هشدارهای یک نظرسنجی؛ چرا دولت بر مذاکره با آمریکا اصرار دارد؟
نتایج یک نظرخواهی معتبر سایت تابناک که بهتازگی منتشر شده، بهروشنی نشان میدهد که ۸۴.۶۴ درصد از مردم ایران، امضای هرگونه یادداشت تفاهم با آمریکا را در این مقطع بهضرر کشور میدانند. این رقم، نه یک اقلیت، بلکه اجماعی کمنظیر از خرد جمعی است. با این حال، دولت پزشکیان، همراه با قالیباف و تیم مذاکرهکننده، با اصرار بر ادامهی مذاکرات، گویی در برابر این خواست آشکار مردمی، گوشهای خود را بستهاند.

پس از ماهها جنگ تحمیلی و بمبارانهای سنگین که به شهادت هزاران ایرانی از جمله کودکان مظلوم میناب انجامید، و پس از آنکه خون بیش از ۴۰۰۰ هموطنمان بر زمین ریخته شد، آیا زمانی برای نشستن پای میز مذاکره با همان کشوری که هنوز لبخند تحریم بر چهره دارد، وجود دارد؟
مردم با نگرانی و تأسف نظارهگرند که دولت، با بیاعتنایی به سیاستهای کلی نظام و نظر صریح رهبری معظم که بارها بر عدم اعتماد به آمریکا و پرهیز از مذاکره در شرایط ضعف تأکید داشتهاند، راهی را پیش گرفته که نه تنها نشانهای از اقتدار ملی نیست، بلکه بوی تسلیم و معاملهگری میدهد. سؤال اینجاست: اگر رهبری و اکثریت قاطع مردم مخالف این مسیرند، پس اصرار دولت بر این مذاکره، پاسخگو کیست و به چه قیمتی تمام میشود؟
گفته میشود قرار است در این مذاکره، در برابر رفع بخشی از محاصرهی اقتصادی و دریافت ۱۲ میلیارد دلار—آنهم نه به عنوان کمک، بلکه صرفاً برای خرید گندم، سویا و ذرت از آمریکا—دو اهرم راهبردی و حیاتی ایران یعنی تنگه هرمز و صنعت هستهای، بر سر میز چانهزنی گذاشته شوند. البته ناگفته نماند که همتی، رئیس بانک مرکزی دولت پزشکیان نیز این مورد را تایید کرده است!
مگر طبق دستور رهبر انقلاب قرار نیود ایران به تنهایی بر تنگه هرمز مدیریت کند؟ باز کردن تنگه و فرصت دادن به ترامپ برای پایین آوردن قیمت نقت و رفع مشکلات اقتصاد جهانی و رایزنی با کشورهای همسایه برای مدیتی تنگه که مسلما به کاهش قدرت ایران برای مدیریت این تنگه خواهد انجامید، با کدام عقل سلیمی صورت گرفته است؟
آیا این همان عزت و قدرت بازدارندهای است که سالها خون دل خوردهایم تا به دست آوریم؟ تنگه هرمز، شریان نفتی جهان و کلید استراتژیک خلیج فارس، و صنعت هستهای، میراث شهدای هستهای ما، اکنون قرار است در قبال چند محموله خوراک دام، معامله شوند؟ مگر ما برای اینهمه ایستادگی، تحریم و شهادت، هزینه نکردهایم که حالا چنین معاملهای را بپذیریم؟ طرحی که یادآور تلخ «نفت در برابر غذا» است و میدانیم که سرانجامش فقط وابستگی بیشتر و از بین رفتن اهرمهای فشار ایران خواهد بود.

اختلاف زمانی این دو عکس بیش از ۱۰ سال است، پس از #مذاکره با آمریکا و #برجام، نرخ #دلار بیش از ۵۰ برابر شد.
دو ماه دیگر که #ترامپ همین تعلیق نمایشی تحریم را کنار گذاشت و سپس #جنگ را آغاز کرد؛ یادتان باشد که مسئولیت مذاکره با #پزشکیان و #قالیباف بود. بعدا زیرش نزنند و تقصیر را گردن رهبری نیندازند!
دوست من، بهراستی چرا این دولت، با وجود مخالفت صریح رهبری و با وجود نظرخواهی که ۸۵ درصد مردم را در مقابل خود میبیند، باز هم بر این مسیر پافشاری میکند؟ آیا این نگاه به آینده، نگاهی شکستخورده به مذاکره نیست؟ آیا این اصرار، پاسخی به ندای خون شهداست یا پاسخی به فشارهای خارجی و وعدههای فریبندهی آمریکاییها؟
مردم بهخوبی میدانند که آمریکا هرگز به تعهدات خود پایبند نبوده و وعدههایش چون طرح «نفت در برابر غذا» فقط به کام دلالان و نه به کام گرسنگان تمام شده است. چرا باید بار دیگر همان سناریوی تلخ تکرار شود؟ مگر تجربهی برجام و خروج یکطرفهی آمریکا از آن، برای عبرت گرفتن کافی نیست؟

دولت آقای پزشکیان و تیم مذاکرهکننده، باید صدای مردم را بشنوند. ۸۴ درصد مخالفت، یک هشدار است، نه یک عدد. اگر تدبیر و دیپلماسی به معنای فروش غرور ملی به بهای چند کامیون ذرت و سویاست، این تدبیر نه تنها به صلاح کشور نیست، که خیانتی آشکار به آرمانهای انقلاب و خون شهیدان محسوب میشود.
زمان آن رسیده که یا مسیر تغییر کند، یا دولتمردان پاسخگوی این شکاف عمیق بین خود و ملت باشند. مذاکره از موضع ضعف، هرگز به عزت نینجامیده و نخواهد انجامید. بیایید از تجربهی تلخ گذشته درس بگیریم و اجازه ندهیم خون ۴۰۰۰ شهید و کودکان میناب، پای میز معاملهای رنگباخته، به حراج گذاشته شود.