
«این کتاب ... با این تصور موافق نیست که جامعۀ صفوی بهطور فزایندهای انعکاسدهندۀ آرمانی شد که متعصبان تبلیغ میکردند و اینکه طبقۀ روحانیان توانست همگان را مجبور کند که به اجرای دقیق احکام شریعت اسلامی تن دهند. جدایی جنسیتی در ایران صفوی بهشدت تحمیل و اجرا میشد تا جایی که معمولاً از بالای منارهها اذان نمیگفتند تا مبادا چشم مؤذن به زنان در باغچۀ خانههایشان بیفتد. با وجود این، مسافران خارجی فقط در پایتخت به حضور بیش از ده هزار روسپی اشاره کردهاند که آزادانه و علناً به حرفۀ خود میپرداختند. اگرچه حکومت گاهی به اعتراضهای اسلامی توجه میکرد، قوانین شرعی بیشتر با مجادله و مبارزه تصویب میشد و اقدامات حکومت اغلب صرفاً نمادین و زبانی بود و سرشت عملی نداشت. تأثیر آنها همیشه در بهترین حالت، موقتی بود. روسپیان به کار خود ادامه میدادند و فحشا رو به گسترش بود. تردیدهای روحانیان دربارۀ قهوه و تنباکو هم مانع پذیرش پرشور و مشتاقانۀ این مواد نوظهور از سوی ایرانیان نشد. مصرف افیون رایج و فراگیر بود، افراط در بادهگساری در میان نخبگان رواج داشت و حتی بعضی مقامات دینی هم به این کار تمایل داشتند. مجالس جشن و ضیافت و پذیرایی سلطنتی مطابق معمول شامل اجرای برنامههای رقص زنان و آوازخوانی و شعبدهبازی پسران جوان بود و روسپیان درباری بیشماری در خانههای مقامات سطح بالای حکومتی رفتوآمد داشتند. ایران صفوی در مجموع، خود را همچون جامعهای نشان میدهد که امور دینی را با امور دنیوی درهم میآمیخت و خوشگذرانی یا منع نفس هیچکدام کامل و مطلق نبود و در آن کشور، عادات دیرینه – و ضرورتهای اقتصادی – معمولاً بر ملاحظات اخلاقی غلبه میکرد.
کتاب حاضر درصدد است چنین تناقضهای میان گفتار و عمل، و میان فضیلتی که تبلیغ میشود و "فساد و گناه" همگانی را توضیح دهد آنطور که از یک سنت تاریخی پیچیده ریشه میگیرد که مذهب رسمی و ظاهری فقط یک جنبۀ آن است. اولاً، دولتی که خودش بهشدت درگیر زندگی پر از عیش و عشرت و هرزگی است فقط میتواند هرازچندگاه با شعارهایی فریبنده سعی کند بر شکاف میان رفتار تجویزی بر طبق هنجارهای فرمایشی و رفتار عملی و واقعی پل بزند. ثانیاً، اگرچه حکومت مشروعیتش را از دین میگرفت و همیشه از اصول و عقاید دینی تعریف و تمجید میکرد و همانطور که گفتیم گاهی به توصیههای علما توجه نشان میداد، اصولاً در ساختار و ارادهاش برای قدرت، غیردینی (سکولار) بود. حکومت اگر عملگرا (پراگماتیک) نبود، اصولاً نمیتوانست بماند. عملگرایی آن از غریزۀ سازش با مقتضیات محیط و نیاز به "چانهزنی تلویحی" با جامعه و نیازهای غیرقابلمهار آن سرچشمه میگرفت، اما بیش از همه ناشی از تنگنایی بود که طی قرون و اعصار در برابر حکومتها قرار داشته است: ضرورت انتخاب میان اصول و منافع. مثل هر جای دیگری، در ایران اوایل عصر جدید هم اخلاقیات عموماً در مقابل ضرورتهای کسب درآمد نادیده گرفته میشد بهطوری که مقامات صفوی از روسپیگری و استعمال دخانیات تا حد زیادی بهخاطر درآمد مالیاتی قابلتوجهی که این فعالیتها تولید میکرد، چشمپوشی میکردند. نمونۀ دیگر پیچیدگیها و تناقضهایی که تنگنای منع مصرف و سود عواید مصرف میتواند ایجاد کند در ژاپن روزگار ما بهروشنی نمایان است. عواید دخانیات در ژاپن پشتوانۀ مالی و منبع اصلی نقدینگی برای دولت است بهطوری که اقدامات پیشنهادی وزارت بهداشت برای منع دخانیات با مخالفت وزارت دارایی روبهرو میشود.»
صفحۀ 30 تا 31