چطور غربزده شدیم؟ چه چیزی باعث شد؟ چه کنیم تا چنین نباشیم؟ نقش مذهب این وسط چیست؟ نقش ماشین و فناوری چیست ؟ چه کنیم تا چنین نباشیم؟

با زبان جالب و تند و تیز جلال آل احمد در کتاب غربزدگی پاسخ این سوالات را دریافت خواهیم کرد. جلال به نقش ماشین و تولیدات صنعتی غرب اشاره میکند که چون ما سازنده آن نیستیم، ما را به صرفا به یک مصرفکننده تبدیل میکنند و این مصرفکننده ماشین و تکنولوژی غربی بودن، باعث بردگی فرهنگی میشود (تکنولوژی حامل فرهنگ است).
یک چیز جالبی که جلال در این ناداستان اشاره میکند این است که به قدری فروریختهایم که وقتی میخواهیم صحت چیزی را در جامعه خودمان بررسی کنیم، دنبال جملهای از زبان مستشرقی در غرب میگردیم. دنبال تاییدی از یک خارجی محقق روی شرق. یعنی آنقدر خودتحقیر شدهایم که برای تایید چیزی در مملکت خودمان، تایید آنها را نیاز داریم.
بدبختی بزرگیست. یعنی اگر بخواهیم بگوییم حسنی داریم، آن حسن را با نقل قول از یک خارجی بیان میکنیم.
ذکر این نکته حائز اهمیت است که شرقشناسان به علت استفاده از روش علمی، فرهنگ مستندنگاری(که انگار در قومیت ما کلا وجود ندارد) و ... بهتر از خود مایی که اصلاً این چیزها دغدغهمان نبوده شناختندمان.
جلال در جایی از این کتاب به حکومت باطنی مذهب اشاره میکند. یکی از نکات جالبی که میگوید پیشبینی تغییر وضعیت است. مطمئن است که این وضعیت غربزده به جایی نمیرسد و نمیتواند ادامه پیدا کند.
که البته وضعیت ۱۶ سال پس از نوشتن این کتاب تغییر کرد..