاهر مهربانانه، یک نمایش خودنمایانه نیز هست. افرادی که با لباس‌های گران‌قیمت و خودروهای شیک، در خیابان‌ها به سگ‌های ولگرد غذا می‌دهند و از این کار فیلم و عکس در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند، در واقع نمایشی از «نوکیسه‌گیِ» فرهنگی به راه انداخته‌اند. آنها می‌خواهند با این کار، هم خود را روشنفکر و مدرن نشان دهند، هم دیگران را به انفعال و عقب‌ماندگی متهم کنند. اما غافل از اینکه این «مهربانیِ» نمایشی، چه عواقب تلخی برای جامعه به همراه دارد.


۶. فروپاشی خانواده؛ از فرزند تا سگ

نگهداری از سگ در خانه، وقتی به یک ارزش جایگزین تبدیل می‌شود، می‌تواند به فروپاشی تدریجی بنیان خانواده بیانجامد. پژوهش‌ها نشان داده است که ۸۵ درصد از افرادی که از حیوانات خانگی نگهداری می‌کنند، آنها را یکی از اعضای خانواده خود می‌دانند. این نگاه، اگرچه در نگاه اول بی‌آزار به نظر می‌رسد، اما در عمل جایگاه انسان را در نظام ارزشی خانواده تنزل می‌دهد.

انسان، به عنوان اشرف مخلوقات، دارای مقام خلیفه‌اللهی است. تقلیل دادن این گوهر ارزشمند به همنشینی با سگ و هم‌تراز دانستن او با یک حیوان، نوعی خودتحقیریِ جمعی است. وقتی زن و شوهری که به جای فرزندآوری، سگ نگهداری می‌کنند، در واقع با انتخاب خود، آینده‌ای برای نسل‌های بعدی نمی‌سازند و این یعنی خودکشیِ تدریجیِ یک تمدن.

خطرناک‌تر از همه، تأثیر این پدیده بر کودکان و نوجوانان است. خانواده‌هایی که دارای فرزندان نوجوان هستند، نگهداری از سگ می‌تواند پیامدهای مخربی برای نوجوانان داشته باشد. نوجوانی که در خانه‌ای بزرگ می‌شود که سگ، هم‌ترازِ او مورد توجه قرار می‌گیرد، چه تصوری از ارزش خود به عنوان یک انسان خواهد داشت؟


نتیجه‌گیری؛ بیداری پیش از فاجعه

پدیده سگ‌گردانی و نگهداری افراطی از سگ در خانه‌ها، یک بحران چندلایه است که ابعاد بهداشتی، روانی، فرهنگی و اجتماعی دارد. نبود قانون جامع و واحد در زمینه سگ‌گردانی، اصلی‌ترین عامل این تعارض در جامعه عنوان شده است. با این حال، قانون به تنهایی کافی نیست؛ آنچه بیش از هر چیز نیاز است، آگاهی‌بخشیِ عمیق درباره عواقب این پدیده و اصلاح نگرش‌های فرهنگیِ غلط است.

ما به عنوان جامعه‌ای با پیشینه‌ای کهن از تمدن و فرهنگ، نباید اجازه دهیم مدگراییِ سطحی و خودنماییِ نوکیسه‌مآبانه، بنیان‌های خانواده و سلامت عمومی را به خطر بیندازد. وقت آن رسیده که از این خوابِ غفلت بیدار شویم و پیش از آنکه دیر شود، برای این معضلِ روزافزون چاره‌ای بیندیشیم.

سگ، هرگز جای فرزند را نمی‌گیرد و هرگز نمی‌تواند خلأ عاطفیِ یک خانواده را پر کند. این را نه از سر تعصب، که از سرِ سال‌ها تجربه و تحقیقِ جامعه‌شناختی می‌گویم. بیایید پیش از آنکه این پدیده به یک فاجعه‌ی غیرقابل‌جبران تبدیل شود، به فکر باشیم.

سگسگ خانگیسگ آپارتمانیپت
۰
۰
مهدیسم | mahdism12.ir
مهدیسم | mahdism12.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید