این روزها هر کسی یک کلاه توی تحلیل گرانی گذاشته، اما بهجرئت میشود گفت که اکثر این حرفها یا شعبدهبازی است یا عین بیسوادی اقتصادی. تازه، بعضی تحلیلها آنقدر وارونه حرف میزنند که آدم یاد غذاخوری میافتد که یک لیوان وارونه روی میز گذاشته باشند. مشتری معترض میشود، لیوان را برمیگرداند، بعد میبیند این یکی هم ته ندارد!
درست مثل همانهایی که جنگ را عامل گرانی معرفی میکنند. یعنی چه؟ یعنی شما میگویید جنگ باعث شده ارز گران شود؟
اصلاً واقعیت برعکس است: گرانیِ ناشی از آزادسازی غیرکارشناسی نرخ ارز از دیماه، خودش موتور محرک التهابات و بعداً بهانهای برای تداوم جنگزدهنمایی شد. این یعنی علت و معلول را قاطی کردهاند، آن هم به شکلی که حیف است آدم اسم تحلیل رویش بگذارد.

البته، قرار نیست نقش جنگ را در برخی کمبودها انکار کنیم. جنگ ممکن است خطوط حملونقل را بزند یا ریسک واردات را بالا ببرد، اما این یک اثر حاشیهای و موقتی است، نه منشأ اصلی تورم افسارگسیخته. اگر دولت آقای پزشکیان و تیم اقتصادیاش صادقانه میخواهند ریشه را پیدا کنند، بهتر است به جای پناه بردن به بهانه جنگ، نگاهی به یک مثلث شوم بیندازند که خیلی وقت است سفره مردم را جمع کرده:
اول: قانونهای بیمار دلاریسازی اقتصاد که سالها کارشناسان نفوذی و رانتی دولت و آقازاده ها را سیر کرد و حالا تبدیل شده به یک سرطان ساختاری.
دوم: آزادسازی جنونآمیز نرخ ارز در دیماه که نه کارشناسی بود، نه آمادگی داشت، نه حتی یک طرح حمایت از دهکهای پایین همراهش آمد. نتیجه اش شد همان گرانیهایی که حالا به پای جنگ مینویسند.
سوم: گروهی از رسانهها و اقتصاددانانِ لیبرال بهاصطلاح بازار آزاد که هر غلطی در اقتصاد شود، یک جمله میگویند: «دستوری نکنید، بگذارید بازار خودش را پیدا کند»؛ غافل از اینکه همین «بازار آزاد سرمایهداری» هر روز معیشت مردم را جلوی چشمشان سلاخی میکند.
و چهارم (که بدبوترینش است): بعضی از همان رانتخواران حرفهای که روی خون شهدا و دل مردم پیادهروی میکنند و با توجیه «جنگ»، نرخ میدهند و جنس احتکار میکنند.

آقای پزشکیان، توی تیم شما هنوز آدمی پیدا نشده بگوید گرانیِ این ماهها ربطی به جنگ ندارد؟
بله، دقیقا ربط دارد به تصمیمهای غلطی که دیماه گرفته شد، به دلاریزه شدن کل اقتصاد، و به امثال همان موجسوارانی که با ادبیات بازار آزاد، متصدیان تنظیم بازار را بازی میدهند. شما اگر واقعاً میخواهید گرانی را کنترل کنید، اول بروید سراغ همین مثلث شوم؛ وگرنه تا همیشه میشود گفت «جنگ مقصر بود» و مردم دارند قسط وام مسکن و اجاره خانه را با پوست و استخوانشان میدهند.
به قول معروف: یک عده لیوان را وارونه نشان میدهند، یک عده لیوان بیته، اما اصل ماجرا این است که کسی حوصله ندارد حقیقت را بگوید: جنگ فقط یک بهانه است برای پوشاندن ناکارآمدیهای ساختاری و سوءاستفادههایی که هیچ ربطی به موشک و پهپاد ندارند.
پزشکیان وعده داده بود که با حذف ارز ترجیحی قیمت گوشت به ۶۰۰ هزار تومان برسد و برنج خارجی ارزانتر از گذشته شود.مدنیزادهوزیر اقتصاد هم در روز دانشجو گفت برخی کالاها اگر با دلار آزاد وارد میشدند، امروز ارزانتر بودند…
و کارشناسانش هم گزارش می دادند که با حذف ارز ترجیحی قیمت گوشت ۵۵۱هزار تومان، مرغ ۷۹هزار تومان، شکر ۶۰هزار تومان و برنج خارجی ۹۸هزار تومان خواهد شد و تازه ۱ میلیون هم کالابرگ داده خواهد شد!
اما این حرفهای زیبای کارنشناسان کارنابلد و بعضا خائن و نفوذی،از همان ابتدا برای متخصصان بوی خون و خیانت میداد!!! و صدای آنان را بابت هشدار به نادرستی این وعدهها و انفجار قیمتها بلند کرده بود.
حالا گوشت که قرار بود ۵۵۰ هزار باشد با افزایش ۴ برابری به قیمت ۲ میلیون رسیده و مرغ ۷۹ هزارتومانی، 400 هزار و شکر ۱۰۰ هزار و برنج خارجی قله 300 هزارتومان را فتح نمود.
شاهکار آنجاست که روغن، لبنیات، تخممرغ، نان، حبوبات و کالاهای اساسی یک شبه چند برابر شدند و کالابرگ حتی توان جبران گرانی یک قلم را هم ندارد و این تازه دور اول گرانیهاست و چرخه تورم و گرانی دستوری دولت به همین جا ختم نخواهد شد و دور دوم هم با خیانت دلار 180 هزار تومانی در قیمت تایر و روغن موتور در حال خودنمایی است تا اینبار دیگر عبرت بگیریم.

نتیجه گران سازی دستوری ارز امروز بهتر نمایان شده است!
نرخ دلار در بازار آزاد ۱۴۱ هزار تومان ۱۵ دی ۱۴۰۴ به ۱۸۲ هزار تومان در ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
تورم نقطهبهنقطه کالا به دلیل وابستگی که به نرخ ارز دارد از ۴۳.۶ درصد در فروردین ۱۴۰۴ به ۹۵.۷ درصد در فروردین ۱۴۰۵ رسید.
تورم مواد غذایی به 115 درصد رسیده است!!!
تورم خدمات نیز در این مدت در محدوده ۳۵ تا ۴۰درصد نوسان داشت.

متوسط قیمت ۱۱ قلم کالای اساسی سبد کالابرگ نسبت به فروردین سال قبل ۱۴۸ درصد افزایش یافته و هزینه تأمین این اقلام نزدیک به ۲.۵ برابر شده است.
در میان کالاهای اساسی، روغن مایع با رشد ۳۰۸ درصدی رکورددار افزایش قیمت است و به ۴ برابر سطح سال قبل رسیده است.
مرغ ماشینی گرم با ۱۹۱ درصد، برنج ایرانی با ۱۷۳ درصد و تخممرغ با ۱۷۱ درصد رشد قیمت، بیشترین فشار تورمی را به سبد مصرفی خانوارها وارد کردهاند.
هزینه سبد خوراکیهای اساسی برای یک خانوار ۴ نفره به ۱۹ میلیون و ۵۳۵ هزار تومان رسیده. این هزینه اکنون ۶۶ درصد از کل درآمد یک کارگر حداقلبگیر است
افزایش نرخ سکه طلا از ۱۵۸ میلیون تومان در نیمه دیماه زمان آزادسازی نرخ ارز به ۲۰۰ میلیون تومان در نیمه دوم اردیبهشت ۱۴۰۵.
گرانی افسارگسیخته ارز و به تبع آن دیگر کالاها هیچ ربطی به مقاومت ملت ایران ندارد و دادن نقشه غلط تسلیم ملت ایران توسط غربگرایان در ادامه حملات غرب علیه ایران است.
«نسخه فروپاشی» غرب برای کشور های مستقل یک نسخه واحد است. ابتدا با تقویت نظام کارشناسی وابسته،نسخه های غلط را تبدیل به مفروضات لایتغیر سیاستگذاران میکند و پس از آن به تضعیف نظام اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کشورها روی می آورد. همزمان با فشار تحریم و محاصره ریشه بحران های جوامع را تحریم های اعمالی تعریف می کند. اگر آن کشور تسلیم مطامع غرب شد چنان غل و زنجیر وابستگی را بر گردن آن کشور تقویت خواهد کرد که برای هیچ وقت روی استقلال را نبیند. اگر هم تسلیم نشد با همین «نسخه های آشوب زا» کشور را وارد بی ثباتی و سپس در صورت لزوم وارد جنگ میکند.
آن چه که طی این سال ها بر ایران رفت همین بود. دشمن با تحریم و فشار نتوانست ایران را تسلیم کند. با نسخه های غلط اقتصادی کشور را وارد آشوب کردند و ذهن مردم تحت فشار اقتصادی را مستعد پذیرش روایت شکست و بازگشت به عقب کردند. کشور که وارد بحران اجتماعی شد به کشور به بهانه حجاب و سپس اقتصاد شوک وارد کردند و خیابان را محل «شورش» ساختند.
ایران اسلامی حتی در این مرحله هم کوتاه نیامد فلذا با «شورش» بهانه لازم برای حمله به کشور و ترور رهبر شهید و مظلوم انقلاب را فراهم ساختند. وقتی در جنگ به بن بست رسیدند دوباره به محاصره و تحریم روی آوردند و همزمان «پیاده نظام کارشناسی» خود را فعال ساخته اند تا با «گرانی ارز» کشور را به سمت «نوشیدن جام زهر» پیش ببرند. اگر کشور تسلیم نشود بازهم در کشور با همین نسخه ها شورش و سپس جنگ جدید راه خواهند انداخت.

دقیقا شبیه پروژه ای که در ۱۴٠۴ پیش بردند که بزرگترین هزینه آن «شهادت رهبر تاریخی ایران» بود. اگر بگوییم تمامی اتفاقات دی ماه ۱۴٠۴ و سپس قبح شکنی ها و توهین ها به رهبر شهید انقلاب و سپس ترور رهبر انقلاب و شهادت هزاران تن از ملت ایران نتیجه همین «اصلاحات کذایی اقتصادی» است حرف گزاف نزده ایم. دیوار حاشای آن ها هم بلند است.
همین الان اگر بگوییم که برخی نمایندگان مجلس قبل از جنگ و در ایام اصلاحات کذایی شما در دی ماه هشدار دادند که آزاد سازی نرخ ارز موجب ایجاد نرخ ارز جدید بالاتر خواهد شد باز حاشا خواهند کرد و آن را گردن «جنگ» خواهند انداخت. این چرخه توسط کارشناسان غربگرا آنقدر ادامه خواهد یافت تا کشور نابود یا تسلیم شود.
القصه، رهبر انقلاب قربانی این اقدامات شد. حداقل شرافت داشته باشید و به حرمت خون مطهر او و مردم ایران،از این مسیر توبه کنید. «نرخ ارز» را از دست توافق «صادرکننده» و «واردکننده» خارج کنید. ارزش پول ملی را دست یک مشت دلال سودجو ندهید. امید مردم کف خیابان را ناامید نکنید و از همه مهم تر زمینه را برای ترور مقامات عالی نظام دوباره فراهم نفرمایید. از گوش کردن به حرف درس خوانده های شیکاگو مسلک توبه کنید. بگذارید مردم ایران شیرینی مقاومتشان را لمس کنند.

در فروردین سال گذشته که دور اول مذاکرات دولت پزشکیان با ترامپ شروع شد و قیمت دلار در بازار کمی پایین آمد، رسانههای اصلاحطلب با ذوقمرگی از دلار 85 هزار تومانی خبر دادند.اما اصلاح طلبان به روی خودش نیاوردند که دلار را با نرخ 58000 هزار تومان تحویل گرفته اند و به 180 هزار تومان رساندند!
دولت با سیاستهای وحشتناک اقتصادی در کمتر از 6 ماه دلار را 50 درصد و در 21 ماه 200 درصد گران کرد. اما با توجه به آن که مذاکرات کاملا طرح فریب آمریکا و اسرائیل برای حمله و جنگ بود، شاهد بودیم که تا پایان سال قیمت دلار 2 برابر شد اما شرطیسازی اقتصاد به مذاکرات، نتیجهای جز گرانی و تورم نداشت.
کاسبان_مذاکره باید پاسخ دهند که چطور در 3 سال دولت رئیسی قیمت دلار حدود 133 درصد افزایش یافت اما در 21 ماه دولت پزشکیان تاکنون دلار نزدیک به 200 درصد گران شده است؟اگر مذاکرات با آمریکا میتواند دلار را ارزان کند، چرا در دولت سیزدهم که اولویت دولت به هیچوجه مذاکره نبود، افزایش اینقدر نبود؟
این در حالی است که تجربه نشان داده که چشم امید بستن به مذاکره و توافق با آمریکا برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور، کاملا اشتباه است و آمریکا هیچ امتیازی به ایران نخواهد داد و رفع مشکلات اقتصادی مردم نیز نیازمند تلاش دولت، مبارزه با فساد دولتی و خصوصی، مقابله با تورم، انضباط و قانونمداری اقتصادی است.

منبع : خبرگزاری فارس