واقعیت تلخ اقتصاد؟ مذاکره، کالابرگ یک میلیونی و سلطان تورم!
در دیماه ۱۴۰۴، دولتمردان چهاردهم با سروصدا و تبلیغات گسترده، ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی را حذف و وعده دادند که کالابرگ یک میلیون تومانی، جای خالی آن را پر میکند. آنها حتی قول دادند هر سه ماه یکبار، مبلغ این برگ را متناسب با تورم افزایش دهند. اما امروز، پس از گذشت شش ماه، نه خبری از افزایش مبلغ است و نه اثری از آن وعدههای شیرین. تنها چیزی که باقی مانده، سفرههای خالیتر مردم و آماری است که فریاد میزند: هزینه خرید ۵۲ قلم مواد غذایی پرمصرف، از ۱۲.۴ میلیون تومان به ۱۹.۴ میلیون تومان رسیده است. یعنی دقیقاً ۷ میلیون تومان گرانتر شده، در حالی که همان کالابرگ یک میلیون تومانی، همچنان در جیب مردم خودنمایی میکند.
بیشتر بخوانید : جنگ را بگذارید کنار، ریشه گرانی و تورم دست دولت است!
آقای پزشکیان و تیم اقتصادی شما کجایند؟ چرا وعدههایی میدهید که نه تنها محقق نمیشود، بلکه هر روز فاصله میان شعار و عمل را بیشتر میکند؟ اصلاحطلبان و رسانههای وابسته به بانک مرکزی این روزها خواستار توقف کالابرگ یا کاهش جامعه دریافتکنندگان آن شدهاند. مگر نه این است که خود شما وعده جبران تورم را داده بودید؟ مگر همتی رئیسکل بانک مرکزی، افزایش مبلغ کالابرگ را تورمزا نمیداند؟ پس چرا در دیماه، هیچکس به مردم نگفت که این یک میلیون تومان، فقط یک مسکن موقتی است و قرار نیست قدرت خرید واقعی را حفظ کند؟

اما قضیه فراتر از این ارقام ساده است. با استناد به گزارش مرکز آمار ایران، افزایش قیمت برخی اقلام اساسی مانند لبنیات، برنج، روغن و حبوبات در این شش ماه به بیش از ۷۰ درصد نیز رسیده است. خانوادهای که پیش از حذف ارز ترجیحی ماهانه ۱۲.۴ میلیون تومان خرج سبد غذایی خود میکرد، اکنون ناچار است نزدیک به ۲۰ میلیون تومان پرداخت کند. این یعنی تنها در نیمسال، بیش از نیمی از حقوق یک کارگر حداقلیبگیر، فقط برای جبران گرانی مواد غذایی ناپدید شده است. کالابرگ یک میلیون تومانی در چنین شرایطی نهتنها کمکی نمیکند، بلکه به تمسخر سفره مردم تبدیل شده است. آیا مسئولان فکر میکنند مردم با این مبلغ ناچیز میتوانند حتی یکدهم از افزایش هزینههایشان را پوشش دهند؟

عجیبتر آنکه بانک مرکزی به ریاست آقای همتی، این روزها از طریق رسانههای وابسته، سناریوی «تورمزایی افزایش کالابرگ» را کلید زده و حتی خواستار حذف کامل آن برای اقشار غیرنیازمند شده است. آیا این همان دولتی نیست که در دیماه، حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را با وعده جبران کامل قدرت خرید پیش برد؟ اگر افزایش مبلغ کالابرگ تورمزاست، چرا خود حذف ارز ترجیحی که مستقیماً به جهش ۵۷ درصدی قیمت مواد غذایی انجامید، تورمزا نبود؟ پاسخ روشن است: سیاستهای این دولت از ابتدا فاقد هرگونه برنامه پشتیبانی واقعی بوده و وعدهها صرفاً برای فروش یک تصمیم نادرست به مردم مطرح شدهاند. تیم مذاکرهکننده و مشاوران اقتصادی پزشکیان اگر شجاعت دارند، بیایند و پاسخ دهند چرا مردم باید هزینه این آزمون و خطای پرهزینه را بپردازند؟
بیایید صادق باشیم؛ جریان غربزده و اصلاحطلب کشور، سالهاست که نسخه مذاکره با آمریکا را بهعنوان علاج تمام دردهای اقتصادی میپیچد. اما آمارها چیز دیگری میگویند. در ۸ سال دولت روحانی که پرچم مذاکره بالاترین بود، دلار ۷۰۳ درصد گران شد. در مقابل، در دولت شهید رئیسی که مذاکره را محور قرار نداد، نرخ ارز فقط ۱۳۳ درصد افزایش یافت. حالا در کمتر از ۲۲ ماه از دولت پزشکیان، دلار ۲۰۳ درصد جهش کرده است! ماجرا چیست؟
دلیلش ساده است: شرطی کردن اقتصاد به نتایج مذاکرات، یعنی وابسته کردن سفره مردم به رفتار یک دشمن بیتعهد. هر بار که مذاکرهها به بنبست میرسد، دلار سقفهای جدیدی را فتح میکند. تیم مذاکرهکننده دولت چهاردهم، به جای آنکه روی تولید داخلی و دیپلماسی فعال اقتصادی تمرکز کند، همچنان در دام توهم «امضای آمریکا» گرفتار است. نتیجه؟ مردم با گرانیهای افسارگسیخته دست و پنجه نرم میکنند.
تجربه دو دهه اخیر به روشنی نشان داده است که آمریکا هیچگاه به تعهدات خود در قبال ایران پایبند نبوده است. از خروج یکجانبه از برجام در سال ۲۰۱۸ تا افزودن تحریمهای جدید در زمان مذاکرات غیرمستقیم، واشنگتن همواره از اهرمهای فشار برای تضعیف اقتصاد ایران استفاده کرده است. با این حال، تیم مذاکرهکننده دولت پزشکیان همچنان با نگاهی خوشبینانه و غیرواقعبینانه، شرط اصلی بهبود معیشت مردم را گروگان وین و ژنو کرده است. نتیجه؟ هر بار که مذاکرهها به بنبست میخورد، دلار سقف جدیدی میشکند و تورم افسارگسیختهتر میشود. آیا این همان «دیپلماسی فعال» بود که به ما وعده دادید؟ یا صرفاً بهانهای برای فرار از مسئولیت مدیریت داخلی اقتصاد؟

آقای پزشکیان و آقای همتی! شما به مردم قول دادید که مذاکره هوشمندانه، تحریمها را خنثی میکند. اما در عمل، تنها چیزی که به ارمغان آوردهاید، حساستر شدن بازار به شایعات و تحلیلهای سیاسی است. اصلاحطلبان و رسانههای نزدیک به آنها نیز به جای نقد این رویکرد غلط، همچنان بر نسخه مذاکره بدون پشتوانه داخلی پافشاری میکنند. مگر نه این است که آقای روحانی نیز همین راه را رفت و در پایان، دلار را بالای ۳۰ هزار تومان تحویل دولت بعد داد؟ حالا شما دلار را بالای ۱۰۰ هزار تومان رها کردهاید و باز هم میخواهید مذاکره کنید؟ این دیگر سادهلوحی است یا خیانت به سفره مردم؟ چرا از تجربههای شکستخورده عبرت نمیگیرید؟
قانون بانک مرکزی، مهار تورم را اولین وظیفه این نهاد میداند. اما اگر عملکرد رؤسای بانک مرکزی در ۴ دهه اخیر را مرور کنیم، یک نام بیش از همه خودنمایی میکند: عبدالناصر همتی. در دوره ریاست او بر بانک مرکزی در دولت روحانی، نرخ تورم نقطهبهنقطه از ۱۸ درصد به ۵۸ درصد رسید. یعنی ۴۰ درصد جهش. و حالا در دولت پزشکیان، او دوباره سکان هدایت بانک مرکزی را به دست گرفته و در همین ۵ ماه، تورم نقطهبهنقطه بیش از ۲۷ درصد رشد کرده است.
بله، رتبه اول و دوم بدترین عملکرد در کنترل تورم در تاریخ بانک مرکزی، متعلق به یک نفر است: عبدالناصر همتی. او را باید «سلطان تورم» نامید. تیم اقتصادی دولت و اصلاحطلبان که همتی را به عنوان کارشناس اقتصادی به مردم معرفی کردند، حالا باید پاسخگوی این فاجعه باشند. مگر نه اینکه وعده ثبات اقتصادی و کنترل قیمتها دادید؟ پس این همه گرانی و تورم از کجا آمده است؟
بررسی عملکرد تاریخی بانک مرکزی نشان میدهد که رؤسایی مانند محسن نوربخش، ابراهیم شیبانی، ولیالله سیف و اکبر کمیجانی توانستند تورم نقطهبهنقطه را در دوره مدیریت خود به طرز معناداری کاهش دهند. در مقابل، آقای همتی نهتنها موفق به کنترل تورم نشد، بلکه رکورددار بیشترین جهش تورمی در تاریخ این نهاد است. جالب آنکه او در دولت روحانی با همان رویکرد حجم نقدینگی و سیاستهای انبساطی، تورم را از ۱۸ به ۵۸ درصد رساند. حالا در دولت پزشکیان، انگار نه انگ که هیچ درسی از گذشته گرفته باشد، دوباره همان مسیر اشتباه را با شدت بیشتری طی میکند. آیا بانک مرکزی تحت مدیریت او تنها بلد است پول چاپ کند و تورم را شعلهور سازد؟


تیم اقتصادی دولت و اصلاحطلبان مدافع همتی، چه پاسخی برای این فاجعه دارند؟ مگر نه اینکه همتی را به عنوان یک اقتصاددان برجسته و تکنوکرات معرفی میکردند؟ کارنامه او جز افزایش تورم، جهش نرخ ارز و کاهش قدرت خرید مردم، دستاورد دیگری نداشته است. با این حال، پزشکیان بدون هیچ ملاحظهای، دوباره افسار اقتصاد کشور را به دست کسی داد که قبلاً ثابت کرده نمیتواند از پس تورم برآید. این یعنی یا نادیده گرفتن واقعیتها یا اصرار بر یک شکست قطعی. مردم انتظار تدبیر دارند، نه تکرار اشتباهات مهلک گذشته. آقای همتی، شما که مدعی هستید افزایش کالابرگ تورمزاست، آیا افزایش ۲۷ درصدی تورم در ۵ ماه مدیریت شما، تورمزا نبود؟ چه توجیهی برای این رکوردشکنی دارید؟
واقعیت تلخ این است که مردم دیگر حرف و وعده نمیخواهند. کالابرگی که ارزش آن در کمتر از شش ماه نصف شده، مذاکرهای که هر بار دلار را گرانتر میکند، و تیمی که با افتخار از «سلطان تورم» به عنوان رئیس بانک مرکزی دفاع میکند، هیچکدام قابل دفاع نیست. آقای پزشکیان، آقای همتی، تیم مذاکرهکننده و اصلاحطلبان: چرا مردم باید بهای آزمون و خطاهای بینتیجه شما را بپردازند؟ زمان آن رسیده که به جای وعدههای پوپولیستی و تکیه بر مذاکرات بینتیجه، برنامهای واقعی برای کنترل تورم و حمایت از سفره مردم ارائه دهید.