
غرق شدن سخت نبود . بی حسی بود . نفهمی بود . جالب بود شاید!
ناشنوایی ، نابینایی ، سایلنت کردن صفحه ی کیبورد گوشی ، استوپ موزیک هنزفیری ، چرا راه دور برویم؟ چقدر شبیه مرگ بود...
غرق شدن بساطش ساده بود ، آن هم خیلی . دریا می خواست اما بی آب ، موج می خواست اما بی کف ، ساحل می خواست اما بی کلیشه ی قبل ، نسیم می خواست اما بی صدای سکوت...
چقدر تفاوتش زیادی سنگین بود این تحلیل من از غرق شدن! این ماجرا میان کشمکش عدم و عدمِ عدم است...!
"انــگــار"
@engar_official ?on instagram